غزلیات
- غزل شمارهٔ ۱ آیینه بر خاک زد صُنعِ یکتا
- غزل شمارهٔ ۲ اگر به گلشن ز ناز گردد قدِ بلندِ تو جلوهفرما
- غزل شمارهٔ ۳ ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصا
- غزل شمارهٔ ۴ او سپهر و منکف خاک اوکجا و منکجا
- غزل شمارهٔ ۵ کردهام باز به آن گریهٔ سودا، سودا
- غزل شمارهٔ ۶ جولان ما فسرد به زنجیر خواب پا
- غزل شمارهٔ ۷ خط جبین ماست هم آغوش نقش پا
- غزل شمارهٔ ۸ روزیکه زد به خواب شعورم ایاغ پا
- غزل شمارهٔ ۹ آخر ز فقر بر سر دنیا زدیم پا
- غزل شمارهٔ ۱۰ به اوج کبریا کز پهلوی عجز است راه آنجا
- غزل شمارهٔ ۱۱ به دعوت همکسی راکس نمیگوید بیا اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۲ پل و زورق نمیخواهد محیطکبریا اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۳ آبیار چمن رنگ، سراب است اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۴ صبح پیری اثر قطع امید است اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۵ جام امید نظرگاه خمار است اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۶ جوش اشکیم وشکست آیینهدار است اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۷ در خموشی همه صلح است، نه جنگ است اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۸ نه طرح باغ و نه گلشن فکندهاند اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۹ کسی در بندغفلتماندهای چون من ندید اینجا
- غزل شمارهٔ ۲۰ به مهر مادر گیتی مکش رنج امید اینجا
- غزل شمارهٔ ۲۱ دریای خیالیم و نمی نیست در اینجا
- غزل شمارهٔ ۲۲ چون غنچه همان به که بدزدی نفس اینجا
- غزل شمارهٔ ۲۳ شب وصل است و نبود آرزو را دسترس اینجا
- غزل شمارهٔ ۲۴ در محفل ما و منم، محو صفیر هر صدا
- غزل شمارهٔ ۲۵ درین نه آشیان غیر از پر عنقا نشد پیدا
- غزل شمارهٔ ۲۶ چه امکان است گرد غیر ازین محفل شود پیدا
- غزل شمارهٔ ۲۷ کجا الوان نعمت زین بساط آسان شود پیدا
- غزل شمارهٔ ۲۸ کو بقا گر نفست گشت مکرر پیدا
- غزل شمارهٔ ۲۹ چه ظلمت است اینکه گشت غفلت به چشم یاران ز نور پیدا
- غزل شمارهٔ ۳۰ نشد در این درسگاه عبرت به فهم چندین رساله پیدا
- غزل شمارهٔ ۳۱ بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا را
- غزل شمارهٔ ۳۲ به رنگ غنچه سودای خطت پیچیده دلها را
- غزل شمارهٔ ۳۳ پریشان نسخه کرد اجزای مژگان تر ما را
- غزل شمارهٔ ۳۴ جز پیش ما مخوانید افسانهٔ فنا را
- غزل شمارهٔ ۳۵ خط آوردی و ننوشتی برات مطلب ما را
- غزل شمارهٔ ۳۶ گذشت از چرخ و بگرفت آبله چشم ثریا را
- غزل شمارهٔ ۳۷ کسی چه شکر کند دولت تمنا را
- غزل شمارهٔ ۳۸ موج پوشید روی دریا را
- غزل شمارهٔ ۳۹ نزیبد پردهٔ فانوس دیگر شمع سودا را
- غزل شمارهٔ ۴۰ نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را
- غزل شمارهٔ ۴۱ نفس آشفته میدارد چو گل جمعیت ما را
- غزل شمارهٔ ۴۲ نگاه وحشی لیلی چه افسون کرد صحرا را
- غزل شمارهٔ ۴۳ دو روزی فرصت آموزد درود مصطفا ما را
- غزل شمارهٔ ۴۴ به خاک تیره آخر خودسریها میبرد ما را
- غزل شمارهٔ ۴۵ ز بزم وصل خواهشهای بیجا میبرد ما را
- غزل شمارهٔ ۴۶ جنون کی قدردان کوه و هامون میکند ما را
- غزل شمارهٔ ۴۷ در عالمی که با خود رنگی نبود ما را
- غزل شمارهٔ ۴۸ حسابی نیست با وحشت جنون کامل ما را
- غزل شمارهٔ ۴۹ سری نبود به وحشت ز بزم جستن ما را
- غزل شمارهٔ ۵۰ محبت بس که پر کرد از وفا جان و تن ما را
- غزل شمارهٔ ۵۱ مکن سراغ غبارِ ز پا نشستهٔ ما را
- غزل شمارهٔ ۵۲ نشاند بر مژه اشک ز هم گسستهٔ ما را
- غزل شمارهٔ ۵۳ خدا چو شمع دهد جرأت آب دیدهٔ ما را
- غزل شمارهٔ ۵۴ نقاب عارض گلجوش کردهای ما را
- غزل شمارهٔ ۵۵ درین وادی چسان آرام باشد کاروانها را
- غزل شمارهٔ ۵۶ شرر تمهید سازد مطلب ما داستانها را
- غزل شمارهٔ ۵۷ گذشتگان که هوس دیدهاند دنیا را
- غزل شمارهٔ ۵۸ حسنی است بر رخش رقم مشک ناب را
- غزل شمارهٔ ۵۹ فال حباب زن، بشمر موج آب را
- غزل شمارهٔ ۶۰ یک آه سرد نیمشبی از جگر برآ
- غزل شمارهٔ ۶۱ نیستی پیشهکن از عالم پندار برآ
- غزل شمارهٔ ۶۲ فرصتی داری زگرد اضطراب دل برآ
- غزل شمارهٔ ۶۳ با دلِ آسوده از تشویشِ آب و نان برآ
