اشعار متفرقه
- شمارهٔ ۱ بار بر دل فتاده است مرا
- شمارهٔ ۲ خانهٔ آباد خود ویرانه میسازیم ما
- شمارهٔ ۳ شب که به یاد آورم حال دل خراب را
- شمارهٔ ۴ هر پریشان نسزد همسریِ کاکل را
- شمارهٔ ۵ سری نمانده ز دردت به می کشی ما را
- شمارهٔ ۶ حرف خنک چه میزنی ای بت من خدای را
- شمارهٔ ۷ ندانم چیست در سر یا رب آن شوخ جفاجو را
- شمارهٔ ۸ خبر از گردش دوران ندارد مرد بیجوهر
- شمارهٔ ۹ گر شود مجروح سر تا پای از خنجر مرا
- شمارهٔ ۱۰ سیل چون بی تو از درم بگذشت
- شمارهٔ ۱۱ به جرم عشق بر دارم کشیدی
- شمارهٔ ۱۲ عاقبت از چاک جیب غنچهٔ طبعم شگفت
- شمارهٔ ۱۳ رنگ میبازم اگر دولت به من رو آورد
- شمارهٔ ۱۴ بود به قدر نگین اعتبار خاتم را
- شمارهٔ ۱۵ بخت افسردهٔ من بس که خنک افتاد است
- شمارهٔ ۱۶ ای آنکه تو آموختهای جور و جفا را
- شمارهٔ ۱۷ گشتم آواره چو یار از نظر افکند مرا
- شمارهٔ ۱۸ شد بلند این همه از مهر رخت پایهٔ ما
- شمارهٔ ۱۹ دلم خون شد ز بس از عمر دیدم بیوفایی را
- شمارهٔ ۲۰ روزی که دل به طرهٔ جانان شد آشنا
- شمارهٔ ۲۱ کشم به دیدهٔ خود از خیال آن خوشچشم
- شمارهٔ ۲۲ زوال دولت معشوق نتوان دید ای بلبل
- شمارهٔ ۲۳ چون سالکان به راه طریقت نهند پا
- شمارهٔ ۲۴ شور در خلق پدیدار شد از گریهٔ ما
- شمارهٔ ۲۵ به تربتم چو دهم جان ز انتظار بیا
- شمارهٔ ۲۶ نرگس فتان او بردست هوش فتنه را
- شمارهٔ ۲۷ ز لعل او نوید دلنوازی میدهم دل را
- شمارهٔ ۲۸ نیست مردن جان من دشوار ناشاد تو را
- شمارهٔ ۲۹ سرشتهاند حریص جنون دماغ مرا
- شمارهٔ ۳۰ تا نیاید جان به لب از درد تنهایی مرا
- شمارهٔ ۳۱ از مسی رنگین نمودی تا دهان تنگ را
- شمارهٔ ۳۲ شب ز بیتابی نیاساید دل بیتاب ما
- شمارهٔ ۳۳ عشق تو در دل ما تا گرم کرده جا را
- شمارهٔ ۳۴ روزی که دل به طرهٔ جانان شد آشنا
- شمارهٔ ۳۵ اقبال دولت است بلا بهر جان ما
- شمارهٔ ۳۶ ترسمت کنی روزی رنجه خاطر گل را
- شمارهٔ ۳۷ عمری است که از درد خرابست دل ما
- شمارهٔ ۳۸ آنچنان کرد عشق داغ مرا
- شمارهٔ ۳۹ میروم میکنم وداع تو را
- شمارهٔ ۴۰ غمت بسیار ویران کرد ما را
- شمارهٔ ۴۱ دردا که صرف شد به عبث روزگار ما
- شمارهٔ ۴۲ بت من گر ندهد دست وصال تو مرا
- شمارهٔ ۴۳ گر نهبود گل به گریبان ما
- شمارهٔ ۴۴ مقدر است به تیغ تو گر شهادت ما
- شمارهٔ ۴۵ چرا در جستوجوی وصل سرگردان کنم خود را
- شمارهٔ ۴۶ به من رسید خطا گشته تیر او ز نصیب
- شمارهٔ ۴۷ چنان دارم از دوریت اضطراب
- شمارهٔ ۴۸ کردهام کسب معنی از هر باب
- شمارهٔ ۴۹ جواب صاف مده ساقیات سرت گردم
- شمارهٔ ۵۰ دل را ز سینه یار ستمگر گرفت و رفت
- شمارهٔ ۵۱ شمع شبها روز با من کرده است
- شمارهٔ ۵۲ دل به چین زلف او گم شد صبا داند کجاست
- شمارهٔ ۵۳ داغ دست بوالهوس پر بیدماغم کرده است
- شمارهٔ ۵۴ چشم تا وا کرده گل خود را پریشان دیده است
- شمارهٔ ۵۵ رسید یار و گریبان من درید و گذشت
- شمارهٔ ۵۶ گر نوشتیم که از چشم تو نرگس چه کم است
- شمارهٔ ۵۷ من از تب عشق می کنم زیست
- شمارهٔ ۵۸ افروخته رویت ز فروغ نظر کیست
