شمارهٔ ۱۲۰
بود در کویت دل زاری نپرسیدی چه شد
تن به مردن داد بیماری نپرسیدی چه شد
بارها جانم به لب آمد ز درد بیکسی
حال ما را ای دل آزاری نپرسیدی چه شد
بود در کویت دل زاری نپرسیدی چه شد
تن به مردن داد بیماری نپرسیدی چه شد
بارها جانم به لب آمد ز درد بیکسی
حال ما را ای دل آزاری نپرسیدی چه شد
ماخذ: گنجور · واقف لاہوری