- غزل شمارهٔ ۶۴ شور جنون در قفسی با همه بیگانه برآ
- غزل شمارهٔ ۶۵ بیا تا دیکنیم امروز فردای قیامت را
- غزل شمارهٔ ۶۶ هرزه برگردون رساندی وهم بود و هست را
- غزل شمارهٔ ۶۷ خاکسار تو تپیدن کند آغاز چرا
- غزل شمارهٔ ۶۸ پرتو آهی ز جیبتگل نکرد ای دل چرا
- غزل شمارهٔ ۶۹ خار غفلت مینشانی در ریاض دل چرا
- غزل شمارهٔ ۷۰ به خیال آن عرق جبین ز فغان علم نزدی چرا
- غزل شمارهٔ ۷۱ ای غافل از رنج هوس آیینهپردازی چرا
- غزل شمارهٔ ۷۲ فشاند محمل نازت گل چه رنگ به صحرا
- غزل شمارهٔ ۷۳ حیفکز افلاس نومیدی فواید مرد را
- غزل شمارهٔ ۷۴ ستم است اگر هوست کشد که بهسیر سرو و سمن درآ
- غزل شمارهٔ ۷۵ به شبنم صبح، اینگلستان، نشاند جوش غبار خود را
- غزل شمارهٔ ۷۶ نمیدزدد کس از لذات کاهشآفرین خود را
- غزل شمارهٔ ۷۷ آنجا که فشارد مژهام دیدهٔ تر را
- غزل شمارهٔ ۷۸ ای آب رخ از خاک درت دیدهٔ تر را
- غزل شمارهٔ ۷۹ شوق اگر بیپرده سازد حسرت مستور را
- غزل شمارهٔ ۸۰ عشق اگر در جلوه آرد پرتو مقدور را
- غزل شمارهٔ ۸۱ پاس کار خود نباشد صاحب تدبیر را
- غزل شمارهٔ ۸۲ تا بهکی در پرده دارم آه بیتأثیر را
- غزل شمارهٔ ۸۳ ز آهم مجویید تأثیر را
- غزل شمارهٔ ۸۴ گر کماندار خیالت در زه آرد تیر را
- غزل شمارهٔ ۸۵ گرکنی با موج خونم همزبان شمشیررا
- غزل شمارهٔ ۸۶ هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را
- غزل شمارهٔ ۸۷ هستی بهتپش رفت واثرنیست نفس را
- غزل شمارهٔ ۸۸ کی جزا میرسد از اهل حیا سرکش را
- غزل شمارهٔ ۸۹ لب جویی که از عکس تو پردازیست آبش را
- غزل شمارهٔ ۹۰ نباشدگرکمند موج تردستی حجابش را
- غزل شمارهٔ ۹۱ مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش را
- غزل شمارهٔ ۹۲ به یاد آرد دل بیتاب اگر نقش میانش را
- غزل شمارهٔ ۹۳ چهامکان است فردا عرض شوخی ناتوانش را
- غزل شمارهٔ ۹۴ جوش زخمم داد سر در صبح محشر تیغ را
- غزل شمارهٔ ۹۵ گر، دمی، بوس کفتگردد میسر تیغ را
- غزل شمارهٔ ۹۶ سادگی باغیست طبع عافیتآهنگ را
- غزل شمارهٔ ۹۷ عشق هرجا شوید از دلها غبار رنگ را
- غزل شمارهٔ ۹۸ گر کنم با این سر پرشور بالین سنگ را
- غزل شمارهٔ ۹۹ اگرحیرت بهاین رنگست دست وتیغ قاتل را
- غزل شمارهٔ ۱۰۰ به تردستی بزن ساقی غنیمتدار قلقل را
- غزل شمارهٔ ۱۰۱ به گلشن گر برافشاند ز روی ناز کاکل را
- غزل شمارهٔ ۱۰۲ بهار اندیشهٔ صدرنگ عشرتکرد بسمل را
- غزل شمارهٔ ۱۰۳ بر طاق نه تبخیر جاه و جلال را
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ ای چشم تو مهمیز جنون وحشیِ رم را
- غزل شمارهٔ ۱۰۵ خیال قرب غفلت دوری ازانس است محرم را
- غزل شمارهٔ ۱۰۶ گریک نفس آیینهکنی نقش قدم را
- غزل شمارهٔ ۱۰۷ نباشد بیعصا امداد طاقت پیکر خم را
- غزل شمارهٔ ۱۰۸ بوی وصلتگر ببالاند دل ناکام را
- غزل شمارهٔ ۱۰۹ در طلب تا چند ریزی آبرویکام را
- غزل شمارهٔ ۱۱۰ کی بود سیری ز ناز آن نرگس خودکام را
- غزل شمارهٔ ۱۱۱ غم، طرب جوشکرده است مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱۲ شکوهٔ جور تو نگشاید دهان زخم را
- غزل شمارهٔ ۱۱۳ کیستکز راه تو چون خاشاک بردارد مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱۴ زین وجودیکز عدم شرمنده میگیرد مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱۵ عبرتیکوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱۶ چو تخم اشک بهکلفت سرشتهاند مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱۷ کافرمگر مخمل و سنجاب میباید مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱۸ تبسم ریز لعلشگر نشان پرسد غبارم را
- غزل شمارهٔ ۱۱۹ بهتازگی نکشد عافیت دماغ مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۰ بس که دارد ناتوانی نبض احوال مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۱ بیسخن باید شنیدن چون نگین نام مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۲ قاصد به حیرتکن ادا تمهید پیغام مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۳ بسکه چونگل پردهها بر پرده شد سامان مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۴ رخصت نظارهایگر میدهد جانان مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۵ سوار برق عمرم، نیست برگشتن عنانم را
