شمارهٔ ۱۸۱
راز من فاش شد از گریه الهی چه کنم
دیده بر درد دلم داد گواهی چه کنم
گر به جانان بنویسم غم دل معذورم
گریه از دیدهٔ من برد سیاهی چه کنم
راز من فاش شد از گریه الهی چه کنم
دیده بر درد دلم داد گواهی چه کنم
گر به جانان بنویسم غم دل معذورم
گریه از دیدهٔ من برد سیاهی چه کنم
ماخذ: گنجور · واقف لاہوری