قطعات
- شمارهٔ ۱ یار بیآرام میخواهد مرا
- شمارهٔ ۲ رنگ عشرت بی تو آتش میزند جان مرا
- شمارهٔ ۳ به دریای غمت افتاده و بیچاره گردیدم
- شمارهٔ ۴ نیمجانی مانده است از دوریت در تن بیا
- شمارهٔ ۵ ساقیا در گردشآور جام را
- شمارهٔ ۶ تا معتقد به سبحهٔ صد دانهایم ما
- شمارهٔ ۷ هیچ از گریهٔ عشاق اثر نیست تو را
- شمارهٔ ۸ تهمت مستی است چون نرگس من ناکام را
- شمارهٔ ۹ شمعسان شب همه شب گریه بوُد کار مرا
- شمارهٔ ۱۰ پای رفتن نیست هرگز از سر آن کو مرا
- شمارهٔ ۱۱ در قفس یک همنفس محرم نشد راز مرا
- شمارهٔ ۱۲ تو را که گفت که از خون گذر ترحّم را
- شمارهٔ ۱۳ طاقت ناله ندارد دل غمپیشهٔ ما
- شمارهٔ ۱۴ تا کی کنم گوارا افسانه و فسون را
- شمارهٔ ۱۵ رسیده از قد او طرفه پایمال مرا
- شمارهٔ ۱۶ مزن آتش به جان من که یا بیدردمندی را
- شمارهٔ ۱۷ چه میترسانی از بیدادی رنگینقبا ما را
- شمارهٔ ۱۸ کند شیخ و برهمن سجده جنگ دلنوازش را
- شمارهٔ ۱۹ ضبط کنم در قفس ناله و فریاد را
- شمارهٔ ۲۰ از خوبی آفریدند سر تا به پای او را
- شمارهٔ ۲۱ عمرم به سر رسید تو هم بیوفا بیا
- شمارهٔ ۲۲ غزالی آفت آرام من شد از رمیدنها
- شمارهٔ ۲۳ زارم از درد جدایی ای دل زارم بیا
- شمارهٔ ۲۴ تخت و کلاه، تختهکلاه است پیش ما
- شمارهٔ ۲۵ ز سیلِ گریهام شد جان مجنون تنگ در صحرا
- شمارهٔ ۲۶ وفا روزی که سازد خاک جسم ناتوانم را
- شمارهٔ ۲۷ بر سر کویش نه آسان جان به دست آید مرا
- شمارهٔ ۲۸ باید بهسان شمع گذشتن ز جان مرا
- شمارهٔ ۲۹ چه رنگ همچو حنا پای آن جوان بوسم
- شمارهٔ ۳۰ از گریه کنم سبز به یاد تو چمن را
- شمارهٔ ۳۱ از درد اسیری شده آتش نفس ما
- شمارهٔ ۳۲ دیوانهٔ پیغام نگار است دل ما
- شمارهٔ ۳۳ ای دلِ بیخبر آن سرو روان را دریاب
- شمارهٔ ۳۴ زلف او دارد بهدست از خوشنصیبیها رقیب
- شمارهٔ ۳۵ با اهل وفا از تو جفا نیست مناسب
- شمارهٔ ۳۶ خانهٔ من ز آه گشته خراب
- شمارهٔ ۳۷ دارم از دست تو ای خانهخراب
- شمارهٔ ۳۸ عمری گذشت رونق هامون نمانده است
- شمارهٔ ۳۹ تا دوچار غم هجران شده است
- شمارهٔ ۴۰ کی تو را از بیدماغی تاب شور بلبل است
- شمارهٔ ۴۱ وانگردید دل غمزه یار آمد و رفت
- شمارهٔ ۴۲ همیشه از غم دل بر جبین من چین است
- شمارهٔ ۴۳ در گوشهٔ امنی که منم حرفزدن نیست
- شمارهٔ ۴۴ اشک مرا پیام کسی بیقرار ساخت
- شمارهٔ ۴۵ یار از برم به پیرهن لالهگون گذشت