- شمارهٔ ۵۹ این شور که در جهان فکند است
- شمارهٔ ۶۰ رنگ گردید غباری که به روی تو نشست
- شمارهٔ ۶۱ مجنون که شریک غم ما بود کجا رفت
- شمارهٔ ۶۲ آن شوخ کمر دوش به انداز جفا بست
- شمارهٔ ۶۳ پروانگی شمع رخت کار نظر نیست
- شمارهٔ ۶۴ ای سنگدل به حال منت این عتاب چیست
- شمارهٔ ۶۵ دل چه گویم اینقدر یا آنقدر میخواهدت
- شمارهٔ ۶۶ رنگ رویم زرد از دل خوردن است
- شمارهٔ ۶۷ از شیوهٔ گرفتن خوش بیخبر فتاده است
- شمارهٔ ۶۸ تو را ز خوردن خون من اجتنابی نیست
- شمارهٔ ۶۹ درد هجران توام از بس لب از گفتار بست
- شمارهٔ ۷۰ زین خستهٔ فراق دمی چند مانده است
- شمارهٔ ۷۱ شمشاد چون قد تو سرافراز برنخاست
- شمارهٔ ۷۲ در میان هیچ از نشانش نیست
- شمارهٔ ۷۳ سوز عشق که سرمایه رعنایی ماست
- شمارهٔ ۷۴ اگر منکر شود کس از قیامت
- شمارهٔ ۷۵ در حریمش گریههای زار خواهم کرد و رفت
- شمارهٔ ۷۶ بر پای تو گر صبح و گر شام فتادست
- شمارهٔ ۷۷ دلم به یاد دهان تو آنچنان تنگ است
- شمارهٔ ۷۸ بوسهای از لعل آن شیرین پسر خواهم گرفت
- شمارهٔ ۷۹ نقاب سوز رخ از حسن خود نما این است
- شمارهٔ ۸۰ نوبهار آمد دگر گل در چمن خواهد شکفت
- شمارهٔ ۸۱ من عاشقم و شیوهٔ دیرین من این است
- شمارهٔ ۸۲ پیش تو عرض خوبی مه را کجا مجال است
- شمارهٔ ۸۳ خطش که صفحهٔ گل از سبزه تو راست
- شمارهٔ ۸۴ پامال تو را کی هوس اوجگزینی است
- شمارهٔ ۸۵ داغم سیاهپوش نشسته است در رهت
- شمارهٔ ۸۶ چشم شوخت که فسون سازی او دام دلست
- شمارهٔ ۸۷ برخاست تا ز گلشن آن شوخ فتنهقامت
- شمارهٔ ۸۸ بهغیر درد انیس دل حزینم نیست
- شمارهٔ ۸۹ در قفس بسکه خاطرم شاد است
- شمارهٔ ۹۰ تا یار ز چهره پرده برداشت
- شمارهٔ ۹۱ عشق آن گل بر دل من باز زور آورده است
- شمارهٔ ۹۲ چرا با تیرهروزانت نگه نیست
- شمارهٔ ۹۳ عشق تو رگ زین دل بیتاب کشاد است
- شمارهٔ ۹۴ ز خاک دیگران گر لالهها رست
- شمارهٔ ۹۵ چون غبار او جواهر سرمهام منظور نیست
- شمارهٔ ۹۶ برآر تیغ به حال منت تغافل چیست
- شمارهٔ ۹۷ آن جلوهای که مست و خرابم کند کجاست
- شمارهٔ ۹۸ نظر به حال منت آنچنان که باید نیست
- شمارهٔ ۹۹ جای بودن در میان خلق چون تقسیم شد
- شمارهٔ ۱۰۰ تا به کی خواهد بهجا ماند این طلسم قیرگون
- شمارهٔ ۱۰۱ ز چسپان اختلاطیهای یاران خاطرت شاد است
- شمارهٔ ۱۰۲ دوش آن شوخ گذاری به سرم کرد و گذشت
- شمارهٔ ۱۰۳ ز دهان تو بوسه یا دشنام
- شمارهٔ ۱۰۴ نکنی پاره نامهٔ شوقم
- شمارهٔ ۱۰۵ افشان به کاغذم چو رسید میشود شرار
- شمارهٔ ۱۰۶ حال این دیده مپرس آه که چون نرگس موم
- شمارهٔ ۱۰۷ تا در غمخانهٔ دل گاه گاه
- شمارهٔ ۱۰۸ آن دل که ز وصل زنده باشد
- شمارهٔ ۱۰۹ از صد هزار سوخته جانست یادگار
- شمارهٔ ۱۱۰ در دیاری که عشق سکه زند
- شمارهٔ ۱۱۱ فلک دارد دو چشم از ماه و خورشید
- شمارهٔ ۱۱۲ مکن او را جدا از طرهٔ خویش
- شمارهٔ ۱۱۳ اختر تیرهام فتاد از چرخ
- شمارهٔ ۱۱۴ دو بوسه وعده به من کرده بود برگردید
- شمارهٔ ۱۱۵ خون در تن من شهد شد از یاد لب تو
- شمارهٔ ۱۱۶ بر امید لبگزیدنهای تیغش چون انار
- شمارهٔ ۱۱۷ ای چرخ بیمروت از دولت تو ما را
