شمارهٔ ۲۰۰
بس که ز آتش غمت آب شد استخوان من
بر سر کوی او نماند هیچ بهجا نشان من
قدر وفا چه پرسیم بعد وفات من ببین
خاک سگان کوی او بر سر استخوان من
اشعار متفرق
بس که ز آتش غمت آب شد استخوان من
بر سر کوی او نماند هیچ بهجا نشان من
قدر وفا چه پرسیم بعد وفات من ببین
خاک سگان کوی او بر سر استخوان من
اشعار متفرق
ماخذ: گنجور · واقف لاہوری