- شمارهٔ ۴۶ ز چشم یار حال من تباهی است
- شمارهٔ ۴۷ ازینکه گل به سر بوالهوش نگارم ریخت
- شمارهٔ ۴۸ همدمان درد من بیانی نیست
- شمارهٔ ۴۹ بدم بخنده که آن یار موسم شادیست
- شمارهٔ ۵۰ انیس من غم و اندوه بیوفای هست
- شمارهٔ ۵۱ نوبهار آمد به گلشن راه پیداکردنی است
- شمارهٔ ۵۲ بر خاطر ما گرد ستم بیختهٔ کیست
- شمارهٔ ۵۳ دوش از ما بیخبر دل از پی جانانه رفت
- شمارهٔ ۵۴ شد فنا در گریهاش این چشم گریان عاقبت
- شمارهٔ ۵۵ یا رب از دست قاتلی که مراس
- شمارهٔ ۵۶ تا صوت دلکش تو به گوشم رسیده است
- شمارهٔ ۵۷ طالعنامه من بس که بلند افتاد است
- شمارهٔ ۵۸ در داغ تو سینه باغ باغ است
- شمارهٔ ۵۹ دل برون از سینه کردم حسرت یاری نداشت
- شمارهٔ ۶۰ از چه میرانی مرا از کوی خود جا تنگ نیست
- شمارهٔ ۶۱ هلاک نرگس او در زمانه بسیار است
- شمارهٔ ۶۲ هزار زخم توانم ز تیغ او برداشت
- شمارهٔ ۶۳ هیچ رحمی به دل زار نکردی و گذشت
- شمارهٔ ۶۴ بی تو امشب خون گریستم همنشینم شاهد است
- شمارهٔ ۶۵ آنکه با مهر و وفا کار ندارد این است
- شمارهٔ ۶۶ رفتم ز پیش پی شهادت
- شمارهٔ ۶۷ محشر آشوب و غوغا کوی توست
- شمارهٔ ۶۸ دستم ز کار رفت گریبان دریدنی است
- شمارهٔ ۶۹ مرا در عشق حکم دمزدن نیست
- شمارهٔ ۷۰ خال در آن گوشهٔ ابرو غریب افتاده است
- شمارهٔ ۷۱ خونبهای دل ز ابروی بتان نتوان گرفت
- شمارهٔ ۷۲ یک خانه ز بیداد تو آباد نمانده است
- شمارهٔ ۷۳ از دل زلف تو تاب برده است
- شمارهٔ ۷۴ دادیم تن به هجر چو جانان به من نساخت
- شمارهٔ ۷۵ نقاب سوز رخ و حسن خود نما این است
- شمارهٔ ۷۶ هزار شکر که ممنون این دلی نشدم
- شمارهٔ ۷۷ دل از بر من رفته به کوی تو نشست است
- شمارهٔ ۷۸ چون نپیچد ز غصه تاک به خود
- شمارهٔ ۷۹ بر سر داغم که هم با شمع ماند هم به گل
- شمارهٔ ۸۰ شرح تاریکی شبهای جدایی چه دهم
- شمارهٔ ۸۱ نظر به حال منت آنچنان که باید نیست
- شمارهٔ ۸۲ تو از جفا به دلم آنچه خواستی کردی
- شمارهٔ ۸۳ مرا این معنی از نرگس عیان شد
- شمارهٔ ۸۴ نپرسیدی تو را پرسیدنی داشت
- شمارهٔ ۸۵ زمان حسن تو آخر شد و ادا باقی است
- شمارهٔ ۸۶ دردا که غم عشق به دامان تو آویخت
- شمارهٔ ۸۷ آنچنان دل شتاب می سوزد
- شمارهٔ ۸۸ شب جدایی آن رشک ماه در پیش است
- شمارهٔ ۸۹ سرمایهای ز سوز درونم نمانده است
- شمارهٔ ۹۰ مفتون تو را عالم دلگیر بهشت است
- شمارهٔ ۹۱ نتوان سخنی از دهان گفت
- شمارهٔ ۹۲ فتنه برپا به دهر ازان بالاست