- شمارهٔ ۱۱۸ سایل کم طالعم چون ماه نو در روزگار
- شمارهٔ ۱۱۹ سرنوشت خویش روشن شد مرا یعنی چو شمع
- شمارهٔ ۱۲۰ بر سر داغم که هم با شمع ماند هم به گل
- شمارهٔ ۱۲۱ سینه وا کرده آمدی به برم
- شمارهٔ ۱۲۲ با من از همرهان درین وادی
- شمارهٔ ۱۲۳ اینکه دل میکشد به پیکانش
- شمارهٔ ۱۲۴ خال بر رخسار او دیدم به حسرت سوختم
- شمارهٔ ۱۲۵ شکر او را ز دل چهسان گویم
- شمارهٔ ۱۲۶ ابلق عمر میرود به شتاب
- شمارهٔ ۱۲۷ قصهٔ نازکدماغیهای او
- شمارهٔ ۱۲۸ شد سیاهی صرف از چشمم غمت ننوشته ماند
- شمارهٔ ۱۲۹ گله طالع خود پیش که آریم که صبح
- شمارهٔ ۱۳۰ گر میانت را بگفتم رشته رنجیدن نداشت
- شمارهٔ ۱۳۱ میکشد دل به توی سر سمن بر ما را
- شمارهٔ ۱۳۲ در عهد خطش عافیت دیده نباشد
- شمارهٔ ۱۳۳ آن شوخ کمر دوش به انداز جفا بست
- شمارهٔ ۱۳۴ کی تو را از بیدماغی تاب شور بلبل است
- شمارهٔ ۱۳۵ یکجا نصیب من ز جان رنج و راحت است
- شمارهٔ ۱۳۶ در میان هیچ از میانش نیست
- شمارهٔ ۱۳۷ زین خستهٔ فراق دمی چند مانده است
- شمارهٔ ۱۳۸ به تغافل توجه یار است
- شمارهٔ ۱۳۹ من نگویم که دل ندیم غم است
- شمارهٔ ۱۴۰ در دیاری که بود عزت مرد از سر سودا
- شمارهٔ ۱۴۱ شد سیاهی ختم از چشمت غمت ننوشته ماند
- شمارهٔ ۱۴۲ بههوش باش دلا تا فریب او نخوری
- شمارهٔ ۱۴۳ افکنده بود صدمهٔ بیدردیام ز پا
- شمارهٔ ۱۴۴ غنچه گفتم دهنت را و بسی دلگیرم
- شمارهٔ ۱۴۵ ای چرخ بیمروت از دولت تو ما را
- شمارهٔ ۱۴۶ من به پای گردباد این دشت را گردیدهام
- شمارهٔ ۱۴۷ مژه گیراتر از سرپنجهٔ شهباز میآید
- شمارهٔ ۱۴۸ ز روی عالمافروزی دلم آتش به جان دارد
- شمارهٔ ۱۴۹ نه عاشق است که از دوست کام دل گیرد
- شمارهٔ ۱۵۰ در کوی تو ناکام مرا نام نهادند
- شمارهٔ ۱۵۱ به خنده لب بگشا تا دلم شکفته شود
- شمارهٔ ۱۵۲ کی صبا خاطر دلگیر مرا بگشاید
- شمارهٔ ۱۵۳ ماندست ز بیمار فراق تو دمی چند
- شمارهٔ ۱۵۴ تا شیون مرا ز قفس گوش کردهاند
- شمارهٔ ۱۵۵ در غم هجران او بر لب من جان رسید
- شمارهٔ ۱۵۶ دلم از کوچهٔ زلفش پریشانحال میآید
- شمارهٔ ۱۵۷ ازان لیلی نسب هنگامهای در باغ برپا شد
- شمارهٔ ۱۵۸ عاشقان در عهد ما افسوس ناپیدا شدند
- شمارهٔ ۱۵۹ مصور از پی نقشم چو خامه بردارد
- شمارهٔ ۱۶۰ دل آزرده از پیغام وصل او کجا خندد
- شمارهٔ ۱۶۱ از نظر رفتی و شد این دیدهٔ گریان سپید
- شمارهٔ ۱۶۲ در دلم پیکان جانان جای خود وا میکند
- شمارهٔ ۱۶۳ بتان بکشتن من غمزه را اشاره کنید
- شمارهٔ ۱۶۴ هر که ابروی آن صنم بیند
- شمارهٔ ۱۶۵ خبر هرچند از حال من آن غافل نمیگیرد
- شمارهٔ ۱۶۶ بیتو امشب دستگاه عیش از بس تنگ بود
- شمارهٔ ۱۶۷ در سراغ تو دل بهسر گردید
- شمارهٔ ۱۶۸ در چمن گر بهار نیست چه سود
- شمارهٔ ۱۶۹ نگاه از چشم زهگیرش به حال ما کجا افتد
- شمارهٔ ۱۷۰ تا جلوه کرد قامت او اشک من دوید
- شمارهٔ ۱۷۱ زین سرا رفتم ولیکن نقش ما تا دیر ماند
- شمارهٔ ۱۷۲ جامه زیبی آمد و سوز دل من تازه کرد
- شمارهٔ ۱۷۳ ز خاک دیگران گر لاله روید
- شمارهٔ ۱۷۴ خالی از درد دل من به چه تدبیر شود