- غزل شمارهٔ ۱۲۶ گدازگوهر دل باده ناب است شبنم را
- غزل شمارهٔ ۱۲۷ وهم راحت صید الفتکرد مجنون مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۸ بسکه وحشت کرده است آزاد مجنون مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۹ دام یک عالم تعلق گشت حیرانی مرا
- غزل شمارهٔ ۱۳۰ داغ عشقم، نیست الفت با تنآسانی مرا
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ به عجزیکه داری قویکن میان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۲ حیف استکشد سعی دگر بادهکشان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۳ شدی پیر و همان در بند غفلت میکنی جان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۴ عبث تعلیم آگاهی مکن افسرده طبعان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۵ هرچند گرانی بوَد اسباب جهان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۶ هوس مشتاق رسوایی مکن سودای پنهان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۷ الهی پارهای تمکین رم وحشی نگاهان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۸ چنان پیچیده توفان سرشکم کوه و هامون را
- غزل شمارهٔ ۱۳۹ نظر بر کجروان از راستان بیش است گردون را
- غزل شمارهٔ ۱۴۰ نمیدانم چه تنگی درهم افشرد آه مجنون را
- غزل شمارهٔ ۱۴۱ اگر اندیشه کند طرز نگاه او را
- غزل شمارهٔ ۱۴۲ به گلشنی که دهم عرض شوخی او را
- غزل شمارهٔ ۱۴۳ سرمه سنگین نکند شوخی چشم اورا
- غزل شمارهٔ ۱۴۴ مکن ز شانه پریشان دماغگیسو را
- غزل شمارهٔ ۱۴۵ کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را
- غزل شمارهٔ ۱۴۶ حسن شرم آیینه داند روی تابان ترا
- غزل شمارهٔ ۱۴۷ کردهام سرمشق حیرت سرو موزون تورا
- غزل شمارهٔ ۱۴۸ به حیرت آینه پرداختند روی تو را
- غزل شمارهٔ ۱۴۹ گداز سعی دلیل است جستجوی تو را
- غزل شمارهٔ ۱۵۰ مغتنمگیرید دامان دل آگاه را
- غزل شمارهٔ ۱۵۱ بدزدگردن بیمغز برفراخته را
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ عقبهای دیگر نباشد روح از تن رسته را
- غزل شمارهٔ ۱۵۳ نیست باک از برقِ آفت، دل به آفت بسته را
- غزل شمارهٔ ۱۵۴ قید هستی نیست مانع خاطرِ آزاده را
- غزل شمارهٔ ۱۵۵ کو دماغ جهد، تن در خاکساری داده را
- غزل شمارهٔ ۱۵۶ گل بر رختگشود نقابکشیده را
- غزل شمارهٔ ۱۵۷ نیست با مژگانْ تعلق اشکِ وحشتپیشه را
- غزل شمارهٔ ۱۵۸ بیاکه جام مروت دهیم حوصله را
- غزل شمارهٔ ۱۵۹ از سپند ما که مییابد سراغ ناله را ؟
- غزل شمارهٔ ۱۶۰ کردم رقم بهکلک نفس مد ناله را
- غزل شمارهٔ ۱۶۱ ساختم قانعْ دلِ از عافیت بیگانه را
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ با بد ونیک است یک رنگ هوس آیینه را
- غزل شمارهٔ ۱۶۳ نیست با حسنت مجال گفتگو آیینه را
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ جلوهٔ او داد فرمان نگاه آیینه را
- غزل شمارهٔ ۱۶۵ گه ازموی میان شهرت دهد نازک خیالی را
- غزل شمارهٔ ۱۶۶ مآلکار نقصانهاست هر صاحبکمالی را
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ ندیدم مهربان دلهای از انصاف خالی را
- غزل شمارهٔ ۱۶۸ بههستی انقطاعی نیست از سر سرگرانی را
- غزل شمارهٔ ۱۶۹ عیشْ داندْ دلِ سرگشتهْ پریشانی را
- غزل شمارهٔ ۱۷۰ فسون جاه عذر لنگ سازد پرفشانی را
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ هر کجا نسخه کنند آن خط ریحانی را
- غزل شمارهٔ ۱۷۲ نباشد یاد اسباب طرف وحشتگزینی را
- غزل شمارهٔ ۱۷۳ ربود از بس خیال ساعد او هوش ماهی را
- غزل شمارهٔ ۱۷۴ اثر دور است ازین یاران حقوق آشنایی را
- غزل شمارهٔ ۱۷۵ کو ذوق نگاهی که به هنگام تماشا
- غزل شمارهٔ ۱۷۶ درین محفل که دارد شام بربند و سحر بگشا
- غزل شمارهٔ ۱۷۷ نرسیدی به فهم خود، ره عزم دگر گشا
- غزل شمارهٔ ۱۷۸ اگر مردی در تسلیم زن، راه طلب مگشا
- غزل شمارهٔ ۱۷۹ پیش توانگر منشان، پهلوی لاغر مگشا
- غزل شمارهٔ ۱۸۰ در بیزری ز جبههٔ اخلاق چین گشا
- غزل شمارهٔ ۱۸۱ تجدید سِحرکاریست در جلوهزار عنقا
- غزل شمارهٔ ۱۸۲ ما رشتهٔ سازیم، مپرس از ادب ما
- غزل شمارهٔ ۱۸۳ پرکرده جزو لایتجزا کتاب ما
- غزل شمارهٔ ۱۸۴ سطر یقین به حک داد تکرار بیحد ما