- شمارهٔ ۹۳ بهجا ز پیکر من گر یک استخوان باشد
- شمارهٔ ۹۴ دل در سواد زلف تو داغی به هم رساند
- شمارهٔ ۹۵ در گریه دوش یک مژهام خواب برده بود
- شمارهٔ ۹۶ او ز همراهان به محمل خفته غافل میرود
- شمارهٔ ۹۷ هر کجا آن قد و قامت باشد
- شمارهٔ ۹۸ کجا زمانه غم روزگار من دارد
- شمارهٔ ۹۹ مرگ در هجر دوست از من باد
- شمارهٔ ۱۰۰ به غیر ناله که آن نیز جسته جسته برآید
- شمارهٔ ۱۰۱ داغت پس از فنا به مزارم بهار کرد
- شمارهٔ ۱۰۲ به غم عشق شاد باید مرد
- شمارهٔ ۱۰۳ در گلشن کویش که صبا راه ندارد
- شمارهٔ ۱۰۴ رفتی از گلشن و گلها همه دلگیر شدند
- شمارهٔ ۱۰۵ جور چشم یار را ناچار میباید کشید
- شمارهٔ ۱۰۶ دل شرح آتش ستم او نمیدهد
- شمارهٔ ۱۰۷ دل بیدرد مرا میسوزد
- شمارهٔ ۱۰۸ دل یک نفس در آتش هجران طپید و ماند
- شمارهٔ ۱۰۹ مریض عشق او بسیار بر بستر نمیماند
- شمارهٔ ۱۱۰ ز بخت خرمیم در نظر نمیآید
- شمارهٔ ۱۱۱ به وعدهای دل من شاد اگر کنی چه شود
- شمارهٔ ۱۱۲ شب هجران او می با دماغ من نمیسازد
- شمارهٔ ۱۱۳ نتوانم نفسی صلح به پیراهن کرد
- شمارهٔ ۱۱۴ بخت چون شمع به غیر از تب و تابم ندهد
- شمارهٔ ۱۱۵ چنان دوست در پهلوی من نشیند
- شمارهٔ ۱۱۶ سرمهٔ ناز ازان چشم سیه میریزد
- شمارهٔ ۱۱۷ اگر نقاب ز روی تو وا شود چه شود
- شمارهٔ ۱۱۸ ز بس کاری ز دست نارسای من نمیآید
- شمارهٔ ۱۱۹ دیده گریانست سیراب چمن خواهیم کرد
- شمارهٔ ۱۲۰ بود در کویت دل زاری نپرسیدی چه شد
- شمارهٔ ۱۲۱ هزار حیف که کار دلم به کام نشد
- شمارهٔ ۱۲۲ کشور حسن و خط زیر و زبر خواهد شد
- شمارهٔ ۱۲۳ شاید آن بیوفا نمیآید
- شمارهٔ ۱۲۴ جان جدا شد ز تنم لیک به جانان نرسید
- شمارهٔ ۱۲۵ تا یار راند گلگون اشکم ز پی روان شد
- شمارهٔ ۱۲۶ چنان دل از برای سرد مهر افسرده میآید
- شمارهٔ ۱۲۷ دلبران چون نقاب بردارند
- شمارهٔ ۱۲۸ سفر از کوی یار نتوان کرد
- شمارهٔ ۱۲۹ شب که رویش ز می افروخته بود
- شمارهٔ ۱۳۰ دل به گوشش چه سخن میگوید
- شمارهٔ ۱۳۱ تلخ عیش جدایی او را
- شمارهٔ ۱۳۲ دل از اندیشهٔ دارین غم پهلوی غم دارد
- شمارهٔ ۱۳۳ ز صبح عید دلم بی تو شام ماتم دید
- شمارهٔ ۱۳۴ دل چه گویم که کجا دور ز من میگردد
- شمارهٔ ۱۳۵ چرا از تنگی دل خاطرم اندوهگین باشد
- شمارهٔ ۱۳۶ آتش شوق توام بس که جگر سوخته بود
- شمارهٔ ۱۳۷ دل خون گشته میترسم که از مژگان فرو ریزد
- شمارهٔ ۱۳۸ هر دم به جگر خون کندم دلبر دیگر