- شمارهٔ ۱۷۵ زلف خط سبز جانان را پرستش میکند
- شمارهٔ ۱۷۶ مرا گر میکشد دستش مگیرید
- شمارهٔ ۱۷۷ گوهر سر ازل در گره دل بستند
- شمارهٔ ۱۷۸ زیر لب دشنام آن شیریندهن میپرورد
- شمارهٔ ۱۷۹ از نگاه تو تغافل تا دید
- شمارهٔ ۱۸۰ زمانه شور عزا دارد و به هم دارد
- شمارهٔ ۱۸۱ همنشین دیدی که با من هجر یار من چه کرد
- شمارهٔ ۱۸۲ هر که را شوق قدمبوس تو در سر باشد
- شمارهٔ ۱۸۳ درین عهد کس از که دارد امید
- شمارهٔ ۱۸۴ پیری رسید بر سر وین ناتوان دو مو شد
- شمارهٔ ۱۸۵ نی همین در شرح شوقت خامها فرسوده شد
- شمارهٔ ۱۸۶ دست و پای من برای آن جفاجو سوده شد
- شمارهٔ ۱۸۷ با خدنگی کرد یادم خاطر او شاد باد
- شمارهٔ ۱۸۸ از گلستان رفتی و گل رنگ و بو بر باد داد
- شمارهٔ ۱۸۹ به من جانان سر پرخاش دارد
- شمارهٔ ۱۹۰ من ندانم ز کدام آب و گلت ساختهاند
- شمارهٔ ۱۹۱ ز رفتن تو نه دلی نی دماغ میماند
- شمارهٔ ۱۹۲ اضطراب شب به یاد یار سیماندام بود
- شمارهٔ ۱۹۳ یاد تو چه گویم به دل تنگ چهها کرد
- شمارهٔ ۱۹۴ دلم در گریه در عشق بتان یاری طمع دارد
- شمارهٔ ۱۹۵ صد دل شده دوش از پیش بود
- شمارهٔ ۱۹۶ چشمت به روی خلق در فتنه باز کرد
- شمارهٔ ۱۹۷ جلوه فرما بر سر خاکم خزان گل میشود
- شمارهٔ ۱۹۸ اندرین باغ که هر مرغ نوای دارد
- شمارهٔ ۱۹۹ چون تو گر سنگدلی دلشکنی ساختهاند
- شمارهٔ ۲۰۰ داغم که همدمان همه گرم سفر شدند
- شمارهٔ ۲۰۱ یار آمیخت به اغیار خدا خیر کند
- شمارهٔ ۲۰۲ چو تنها میشوم تاب شکیبایی نمیماند
- شمارهٔ ۲۰۳ دماغش از نراکت نکهت گل برنمیتابد
- شمارهٔ ۲۰۴ وصف رخسار تو گفتم سخنم رنگین شد
- شمارهٔ ۲۰۵ شب از یاد تو شوری در در و دیوار پیدا شد
- شمارهٔ ۲۰۶ آن روز که در زلف تو نه پیچ و نه خم بود
- شمارهٔ ۲۰۷ گر نه پیکان یار فرماید
- شمارهٔ ۲۰۸ رفتی و رفت از پیات دل و جان
- شمارهٔ ۲۰۹ خندان نیامد از درم آن شوخ و شب رسید
- شمارهٔ ۲۱۰ دلم تا کی ز کوی او ز جان بیزار برگردد
- شمارهٔ ۲۱۱ دماغش از نزاکت نکهت گل برنمیتابد
- شمارهٔ ۲۱۲ یار خوشکام من ناکام داد
- شمارهٔ ۲۱۳ همین نه عاشق بیتاب کشته میگردد
- شمارهٔ ۲۱۴ نیست در مکتب وحدت سبقان حرف دویی
- شمارهٔ ۲۱۵ سخت خونریز ابروی داری
- شمارهٔ ۲۱۶ مست عشق تو هر کجا نالد
- شمارهٔ ۲۱۷ چین پیشانی شیرازه نیارم دیدن
- شمارهٔ ۲۱۸ جان به جای نامه دادم قاصد او را ولی
- شمارهٔ ۲۱۹ شده نزدیک گرفتاریت ای مرغ چمن
- شمارهٔ ۲۲۰ کندن جان من چو دید از عشق
- شمارهٔ ۲۲۱ شکوهٔ حسن تو جایی رسیدست که مهر
- شمارهٔ ۲۲۲ ای صبر دلم سوختن آغاز نمود است
- شمارهٔ ۲۲۳ با من از بس که دل اهل وطن صاف نبود
- شمارهٔ ۲۲۴ به باغ غارت ترکانه کردی و رفتی
- شمارهٔ ۲۲۵ ره نمییابد سکندر هم به دولتخانهاش
- شمارهٔ ۲۲۶ شود چون ز می آتشین چهرهٔ او
- شمارهٔ ۲۲۷ دگر مرا به کجا میبرد نمیدانم
- شمارهٔ ۲۲۸ لذتی دارم ز آزارش که گویم صبح و شام
- شمارهٔ ۲۲۹ چنان گمگشتهام از خویش در فکر دهان او
- شمارهٔ ۲۳۰ باید که چو داغ برصش عیب شمارد
- شمارهٔ ۲۳۱ ز ربط سوختهجانی به عرصهٔ محشر
- شمارهٔ ۲۳۲ بهجز سراغ میان تو کز میان رفت است