- غزل شمارهٔ ۱۸۵ آن پری گویند شب خندید بر فریاد ما
- غزل شمارهٔ ۱۸۶ بحر میپیچد به موج، از اشک غمپرورد ما
- غزل شمارهٔ ۱۸۷ حیرت حسنیست در طبع نگهپرورد ما
- غزل شمارهٔ ۱۸۸ ز گفتوگو نیامد صیدِ جمعیت به بند ما
- غزل شمارهٔ ۱۸۹ بیثمری حصار شد در چمن امید ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۰ لغزشی خورده ز پا تا سر ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۱ نیست خاکستر ما شعلهصفت بستر ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۲ آخر به لوح آینهٔ اعتبار ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۳ خارجآهنگی ندارد سبحه و زنّار ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۴ سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۵ همه عمر با تو قدح زدیم و نرفت رنجِ خمار ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۶ چون سرو، کلفتی چند پیچیدهاند بر ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۷ رنگ شوخی نیست در طبع ادبتخمیر ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۸ نغمه رنگ افتاده نقش بینشان تأثیر ما
- غزل شمارهٔ ۱۹۹ چه ممکن است که راحت سری برآورد از ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۰ هرجا روی ای ناله سلامی ببر از ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۱ چون صبح مجو طاقت آزار کس از ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۲ دل میرود و نیست کسی دادرس ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۳ تا بوی گل به رنگ ندوزد لباس ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۴ اینقدَر نقشی که گل کرد از نهان و فاش ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۵ ای جگرها داغدار شوق پیکان شما
- غزل شمارهٔ ۲۰۶ شور صد صحرا جنونگرد نمکدان شما
- غزل شمارهٔ ۲۰۷ ای همه آیات قدرت ظاهر از شأن شما
- غزل شمارهٔ ۲۰۸ ز فسانهٔ لبِ خامشِ که رسید مژده به گوش ما؟
- غزل شمارهٔ ۲۰۹ افتاده زندگی به کمین هلاکِ ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۰ به خیالِ چشمِ که میزند قدحِ جنون، دلِ تنگ ما؟
- غزل شمارهٔ ۲۱۱ سلسلهٔ شوقِ کیست سرخطِ آهنگ ما؟
- غزل شمارهٔ ۲۱۲ آیینهٔ چندین تب و تاب است دل ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۳ هم آبله هم چشم پر آب است دل ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۴ نشود جاه و حَشَم شهرتِ خامِ دلِ ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۵ با سحر ربطی ندارد شام ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۶ مپسند جز به رهن تغافل پیام ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ از حادثآفرینیِ طبعِ سقیمِ ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۸ همچو عنقا بینیازِ عرض ایجادیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۹ آنچه نذر درگه آوردیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۰ عمریست گرد گردش رنگ خودیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۱ بسکه از ساز ضعیفیها خبر داریم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۲ تا در این گلزار چون شبنم گذر داریم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۳ حیرت دیدار سامان سفر داریم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۴ نام خود را تا به رسوایی علَم داریم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ صورتِ وهمِ به هستی متهم، داریم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۶ با کمال اتحاد، از وصل مهجوریم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۷ طرح قیامتی ز جگر میکشیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۸ عمریست ناز دیدهٔ تر میکشیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۲۹ چون نگاه از بس به ذوق جلوه همدوشیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۰ حیرتیم، اما به وحشتها همآغوشیم ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۱ زین گلستان، درس دیدار که میخوانیم ما؟