- شمارهٔ ۱۳۹ کرا دماغ که سوزد چراغ در شب هجر
- شمارهٔ ۱۴۰ من کیام نالان غریبی از وطن افتاده دور
- شمارهٔ ۱۴۱ بس که بر بمسل شدنها دل نهادم در قفس
- شمارهٔ ۱۴۲ از غم دوری جانکاه مپرس
- شمارهٔ ۱۴۳ فصل بهار آمد و من زنده در قفس
- شمارهٔ ۱۴۴ نشد به ماشطه محتاج حسن دلجویش
- شمارهٔ ۱۴۵ چسبانده پارهای زر مابین ابروانش
- شمارهٔ ۱۴۶ یک صبح درآ از در و جانانهٔ ما باش
- شمارهٔ ۱۴۷ تا به کی از نالهها شام و سحر آزارمش
- شمارهٔ ۱۴۸ دیدی ای دل که مرا باز چه کار آمد پیش
- شمارهٔ ۱۴۹ به فاقه پا نگذارم برون خانهٔ خویش
- شمارهٔ ۱۵۰ بیسبب یار مرا از نظر انداخت دریغ
- شمارهٔ ۱۵۱ دارم دلی از درد تو بیمار و تو غافل
- شمارهٔ ۱۵۲ ما از جهانیان نشنیدیم بوی دل
- شمارهٔ ۱۵۳ دیوانه دل خویش به داغی نرساندیم
- شمارهٔ ۱۵۴ میتوانم که دل از هر دو جهان بردارم
- شمارهٔ ۱۵۵ اگر حال دل محزون نویسم
- شمارهٔ ۱۵۶ شنیدم تا حدیث خوبیت مشتاق گردیدم
- شمارهٔ ۱۵۷ نه امروز است جا بیرون شهر از شور سودایم
- شمارهٔ ۱۵۸ کام دل از علم و فن میخواستم
- شمارهٔ ۱۵۹ از خانه بیتو دوش به در میشتافتم
- شمارهٔ ۱۶۰ از اشک خانه ویران دیدم ندیده بودم
- شمارهٔ ۱۶۱ زهد صد ساله به یک جرعهٔ صهبا دادم
- شمارهٔ ۱۶۲ ناله شد برق خرمنم چه کنم
- شمارهٔ ۱۶۳ چون نیست یار آنکه دهم یار را سلام
- شمارهٔ ۱۶۴ جدا از روی او گر زنده مانم
- شمارهٔ ۱۶۵ جان نثار دلربایان کردهایم
- شمارهٔ ۱۶۶ خواهم که درد دل بر دلدار خود کنم
- شمارهٔ ۱۶۷ سحر از یاد چشم او به نرگس زار افتادم
- شمارهٔ ۱۶۸ بتهٔ سلسلهٔ موی توام
- شمارهٔ ۱۶۹ درین دو روز که از بزم تو جدا بودم
- شمارهٔ ۱۷۰ خوشم به مفلسی خود غنا نمیخواهم
- شمارهٔ ۱۷۱ سینه را بشکافتم دل یافتم
- شمارهٔ ۱۷۲ من اگر درخور لطف و کرمت میبودم
- شمارهٔ ۱۷۳ آن طالعم کجاست که قربان او شوم
- شمارهٔ ۱۷۴ شب وصل از تو نی کامی گرفتم نی طرب کردم
- شمارهٔ ۱۷۵ چو زلف یار به آشفتگی سری دارم
- شمارهٔ ۱۷۶ گرچه محروم شب عیش وصالت خفتم
- شمارهٔ ۱۷۷ اینکه من بعد از وداع گل به گلشن ماندهام
- شمارهٔ ۱۷۸ گر نه عشق اختیار میکردم
- شمارهٔ ۱۷۹ من نه آنم که علاج دل رنجور کنم
- شمارهٔ ۱۸۰ بیتو کی میل به صهبا من غم پیشه کنم
- شمارهٔ ۱۸۱ راز من فاش شد از گریه الهی چه کنم
- شمارهٔ ۱۸۲ از حرف شکوه طبع تو بر هم نمیزنم
- شمارهٔ ۱۸۳ تن به مردم دادهام از یار دور افتادهام