- شمارهٔ ۲۳۳ من کیستم که سجده نیازم به پیش تو
- شمارهٔ ۲۳۴ تمام نور نظر را به راه یوسف باخت
- شمارهٔ ۲۳۵ بیداد خط و خال بتان را ز من مپرس
- شمارهٔ ۲۳۶ درین زمان ز غلو سگان عجب نبود
- شمارهٔ ۲۳۷ چاره از خوردن ندارد آدمی
- شمارهٔ ۲۳۸ به محفلی که شود کوک ساز نالهٔ من
- شمارهٔ ۲۳۹ آن عندلیب تشنهٔ ذوق اسیریم
- شمارهٔ ۲۴۰ زود دل برنگردد از کویش
- شمارهٔ ۲۴۱ دل بارها گداخت ولیکن نشد درست
- شمارهٔ ۲۴۲ بتی بیرحم و خونین دست قصابی که من دارم
- شمارهٔ ۲۴۳ کسی مثل تو بر روی زمین نیست
- شمارهٔ ۲۴۴ در سراغ یوسف گمگشته دل
- شمارهٔ ۲۴۵ لعل خوشحرف تو از بس که گهر میریزد
- شمارهٔ ۲۴۶ مرد یاران رقیب کافر مرد
- شمارهٔ ۲۴۷ خوش چشم صورتی پسران ادا فروش
- شمارهٔ ۲۴۸ ما خوار شدیم از عزیزان
- شمارهٔ ۲۴۹ چشم شوخش به عین بیماری
- شمارهٔ ۲۵۰ کمان عشق کشیدن اگرچه آسان نیست
- شمارهٔ ۲۵۱ دل به زلف یار میجستم به خود پیچید و گفت
- شمارهٔ ۲۵۲ به من از بس که دارد خار صحرای جنون الفت
- شمارهٔ ۲۵۳ قیمت خویشتن شناختهام
- شمارهٔ ۲۵۴ خوش آن روزی که آن روی جهانافروز میآید
- شمارهٔ ۲۵۵ کوهکن را به یاد عارض یار
- شمارهٔ ۲۵۶ ای دل از دامن آه سحری دست مدار
- شمارهٔ ۲۵۷ هوای ملک محبت همیشه یکسان است
- شمارهٔ ۲۵۸ خانهٔ صیاد میبایست نزدیک چمن
- شمارهٔ ۲۵۹ غرور حسن کی حکم خمیدن میدهد او را
- شمارهٔ ۲۶۰ قانون نشاط مینوازد
- شمارهٔ ۲۶۱ چه بگویم به ما جفا کم کن
- شمارهٔ ۲۶۲ کوته نگشت قصهٔ سوز و گداز من
- شمارهٔ ۲۶۳ دلم شکسته رسید از سفر پس از دیری
- شمارهٔ ۲۶۴ یک ره به یار سرکش من ای صبا بگو
- شمارهٔ ۲۶۵ گر همه سنگ است آرد سجده پیش جلوهات
- شمارهٔ ۲۶۶ نتوانم ز یاد او رفتن
- شمارهٔ ۲۶۷ معتبر نیست خط خوبی مهر
- شمارهٔ ۲۶۸ ازان عاشق چه پرسی لذت عشق
- شمارهٔ ۲۶۹ سخت خونریز ابروی داری
- شمارهٔ ۲۷۰ سیر گردیدهام ز دیدن او
- شمارهٔ ۲۷۱ فلک چون دردها میکرد تقسیم
- شمارهٔ ۲۷۲ دل جانان ز عالم دگر است
- شمارهٔ ۲۷۳ گریهٔ من خلعت بیتابی دارد به بر
- شمارهٔ ۲۷۴ در چمن رفتی شکست از جلوهات شأن بهار
- شمارهٔ ۲۷۵ نظر به خاک در یار سرمه بیسنگ است
- شمارهٔ ۲۷۶ اسیر کافری گشتم ز تقدیر
- شمارهٔ ۲۷۷ دلبران دارند گر ذوق نگاه از یکدگر
- شمارهٔ ۲۷۸ نی به سرو این گلستان نی به گل الفت بگیر
- شمارهٔ ۲۷۹ یار میآید شنیدم پیش رفتن شد ضرور
- شمارهٔ ۲۸۰ صبا ز چشم من این خاک پا دریغ مدار
- شمارهٔ ۲۸۱ قطرههای گریهٔ مستانه چون بندد قطار
- شمارهٔ ۲۸۲ تا دید چشم مستت از پا فتاد نرگس
- شمارهٔ ۲۸۳ فشارد گرچه در میدان خوش چشمی قدم نرگس
- شمارهٔ ۲۸۴ از مردن ما نوحه و افغان نکند کس
- شمارهٔ ۲۸۵ سرگذشت دل مگو مشنو مپرس
- شمارهٔ ۲۸۶ دل خون میخوریم در دنیا
- شمارهٔ ۲۸۷ خط پشت لب شیرین شما
- شمارهٔ ۲۸۸ ز بس در فن گیرایی بود استاد مژگانش
- شمارهٔ ۲۸۹ ز خون من سرانگشتان خضابآلوده بینندش
- شمارهٔ ۲۹۰ هزار بار گذشتست از دلم تیرش
- شمارهٔ ۲۹۱ مانند شیشه هر که بود سرکشی فنش
- شمارهٔ ۲۹۲ ز مشت استخوان من هما رزق تو حرمان شد