- غزل شمارهٔ ۲۳۲ با همه افسردگی، مفت تماشاییم ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۳ به طوق فاخته نازد محبت از فن ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۴ بیتو چون شمع ز ضعف تن ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۵ چون شمع ز آتشی که وفا زد به جان ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۶ از بس گرفته است تحیر عنان ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۷ داغیم چون سپند، مپرس از بیان ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۸ غیر وحدت برنتابد همت عرفان ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۹ گر به این وحشت دهد گرد جنون سامان ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۰ نبوَد به غیرِ نامِ تو وردِ زبانِ ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۱ خداوندا! به آن نور نظر در دیده جا بنما
- غزل شمارهٔ ۲۴۲ پُر تشنه است حرص فضولیکمین ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۳ بیریشه سوخت مزرع آه حزین ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۴ پا به نومیدی شکست، آزادی دلخواه ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۵ کوتاه نیست سلسلهٔ دود آه ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۶ نخل شمعیم که در شعله دوَد ریشهٔ ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۷ میخورد خون، نفس اندر دل غمپیشهٔ ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۸ داغ گل کرد بهار از اثر لالهٔ ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۹ غنچهسان، بیدر است خانهٔ ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۰ سعی دیر و حرم بهانهٔ ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۱ به پیری، الفت حرص و هوس شد آینهٔ ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۲ از ما پیام وصل تهی کرد جای ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۳ فقر نخواست شکوهٔ مفلسی ازگدای ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۴ گر چنین بالد ز طوف دامنت اجزای ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۵ ز بادهایست به بزم شهود، مستی ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۶ جهانگرفت غبار جنون تلاشی ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۷ چون نقش پا ز عجز نگردید روی ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۸ کلک مصوراز چه ننگ،کرد نظربهسوی ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۹ وصف لب توگر دمد ازگفتگوی ما
- غزل شمارهٔ ۲۶۰ شوق تو دامنی زد بر نارسایی ما
- غزل شمارهٔ ۲۶۱ بر سنگ زد زمانه ز بس ساز آشنا
- غزل شمارهٔ ۲۶۲ چو شمع یک مژه وا کن ز پرده مست برون آ
- غزل شمارهٔ ۲۶۳ چهکدخداییست ای ستمکش جنونکن از دردسر برونآ
- غزل شمارهٔ ۲۶۴ از نام اگر نگذری، از ننگ برونآ
- غزل شمارهٔ ۲۶۵ ازین هوسکده با آرزوبه جنگ برون آ
- غزل شمارهٔ ۲۶۶ ای مردهٔ تکلف از کیف و کم برون آ
- غزل شمارهٔ ۲۶۷ بود بیمغزسرتند خروش مینا
- غزل شمارهٔ ۲۶۸ ازین محفل چه امکان است بیرون رفتن مینا
- غزل شمارهٔ ۲۶۹ بیا خورشید معنی را ببین ازروزن مینا
- غزل شمارهٔ ۲۷۰ ز بخت نارسا نگرفت دستمگردن مینا
- غزل شمارهٔ ۲۷۱ شفق در خون حسرت میتپد از دیدن مینا
- غزل شمارهٔ ۲۷۲ چندین دماغ دارد اقبال و جاه مینا
- غزل شمارهٔ ۲۷۳ کدامین نشئه بیرون داد راز سینهٔ مینا
- غزل شمارهٔ ۲۷۴ مآلکار چه بیندکسی نظر به هوا
- غزل شمارهٔ ۲۷۵ تاراجگرگل بود بدمستی اجزاها
- غزل شمارهٔ ۲۷۶ گر لعل خموشتکند آهنگ نواها
- غزل شمارهٔ ۲۷۷ ز بس جوش اثر زد از تب شوق تو یاربها
- غزل شمارهٔ ۲۷۸ زهی سودایی شوق تو مذهبها و مشربها
- غزل شمارهٔ ۲۷۹ ای به زلفت جوهر آیینهٔ دل تابها
- غزل شمارهٔ ۲۸۰ ای ز شوخیهای حُسنات محوِ پیچ و تابها
- غزل شمارهٔ ۲۸۱ ز چشم بینگه بودم خرابآباد غارتها
- غزل شمارهٔ ۲۸۲ غباریم زحمتکش بادها
- غزل شمارهٔ ۲۸۳ زهی نظّاره را ازجلوهٔ حسن تو زیورها
- غزل شمارهٔ ۲۸۴ سجود خاک راحتگرهوا جوشاند ازسرها
- غزل شمارهٔ ۲۸۵ نگردد همت موجم قفسفرسودِ گوهرها