- شمارهٔ ۱۸۴ لطف آن سرو سهی میخواهم
- شمارهٔ ۱۸۵ رفتی و بسی ملال دارم
- شمارهٔ ۱۸۶ کی بیتو جای یک مژه خواب است خانهام
- شمارهٔ ۱۸۷ تا آمدم به کوی تو از کار ماندهام
- شمارهٔ ۱۸۸ چنان شب بر یار نالیده بودم
- شمارهٔ ۱۸۹ در سراغ دل خود کام به تنگ آمدهام
- شمارهٔ ۱۹۰ به دعاها ز جفا باز نیایی چه کنم
- شمارهٔ ۱۹۱ چو بست غمزهٔ آن شوخ شست بر دل من
- شمارهٔ ۱۹۲ آشفتهتر ز طرهٔ یارم درین جهان
- شمارهٔ ۱۹۳ بسوزان یا بکش یا محرم بزم وصالم کن
- شمارهٔ ۱۹۴ تا نگردد خانها ویران ز آب چشم من
- شمارهٔ ۱۹۵ مجنون نداشت خاطر ناشاد همچون من
- شمارهٔ ۱۹۶ مصلحت نیست ز کوی تو جدایی کردن
- شمارهٔ ۱۹۷ پرده از رخ برفکن کز ابر ماه آید برون
- شمارهٔ ۱۹۸ یار را از شکوه کردم خصم جان خویشتن
- شمارهٔ ۱۹۹ نیست در عالم غریبی همچون من
- شمارهٔ ۲۰۰ بس که ز آتش غمت آب شد استخوان من
- شمارهٔ ۲۰۱ جان بر لب من آمد سوگند به جان او
- شمارهٔ ۲۰۲ سرو در باغ چنین قد نکشید است که تو
- شمارهٔ ۲۰۳ مپسند تیره روز مرا ای پسر مرو
- شمارهٔ ۲۰۴ بعد دیری آمدی ای یار گندمگون مر
- شمارهٔ ۲۰۵ خوردهام تیری ز چشم شوخ کافرکیش تو
- شمارهٔ ۲۰۶ کنم بیتو گاهی اگر سیر لاله
- شمارهٔ ۲۰۷ خوردهام از تیغ او زخمی که گویم واه واه
- شمارهٔ ۲۰۸ مهری ندارد با عاشق آن ماه
- شمارهٔ ۲۰۹ درین آوارگی با ما رفیقی کی به جا مانده
- شمارهٔ ۲۱۰ گشتیم گرفتار تو المنهٔلله
- شمارهٔ ۲۱۱ شمشیر در کف میآید آن ماه
- شمارهٔ ۲۱۲ کرد زلف تو مرا سودایی
- شمارهٔ ۲۱۳ جانان ز تو ناز و سرگردانی
- شمارهٔ ۲۱۴ خانمانسوز گل و یاسمنی
- شمارهٔ ۲۱۵ ای آنکه به حسن آفتابی
- شمارهٔ ۲۱۶ کردم جگر کباب و تو مهمان نمیشوی
- شمارهٔ ۲۱۷ در کنار کسی نمیآیی
- شمارهٔ ۲۱۸ گر اینچنین تو شوخ به سر فتنهگر شوی
- شمارهٔ ۲۱۹ خاموش کن ای دل دمی فریادو زاری تا به کی
- شمارهٔ ۲۲۰ ای که از زلف دو رنجیر بلا داشتهای
- شمارهٔ ۲۲۱ کسی به بزم تو چون گردد آشنای کسی
- شمارهٔ ۲۲۲ خوشا روزی که با طور محبت آشنا بودی
- شمارهٔ ۲۲۳ بر چشم ترم نظر نداری
- شمارهٔ ۲۲۴ تا به کی در کشتن ما بیدلان خنجر کشی
- شمارهٔ ۲۲۵ از سر ما چرا نمیگذری
- شمارهٔ ۲۲۶ یار اغیاری به من اظهار یاری میکنی
- شمارهٔ ۲۲۷ زین پارهپاره دل به سوی ما پارهای
- شمارهٔ ۲۲۸ بگویم آنچه من آوردهام از کوی بیدردی
- شمارهٔ ۲۲۹ من رفتم از میان به کنارم نیامدی