- شمارهٔ ۲۹۳ ز ابنای جنس کی شود اصلاح کار کس
- شمارهٔ ۲۹۴ خدا داند ز شست کیست این تیری که من خوردم
- شمارهٔ ۲۹۵ قطع نظر نمودم از لطف گاهگاهش
- شمارهٔ ۲۹۶ از بوی درد مغز تو را کی خبر شود
- شمارهٔ ۲۹۷ به کام دیگران یک عمر کردی ای فلک گردش
- شمارهٔ ۲۹۸ میخورم از غم هجران دل خویش
- شمارهٔ ۲۹۹ من که باشم تا نشیند نقش من در صحبتش
- شمارهٔ ۳۰۰ کار کردم مدتی بر گفتهٔ دلدار خویش
- شمارهٔ ۳۰۱ میانهٔ من و زلف است بر سر دل بحث
- شمارهٔ ۳۰۲ شب که گرم سوختن شد داغ سودا همچو شمع
- شمارهٔ ۳۰۳ تیرهروزان تو را سرمایهٔ حسن است داغ
- شمارهٔ ۳۰۴ نی همین سررشته گم کرده است آهم زیر اشک
- شمارهٔ ۳۰۵ درین چمن بشکفتن نمودهایم درنگ
- شمارهٔ ۳۰۶ به عشق ساده رویان زاری دل
- شمارهٔ ۳۰۷ نه در کنج قفس از دوری گلشن به فریادم
- شمارهٔ ۳۰۸ روزی که مبتلای تو ای جان گسل شدم
- شمارهٔ ۳۰۹ من به بزم تو نه بر رغم حسود آمدهام
- شمارهٔ ۳۱۰ بر سر کوی کسی دوش ز پا افتادم
- شمارهٔ ۳۱۱ ز دامن تو فتاد است تا جدا دستم
- شمارهٔ ۳۱۲ تا کی سر نیاز بر آن آستان نهم
- شمارهٔ ۳۱۳ از برای خویش هر دم قاتلی خوش میکنم
- شمارهٔ ۳۱۴ شکایت از مژهٔ شوخ آن پسر دارم
- شمارهٔ ۳۱۵ چو نیست قوت آن کز زمانه بگریزم
- شمارهٔ ۳۱۶ بوی آن گل پیرهن آورده باد صبحدم
- شمارهٔ ۳۱۷ نه من به کعبه نه در دیر خانه میخواهم
- شمارهٔ ۳۱۸ زین سعی عبث آه به جای نرسیدم
- شمارهٔ ۳۱۹ حال دل زار چون نویسم
- شمارهٔ ۳۲۰ ما ز آب دیده خاک کوی او گل کردهایم
- شمارهٔ ۳۲۱ نه امروزیست ناصح کاین چنین دیوانهٔ عشقم
- شمارهٔ ۳۲۲ ز جا چگونه من دردمند برخیزم
- شمارهٔ ۳۲۳ ز بالین دل امشب ناتوان و زار برگشتم
- شمارهٔ ۳۲۴ از دوری تو خون جگر تا به کی خورم
- شمارهٔ ۳۲۵ آن شوخ نمیپرسد بیمارم و میگریم
- شمارهٔ ۳۲۶ تا نشنوم دگر سخن خونچکان زخم
- شمارهٔ ۳۲۷ چهسان ز غصه نپیچم به خود که محبوبم
- شمارهٔ ۳۲۸ نه من تسبیح میخواهم نه زنار آرزو دارم
- شمارهٔ ۳۲۹ گر تیر زنی بر دل من دست تو بوسم
- شمارهٔ ۳۳۰ از بزم تو شب گریه فرو خوردم و رفتم
- شمارهٔ ۳۳۱ من به شهر خوش نگاهان بینصیب افتادهام
- شمارهٔ ۳۳۲ غم را به یاد او طربآمیز کردهام
- شمارهٔ ۳۳۳ بهحمدالله شب وصل تو را میخواستم دیدم
- شمارهٔ ۳۳۴ پنجهٔ شوق شدم ره به گریبان بردم
- شمارهٔ ۳۳۵ یاد کن گاهی خراب درد؟؟؟ توام
- شمارهٔ ۳۳۶ ما مبتلای حسن و جمال تو گشتهایم
- شمارهٔ ۳۳۷ خواهم حدیث طرهٔ جانان خود کنم
- شمارهٔ ۳۳۸ من آن نیم که سیر گلستان هوس کنم
- شمارهٔ ۳۳۹ ستم رفته است زان دست حنایی بس که بر جانم
- شمارهٔ ۳۴۰ ز کویش بخت گمره میبرد با چشم گریانم
- شمارهٔ ۳۴۱ کوه غم بر دوش با صد سختجانی میبرم
- شمارهٔ ۳۴۲ ز مستی دوش دامان ادب از کف رها کردم
- شمارهٔ ۳۴۳ هر کجا داغیست سوزد در هوای سینهام
- شمارهٔ ۳۴۴ آمد چو درد عشق به صحرای سینهام
- شمارهٔ ۳۴۵ مگو همدم مگو بیهوده جوشی میزند خونم
- شمارهٔ ۳۴۶ به ذوقی جگرپارها میخورم
- شمارهٔ ۳۴۷ در نامه آنچه هست ز صد یک نوشتهام
- شمارهٔ ۳۴۸ بر بیت ابرویش چو نظر باز میکنم