- غزل شمارهٔ ۲۸۶ ای بهار جلوه بسکن کز خجالت یارها
- غزل شمارهٔ ۲۸۷ بسکه شد حیرتپرستِ جلوهات گلزارها
- غزل شمارهٔ ۲۸۸ حیرت دل گر نپردازد به ضبطکارها
- غزل شمارهٔ ۲۸۹ از پا نشیند ای کاش محملکش هوسها
- غزل شمارهٔ ۲۹۰ بر قماش پوچ هستی تا بهکی وسواسها
- غزل شمارهٔ ۲۹۱ شرم از خط پیشانی ما ریخته شقها
- غزل شمارهٔ ۲۹۲ بیدماغی با نشاط از بس که دارد جنگها
- غزل شمارهٔ ۲۹۳ جنون آنجا که میگردد دلیل وحشت دلها
- غزل شمارهٔ ۲۹۴ ز برق این تحیر آب شد آیینهٔ دلها
- غزل شمارهٔ ۲۹۵ خواجه ممکن نیست ضبط عمر و حفظ مالها
- غزل شمارهٔ ۲۹۶ ای ز چشم میْپرستت مست حیرت جامها
- غزل شمارهٔ ۲۹۷ پیش آن چشم سخنگو موج می در جامها
- غزل شمارهٔ ۲۹۸ گفتگو صد رنگ ناکامی دماند از کامها
- غزل شمارهٔ ۲۹۹ چیست این باغ و این شکفتنها
- غزل شمارهٔ ۳۰۰ در باغ دل نهان بود از رفتگان نشانها
- غزل شمارهٔ ۳۰۱ ای آینهٔ حسن تمنای تو جانها
- غزل شمارهٔ ۳۰۲ ای داغ کمال تو عیانها و نهانها
- غزل شمارهٔ ۳۰۳ ای گرد تکاپوی سراغ نو نشانها
- غزل شمارهٔ ۳۰۴ این انجمن عشق است توفانگر سامانها
- غزل شمارهٔ ۳۰۵ زهی چون گل به یاد چیدن از شوق تو دامانها
- غزل شمارهٔ ۳۰۶ چو سایه چند به هر خاک جبهه سودنها
- غزل شمارهٔ ۳۰۷ چو اشک، آن کس که میچیند گلِ عیش از تپیدنها
- غزل شمارهٔ ۳۰۸ چو شمعم از خجالت رهنمود نارسیدنها
- غزل شمارهٔ ۳۰۹ فلک این سرکشی چند از غبار آرمیدنها
- غزل شمارهٔ ۳۱۰ در فکر حق و باطل خوردیم عبث خونها
- غزل شمارهٔ ۳۱۱ وفاق تخم ثباتی نکاشت در دل و دینها
- غزل شمارهٔ ۳۱۲ ای رسته ز گلزارت آن نرگس جادوها
- غزل شمارهٔ ۳۱۳ ای فدای جلوهٔ مستانهات میخانهها
- غزل شمارهٔ ۳۱۴ چیده است لاف خلق به چیدن ترانهها
- غزل شمارهٔ ۳۱۵ ای موجزن بهار خیالت ز سینهها
- غزل شمارهٔ ۳۱۶ ای آرزوی مهر تو سیلاب کینهها
- غزل شمارهٔ ۳۱۷ تعلق بود سیر آهنگ چندین نوحهسازیها
- غزل شمارهٔ ۳۱۸ باز آب شمشیرت از بهارجوشیها
- غزل شمارهٔ ۳۱۹ به ذوق داغ کسی در کنار سوختگیها
- غزل شمارهٔ ۳۲۰ تا چند به هر عیب و هنر طعنهزنیها
- غزل شمارهٔ ۳۲۱ سخن شد داغ دل چون شمع از آتشبیانیها
- غزل شمارهٔ ۳۲۲ بود سرمشق درس خامشی باریکبینیها
- غزل شمارهٔ ۳۲۳ به داغ غربتم واسوخت آخر خودنماییها
- غزل شمارهٔ ۳۲۴ ای بهارستانِ اقبال ای چمن سیما بیا
- غزل شمارهٔ ۳۲۵ چه فسردگی بلد تو شد که به محفل من و ما بیا
- غزل شمارهٔ ۳۲۶ ایگداز دل نفسی اشک شو به دیده بیا
- غزل شمارهٔ ۳۲۷ به هر جبینکه بود سطری ازکتاب حیا
- غزل شمارهٔ ۳۲۸ به نمود هستی بیاثر چه نقاب شقکنم از حیا
- غزل شمارهٔ ۳۲۹ ما را ز گرد این دشت عزمی است رو به دریا
- غزل شمارهٔ ۳۳۰ آسودگان گوشهٔ دامان بوریا
- غزل شمارهٔ ۳۳۱ در شهد راحتند فقیران بوریا
- غزل شمارهٔ ۳۳۲ حرص فرصت انتظار و دوررنگ است آسیا
- غزل شمارهٔ ۳۳۳ چیست آدم مفرد کلک دبیرستان رب
- غزل شمارهٔ ۳۳۴ همیشه سنگدلانند نامدار طرب
- غزل شمارهٔ ۳۳۵ اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب
- غزل شمارهٔ ۳۳۶ بهروی نسخهٔ هستی که نیست جز تب و تاب
- غزل شمارهٔ ۳۳۷ بسکه دارد برق تیغت در گذشتنها شتاب
- غزل شمارهٔ ۳۳۸ تا از آن پای نگارین بوسهای کرد انتخاب
- غزل شمارهٔ ۳۳۹ تا نمیدزدد غبار غفلت هستی خطاب
- غزل شمارهٔ ۳۴۰ چو شمع تا سحر افسانه میشود تب و تاب
- غزل شمارهٔ ۳۴۱ ز درد تشنهلبیها در این محیط سراب
- غزل شمارهٔ ۳۴۲ ممسک اگر به عرض سخا جوشد از شراب
- غزل شمارهٔ ۳۴۳ میدهد دل را نفس آخر به سیل اضطراب
- غزل شمارهٔ ۳۴۴ میکنمگاهی به یاد مستی چشمت شتاب
- غزل شمارهٔ ۳۴۵ وقت پیری شرم دارید از خضاب
- غزل شمارهٔ ۳۴۶ بسکه شد از تشنهکامیهای ما نایاب آب
- غزل شمارهٔ ۳۴۷ چو من ز کسوت هستی تر آمدهست حباب
- غزل شمارهٔ ۳۴۸ کیفیت هوای که دارد سر حباب
- غزل شمارهٔ ۳۴۹ گذشتهام به تُنُکظرفی از مقام حباب
- غزل شمارهٔ ۳۵۰ پیام داشت به عنقا خط جبین حباب
- غزل شمارهٔ ۳۵۱ بیلطافت نیست از بس وحشتآهنگ است آب
- غزل شمارهٔ ۳۵۲ تا زند فال گهر بیتابیآهنگ است آب
- غزل شمارهٔ ۳۵۳ ای منّت عرق ز جبینت بر آفتاب
- غزل شمارهٔ ۳۵۴ تاب زلفت سایه آویزد به طرف آفتاب
- غزل شمارهٔ ۳۵۵ ای جلوهٔ تو سرشکن شأن آفتاب
