شمارهٔ ۲۸
باید بهسان شمع گذشتن ز جان مرا
کین تب برون نمیرود از استخوان مرا
منّت خدای را که چو نی پر ز ناله هست
هرچند خالی است ز مغز استخوان مرا
باید بهسان شمع گذشتن ز جان مرا
کین تب برون نمیرود از استخوان مرا
منّت خدای را که چو نی پر ز ناله هست
هرچند خالی است ز مغز استخوان مرا
ماخذ: گنجور · واقف لاہوری