شمارهٔ ۱۱۵
چنان دوست در پهلوی من نشیند
که دشمن به پهلوی دشمن نشیند
کشد رشک ما را ز خاکی که باشد
غباری تو را گر به دامن نشیند
چنان دوست در پهلوی من نشیند
که دشمن به پهلوی دشمن نشیند
کشد رشک ما را ز خاکی که باشد
غباری تو را گر به دامن نشیند
ماخذ: گنجور · واقف لاہوری