- غزل شمارهٔ ۳۵۶ ای چیده نقش پای تو دکان آفتاب
- غزل شمارهٔ ۳۵۷ به خاکِ راهِ که گردید قطرهزن مهتاب
- غزل شمارهٔ ۳۵۸ علمی که خلق یافته بیچونش انتخاب
- غزل شمارهٔ ۳۵۹ بی کمالی نیست دل از شرم چون میگردد آب
- غزل شمارهٔ ۳۶۰ هرکجا بی رویت از چشمم برون میگردد آب
- غزل شمارهٔ ۳۶۱ گر در این بحر اعتباری از هنر میدارد آب
- غزل شمارهٔ ۳۶۲ از روانی در تحیر هم اثر میدارد آب
- غزل شمارهٔ ۳۶۳ هرگه به باغ بیتو فکندم نظر در آب
- غزل شمارهٔ ۳۶۴ نشستهایم به یادت ز گریه تنگ در آب
- غزل شمارهٔ ۳۶۵ پرتو حسن تو هرجا شد نقاب افکن در آب
- غزل شمارهٔ ۳۶۶ سایه اندازد اگر بخت سیاه من در آب
- غزل شمارهٔ ۳۶۷ از سر مستی نبود امشب خطابم با شراب
- غزل شمارهٔ ۳۶۸ بزم ما را نیست غیر از شهرت عنقا شراب
- غزل شمارهٔ ۳۶۹ گرشود آن نرگس میگون مقابل با شراب
- غزل شمارهٔ ۳۷۰ به نیمگردش آن چشم فتنه رنگ شراب
- غزل شمارهٔ ۳۷۱ پیوسته است از مژه بر دیدهها نقاب
- غزل شمارهٔ ۳۷۲ یا حسنگیر صورت آفاق یا نقاب
- غزل شمارهٔ ۳۷۳ باز درگلشن ز خویشم میبرد افسون آب
- غزل شمارهٔ ۳۷۴ ببند چشم و خط هرکتاب را دریاب
- غزل شمارهٔ ۳۷۵ فال تسلیم زن و شوکت شاهی دریاب
- غزل شمارهٔ ۳۷۶ نیام آنکه به جرأت وصف لبت رسدم خم و پیچ عنان ادب
- غزل شمارهٔ ۳۷۷ امشب ز ساز مینا گرم است جای مطرب
- غزل شمارهٔ ۳۷۸ ندانم بازم آغوش که خواهد شد دچار امشب
- غزل شمارهٔ ۳۷۹ صبحدم سیاره بال افشاند از دامان شب
- غزل شمارهٔ ۳۸۰ هرکه راکردند راحت محرم احسان شب
- غزل شمارهٔ ۳۸۱ بود داغ من مردم دیدهٔ شب
- غزل شمارهٔ ۳۸۲ طرب در این باغ میخرامد ز ساز فرصت پیام بر لب
- غزل شمارهٔ ۳۸۳ به وصول مقصد عافیت نه دلیل جو نه عصا طلب
- غزل شمارهٔ ۳۸۴ دل از خمار طلب خون کن و شراب طلب
- غزل شمارهٔ ۳۸۵ نگویمت به خطا سازیا صواب طلب
- غزل شمارهٔ ۳۸۶ فیض حلاوت از دل بیکبر و کین طلب
- غزل شمارهٔ ۳۸۷ خون بسته است ازغم آن لعل پان به لب
- غزل شمارهٔ ۳۸۸ از خامشی مپرس و زگفتار عندلیب
- غزل شمارهٔ ۳۸۹ شبکه شد جوش فغانم همنوای عندلیب
- غزل شمارهٔ ۳۹۰ گر به اینگرمی است آه شعلهزای عندلیب
- غزل شمارهٔ ۳۹۱ چه دارد این صفات حاجت آیات
- غزل شمارهٔ ۳۹۲ ای خم مژگان شکوه نرگس مستانهات
- غزل شمارهٔ ۳۹۳ ای هستی از قصر غنا افکنده در ویرانهات
- غزل شمارهٔ ۳۹۴ سرکیست تا برد آرزو به غبار سجدهکمینیات
- غزل شمارهٔ ۳۹۵ شبگریهام به آن همه سامان شکست و ریخت
- غزل شمارهٔ ۳۹۶ عشق از خاک من آن روز که وحشت میبیخت
- غزل شمارهٔ ۳۹۷ آیینهٔ دل داغ جلا ماند و نفس سوخت
- غزل شمارهٔ ۳۹۸ بسکه برق یأس بنیاد من ناکام سوخت
- غزل شمارهٔ ۳۹۹ چولاله بیتو ز بس رنگ اعتبارم سوخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۰ هوس نماند ز بس عشق آن نگارم سوخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۱ گر همه در سنگ بود آتش جدایی دید و سوخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۲ رنگت به چشم لاله بساط نظاره سوخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۳ هرکجا گل کرد داغی بر دل دیوانه سوخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۴ یاد وصلی کردم آغوش من دیوانه سوخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۵ آن شعلهکه در دل شرر عشق وهوس ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۶ بیتابی عشق این همه نیرنگ هوس ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۷ شب که حیرت با خیالت طرح قیل و قال ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۸ زان اشککه چون شمع زچشمتر من ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۹ اشک از مژگان در این ویرانه نشکست و نریخت
- غزل شمارهٔ ۴۱۰ زاهد،کهبادش، آفت ایمان شکست و ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۱۱ دی ترنگی از شکست ساغرم کل کرد و ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۱۲ بس که از طرز خرامت جلوهٔ مستانه ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۱۳ شوخ بیباکیکه رنگ عیش هر کاشانه ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۱۴ هرکجا لعل تو رنگ خنده مستانه ریخت
