شمارهٔ ۱۸۸
چنان شب بر یار نالیده بودم
که اغیار را گوش مالیده بودم
همه خلق را گریه آمد به حالم
ندانم که من بر که خندیده بودم
چنان شب بر یار نالیده بودم
که اغیار را گوش مالیده بودم
همه خلق را گریه آمد به حالم
ندانم که من بر که خندیده بودم
ماخذ: گنجور · واقف لاہوری