واقف لاہوری

؟ – ۱۱۹۰ ھ · ؟ – ۱۷۷۶ ء

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (بطالوی) (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب هند (باتالا) به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها نیامده است؛ برخی پژوهشگران معاصر آن را حدود ۱۱۲۰ ق حدس زده‌اند.واقف ابتدا به تحصیل علوم پرداخت و سپس به شاعری روی آورد. تخلص او «واقف» بود. او با شاعران و تذکره‌نویسان برجستهٔ روزگار خود هم‌عصر بود و روابط نزدیکی با مولانا غلام‌علی آزاد بلگرامی، عبدالحکیم حاکم لاهوری، بندرابن‌داس خوشگو و دیگران داشت. سراج‌الدین علی‌خان آرزو نیز شعر او را ستوده و گفته است که واقف اشعارش را برای اصلاح نزد وی می‌فرستاد. حاکم لاهوری که از دوستان سی‌سالهٔ او بود، در تذکرهٔ مردم‌دیده اطلاعات دست‌اولی دربارهٔ زندگی‌اش نوشته و او را «شمس‌الدین پنجاب» لقب داده است. آزاد بلگرامی نیز در خزانهٔ عامره طبع بلند و کوشش او در تصحیح زبان را ستوده است.در سال ۱۱۷۴ ق (۱۷۶۰ م) همراه عبدالحکیم حاکم لاهوری عازم دکن شد. در اورنگ‌آباد با آزاد بلگرامی دیدار کرد. سپس هر دو به بندر سورت رفتند. حاکم از آنجا به زیارت مکه و مدینه رفت، اما واقف به‌سبب ضعف مزاج همراه نشد. پس از بازگشت حاکم، دوباره به دکن رفتند و واقف مدتی در حیدرآباد زیست. سال بعد (۱۱۷۶ ق / ۱۷۶۲–۱۷۶۳ م) به پنجاب بازگشت و به بتاله رسید. به‌دلیل آشوب و ناآرامی‌های آن روزگار پنجاب، سرانجام در بهاولپور (در ایالت پنجاب پاکستان) اقامت گزید و در همان‌جا در سال ۱۱۹۰ ق (۱۷۷۶ م) درگذشت.واقف به دربار هیچ‌یک از پادشاهان وابسته نبود، هرچند احمدشاه درانی شعر او را می‌پسندید و او را به دربار خود در قندهار دعوت کرده بود. او شاعری پرکار بود و حدود هشتصد غزل سروده است؛ رباعی، مخمس، قطعه، ترجیع‌بند و مثنوی نیز دارد. دیوان فارسی او در سال ۱۹۶۲ م به کوشش پروفسور غلام‌ربانی عزیز و با استفاده از شش نسخهٔ خطی توسط پنجابی ادبی بورد به چاپ رسید. نسخه‌ای دست‌نویس از دیوانش نیز در میان نسخه‌های کتابخانهٔ امپراتوری رنجیت‌سینگ یافته شده است.شعر واقف به سادگی زبان و بلندی اندیشه شناخته می‌شود. او مضامین عرفانی و عاشقانه را به هم آمیخته، از قلندری و رندی سخن گفته، هنجارهای اجتماعی را ستوده و ناهنجاری‌ها را نکوهیده است. تأثیر اندیشهٔ خیام در غنیمت‌شمردن عمر و خوش‌باشی در شعرش دیده می‌شود و در باب جبر و اختیار نیز رگه‌هایی از حکمت و فلسفه دارد. اشعار او مورد توجه آوازخوانان نیز بوده و غزل‌هایی از او توسط استاد سرآهنگ، احمدظاهر و دیگران اجرا شده است.دیوان واقف به همت  آقای احمد علیپور بر اساس چاپ پاکستان ( به اهتمام پرفسور غلام ربانی عزیز) در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

تعارف: گنجور

غزلیات۱۰۰۱غزلیات ناتمام۳۲۹قطعات۲۲۹اشعار متفرقه۴۶۳رباعیات۲۰۹ای بکس
  1. مخمس
  2. مثنوی در وصف صبغة‌الله‌خان میرسامان سر کار نواب شجاع‌الدوله بهادر در اظهار حال خود
  3. ترجیع‌بند بندهٔ دردمند
  4. خاتمه