- شمارهٔ ۳۴۹ برونم کردی از محفل تو را از یاد هم رفتم
- شمارهٔ ۳۵۰ نارسایی داردم ناکام زان تنگ شکر
- شمارهٔ ۳۵۱ چو بینم آیینه از شرم چشم میپوشم
- شمارهٔ ۳۵۲ خوشنشینان چمن را ای صبا از من بگو
- شمارهٔ ۳۵۳ از برت رفتم از درت رفتم
- شمارهٔ ۳۵۴ بر دلبر و دلنوازی که دارم
- شمارهٔ ۳۵۵ دانی چهها ز دست و بیباک میکنم
- شمارهٔ ۳۵۶ اگر بسوختهای چون شرر دوچار شویم
- شمارهٔ ۳۵۷ ز بیم مرگ نه امید زیستن دارم
- شمارهٔ ۳۵۸ ز درد خویش پیش یار بیشوکم نمیگویم
- شمارهٔ ۳۵۹ دردی ز تو دارم که به درمان نفروشم
- شمارهٔ ۳۶۰ همچو جوش ز بس که زبان و دلم یکی است
- شمارهٔ ۳۶۱ وارث فرهاد و مجنون مرد عاشقپیشهام
- شمارهٔ ۳۶۲ ای درد چه کردهای اسیرم
- شمارهٔ ۳۶۳ کامی به بیخودی سر راهش گرفتهام
- شمارهٔ ۳۶۴ در لباسی فارغ از کجبازی دوران نیم
- شمارهٔ ۳۶۵ یاد کن گاهی خراب درد نسیان توام
- شمارهٔ ۳۶۶ من گرفتم که شوم سایه و افتم به قفاش
- شمارهٔ ۳۶۷ سر کوی تو به درد آمده از نالهٔ من
- شمارهٔ ۳۶۸ گریه کورم کرد لیکن از برای دیدنت
- شمارهٔ ۳۶۹ یارم از خیل سگان خود به در کرد ای دریغ
- شمارهٔ ۳۷۰ تشنه رفتم بر لب آب بقا همراه خضر
- شمارهٔ ۳۷۱ کس نخواهد مرا به صفحهٔ دهر
- شمارهٔ ۳۷۲ قدم ازخانهٔ زنجیر برون نگذارد
- شمارهٔ ۳۷۳ ما را رگ گل رشتهٔ پا نیست چو بلبل
- شمارهٔ ۳۷۴ میشدم در کوچهای سرو روانی یافتم
- شمارهٔ ۳۷۵ به بخت خویش من این روشنی کجا دارم
- شمارهٔ ۳۷۶ جانانه رفت من ز پیش نقش پا شدم
- شمارهٔ ۳۷۷ چراغ عالمی از سایهٔ تو روشن شد
- شمارهٔ ۳۷۸ خواب دیدم که سر زلف تو دارم در دست
- شمارهٔ ۳۷۹ چنان حریص شهادت شدم که چو شنجرف
- شمارهٔ ۳۸۰ چرا چو نی بنالم من که از بیبرگی قسمت
- شمارهٔ ۳۸۱ چشم بد دور ازین گرم رویها چو سپند
- شمارهٔ ۳۸۲ شب هجر در گرستن کمیای نکردهام من
- شمارهٔ ۳۸۳ من که از نکهت گل نیز سبکروحترم
- شمارهٔ ۳۸۴ خونفشانیهای مژگان رنگها را زرد کرد
- شمارهٔ ۳۸۵ چرخ کج رو پی ما افتادست
- شمارهٔ ۳۸۶ همچو جرس ز بس که زبان و دلم یکی است
- شمارهٔ ۳۸۷ زخمم از خونم سخن پیوسته گوید گرچه من
- شمارهٔ ۳۸۸ به فکر کشتن عاشق چو بنشینند خوشچشمان
- شمارهٔ ۳۸۹ کام بخش که لب همچون عسل خواهد شدن
- شمارهٔ ۳۹۰ دانسته از خم می ای محتسب گذر کن
- شمارهٔ ۳۹۱ به جستوجوی تو کردم ز بس که پیشه دویدن
- شمارهٔ ۳۹۲ جفا کن جور کن بیداد کن یا مهربانی کن
- شمارهٔ ۳۹۳ در کوی تو افتادم و خون شد جگر من
- شمارهٔ ۳۹۴ هر گل که بعد مرگ بروید ز خاک من
- شمارهٔ ۳۹۵ نوبهار آمد دلا شوری ز بلبل قرض کن
- شمارهٔ ۳۹۶ با غیر تو را کنایه کردن
- شمارهٔ ۳۹۷ غم دل به سوی تو ای مهربان
- شمارهٔ ۳۹۸ نگویم ناصح نصیحت مکن
- شمارهٔ ۳۹۹ نوبهار آمد به مستی عهد و پیمان تازه کن
- شمارهٔ ۴۰۰ بیبرگی آنچه کرد با من
- شمارهٔ ۴۰۱ مرهم آورده است روغن
- شمارهٔ ۴۰۲ چنان شده است به وحشت قرین طبیعت من
- شمارهٔ ۴۰۳ به نامم نامهای ننوشت هرگز خوشکلام من
- شمارهٔ ۴۰۴ بود گو نکتهگیریها بجا نتوان پسندیدن
- شمارهٔ ۴۰۵ استخوام کرسی پیکان او شد عاقبت
