شمارهٔ ۱۵۷
نه امروز است جا بیرون شهر از شور سودایم
که از طفلی به دامن پرورش کرد است صحرایم
شدم دیوانه از بس گفتوگوی زلف او کردم
زبان افکنده مانند قلم زنجیر در پایم
نه امروز است جا بیرون شهر از شور سودایم
که از طفلی به دامن پرورش کرد است صحرایم
شدم دیوانه از بس گفتوگوی زلف او کردم
زبان افکنده مانند قلم زنجیر در پایم
ماخذ: گنجور · واقف لاہوری