- شمارهٔ ۴۰۶ تا بعد مرگ قدر تو روشن شود به خلق
- شمارهٔ ۴۰۷ بر دل خونشدهام دست نه از رحم گذاشت
- شمارهٔ ۴۰۸ مو به منقار ز ابرو مه من کندن چیست
- شمارهٔ ۴۰۹ هرگز نکردم پیش کس اظهار درد خویشتن
- شمارهٔ ۴۱۰ دل من میرود زان دم که گردیدم اسیر او
- شمارهٔ ۴۱۱ دور چشم بد چه شوخ افتاده طور چشم تو
- شمارهٔ ۴۱۲ نه اشک کارگر افتد نه آه در دل تو
- شمارهٔ ۴۱۳ شام شد دل برنگشت از کوی او
- شمارهٔ ۴۱۴ صبح رسانید مرا بوی او
- شمارهٔ ۴۱۵ بیغرور حسن نبود عضوی از اعضای او
- شمارهٔ ۴۱۶ باور نکردی یار پریشانی مرا
- شمارهٔ ۴۱۷ آزادیم مباد الهی ز بند تو
- شمارهٔ ۴۱۸ ز باغ دهر به خود هیچ بر مدار و برو
- شمارهٔ ۴۱۹ شرمندهٔ مروت بالای توست سرو
- شمارهٔ ۴۲۰ روزی ما شد ز خوان چرخ نان سوخته
- شمارهٔ ۴۲۱ غفلت از کار جهان خوب است هوشیاری مخواه
- شمارهٔ ۴۲۲ یابیم سراغی مگر از یار رمیده
- شمارهٔ ۴۲۳ در باغ جلوهگر شو کوتاه کن بهانه
- شمارهٔ ۴۲۴ درین آوارگی با ما رفیقی کی به جا مانده
- شمارهٔ ۴۲۵ گذشته عمر به پایان نمیرسد این راه
- شمارهٔ ۴۲۶ در آرزوی زلفت ماییم و آه و ناله
- شمارهٔ ۴۲۷ عمریست که از گرمی هنگامهٔ دردی
- شمارهٔ ۴۲۸ ای آیینه چو محرم جانان من شوی
- شمارهٔ ۴۲۹ ای دل از من دو سه روز جدا میباشی
- شمارهٔ ۴۳۰ به تیر جفا سینهام ریش داری
- شمارهٔ ۴۳۱ فتادیم مستانه امشب به کوی
- شمارهٔ ۴۳۲ به فردا مرا وعدهٔ قتل دادی
- شمارهٔ ۴۳۳ مرا با تو افتاده کار ضروری
- شمارهٔ ۴۳۴ چو در مکتب غیرم یاد کردی
- شمارهٔ ۴۳۵ یارب به آب دیدهٔ ما نیز رحم کن
- شمارهٔ ۴۳۶ یک نگه آیینه دیدی مبتلای خود شدی
- شمارهٔ ۴۳۷ نگه لطف به حال دگران میداری
- شمارهٔ ۴۳۸ فتد به دست من ای کاش خنجرش روزی
- شمارهٔ ۴۳۹ خواهم سپرد جان را زین درد بعد چندی
- شمارهٔ ۴۴۰ دل از کف دادهام ناصح تو از جانم چه میخواهی
- شمارهٔ ۴۴۱ سخن با من نمیگویی در آزارم چرا داری
- شمارهٔ ۴۴۲ مرا حال از غم عشقت دگرگون شد نپرسیدی
- شمارهٔ ۴۴۳ شب فتادهای میگفت سر به پای دیواری
- شمارهٔ ۴۴۴ شتابان از برم مانند عمر ای بیوفا رفتی
- شمارهٔ ۴۴۵ ای دل به عشق کار نداری چهکارهای
- شمارهٔ ۴۴۶ به خون بیدلان آهنگ کردی
- شمارهٔ ۴۴۷ نداری پای کم از شمع بزمت در نظربازی
- شمارهٔ ۴۴۸ قامت سرو و رخ گل داری
- شمارهٔ ۴۴۹ چو زخم از خنده خون گریم ز حال من چه میپرسی
- شمارهٔ ۴۵۰ منظور او نگردید یاری و دوستداری
- شمارهٔ ۴۵۱ غم نیست کشتیم شد در فقر اگر تباهی
- شمارهٔ ۴۵۲ دارم از زلف و خطش حال تباهی عجبی
- شمارهٔ ۴۵۳ در کوی جانان یک دل نیابی
- شمارهٔ ۴۵۴ دلی دارم که از بس نامرادی
- شمارهٔ ۴۵۵ من مستم و رند و لاابالی
- شمارهٔ ۴۵۶ فتادی بر کنار از خلق نی دیدی نه وادیدی
- شمارهٔ ۴۵۷ جامهٔ شیر و شکر پوشیدی
- شمارهٔ ۴۵۸ ای آیینه به سادهرخان چهره میشوی
- شمارهٔ ۴۵۹ نمیترسد از معصیت تیره طینت
- شمارهٔ ۴۶۰ هزارگونه بلا وین دل فگار یکی
- شمارهٔ ۴۶۱ از ریش خود دلا بر آن لب سخن مگو
- شمارهٔ ۴۶۲ ز درد دوریت هرچند من در آتشم اما
- شمارهٔ ۴۶۳ فلک را نیست هرگز بر دل افگار ما رحمی