- غزل شمارهٔ ۴۱۵ توخودشخص نفسخویی که بادلنیست پیوندت
- غزل شمارهٔ ۴۱۶ چه خوش است اگر بود آنقدر هوس بلندی منظرت
- غزل شمارهٔ ۴۱۷ ما و من گم گشت هرگه خواب شد همبسترت
- غزل شمارهٔ ۴۱۸ ای ذوق فضولی ز خود انداخته دورت
- غزل شمارهٔ ۴۱۹ زهی خمخانهٔ حیرت،کلام هوش تسخیرت
- غزل شمارهٔ ۴۲۰ چوگوید آینهام شکر خوش معاشی حیرت
- غزل شمارهٔ ۴۲۱ آمد ورفت نفس نیرنگ توفان بلاست
- غزل شمارهٔ ۴۲۲ اضطراب نبض دل تمهید آهنگ فناست
- غزل شمارهٔ ۴۲۳ ای عدمپرورده لاف هستیات جای حیاست
- غزل شمارهٔ ۴۲۴ تهمتافسردگی بر طینت عاشق خطاست
- غزل شمارهٔ ۴۲۵ خط لعلت غبار حیرتافزاست
- غزل شمارهٔ ۴۲۶ خیالی سد راه عبرت ماست
- غزل شمارهٔ ۴۲۷ رفتن عمر ز رفتار نفسها پیداست
- غزل شمارهٔ ۴۲۸ ز آهم نخل حسرت شعله بالاست
- غزل شمارهٔ ۴۲۹ زندگی سد ره جولان ماست
- غزل شمارهٔ ۴۳۰ سایهٔ دستی اگر ضامن احوال ماست
- غزل شمارهٔ ۴۳۱ شوخیانداز جرأتها ضعیفان را بلاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۲ شوق تا گرم عنان نیست فسردن برجاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۳ صد هنر در پرده دل فرش اقبال صفاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۴ عشرتفروز انجمن هستیام حیاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۵ غفلت از عاقبت عقوبتزاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۶ فضای وادی امکان پر از غبارِ فناست
- غزل شمارهٔ ۴۳۷ کام همت اگر انباشتهٔ ذوق خفاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۸ گرد اندوه دلم دام تماشای صفاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۹ گردی ز خویش رفتن ما هیچ برنخاست
- غزل شمارهٔ ۴۴۰ ما و من شور گرفتاری هاست
- غزل شمارهٔ ۴۴۱ نسبت اشراف با دونان خطاست
- غزل شمارهٔ ۴۴۲ نشئهٔ هستی به دور جام پیری نارساست
- غزل شمارهٔ ۴۴۳ نفس محرک جسم به غم فسرده ماست
- غزل شمارهٔ ۴۴۴ نقش دیبای هنر فرش ره اهل صفاست
- غزل شمارهٔ ۴۴۵ نه جاه مایهٔ عصیان نه مال غفلتزاست
- غزل شمارهٔ ۴۴۶ یاد آن جلوه ز چشمم گره اشک گشاست
- غزل شمارهٔ ۴۴۷ باز گردون در عبیرافشانی زلف شب است
- غزل شمارهٔ ۴۴۸ تیرهبختی چون هجوم آرد سخن مهر لب است
- غزل شمارهٔ ۴۴۹ چشم خرد آیینهٔ جام می ناب است
- غزل شمارهٔ ۴۵۰ بسکه سودای توام سرتا به پا زنجیر پاست
- غزل شمارهٔ ۴۵۱ چون حبابم الفت وهم بقا زنجیرپاست
- غزل شمارهٔ ۴۵۲ گلکردن هوس ز دل صاف تهمت است
- غزل شمارهٔ ۴۵۳ زبان چو کج روش افتد جنون بد مست است
- غزل شمارهٔ ۴۵۴ سیرابی ازین باغ هوس، یاسپرست است
- غزل شمارهٔ ۴۵۵ از چمن تا انجمن جوش بهار رحمت است
- غزل شمارهٔ ۴۵۶ در خموشی یک قلم آوازهٔ جمعیت است
- غزل شمارهٔ ۴۵۷ یارب امشب آن جنونآشوبِ جان و دل کجاست
- غزل شمارهٔ ۴۵۸ فنا مثالم و آیینهٔ بقا اینجاست
- غزل شمارهٔ ۴۵۹ غلغل صبح ازل از دل عالم برخاست
- غزل شمارهٔ ۴۶۰ سوخت دل در محفل تسلیم و از جا برنخاست
- غزل شمارهٔ ۴۶۱ بیشکست از پردهٔ سازم نوایی برنخاست
- غزل شمارهٔ ۴۶۲ زیر گردون طبع آزادینوایی برنخاست
- غزل شمارهٔ ۴۶۳ تنم ز بند لباس تکلف آزاد است
- غزل شمارهٔ ۴۶۴ درآن مقامکه عرض جلال معبود است
- غزل شمارهٔ ۴۶۵ هرچه از مدت هست و بود است
- غزل شمارهٔ ۴۶۶ کاهش طبع من از فطرت بیباک خود است
- غزل شمارهٔ ۴۶۷ نیک و بدم از بخت بدانجام سفید است
- غزل شمارهٔ ۴۶۸ تا نفس باقی است دردل رنگکلفت مضمراست
- غزل شمارهٔ ۴۶۹ خاک غربتکیمیای مردم نیک اختر است
- غزل شمارهٔ ۴۷۰ خاموشیام جنونکدهٔ شور محشر است
- غزل شمارهٔ ۴۷۱ در تپشآباد دهر حیرت دل لنگر است
- غزل شمارهٔ ۴۷۲ دوری منزلم از بسکه ندامت اثر است
- غزل شمارهٔ ۴۷۳ شعلهٔ بیبال وپر سجده گر اخگر است
- غزل شمارهٔ ۴۷۴ وحشت مدعا جنون ثمر است
- غزل شمارهٔ ۴۷۵ به خوان لذت دنیا گزند بسیار است
- غزل شمارهٔ ۴۷۶ اشک یک لحظه به مژگان بار است
- غزل شمارهٔ ۴۷۷ خواب در چشم و نفس بر دل محزون بار است
- غزل شمارهٔ ۴۷۸ رزق، خلوتگه اندیشهٔ روزیخوار است
- غزل شمارهٔ ۴۷۹ ز دهر نقد تو جز پیچ وتاب دشوار است
- غزل شمارهٔ ۴۸۰ ز گریه، سیریِ چشمِ پر آب دشوار است
- غزل شمارهٔ ۴۸۱ او گفتن ما وتو به هر رنگ ضرور است
- غزل شمارهٔ ۴۸۲ نسیمگل به خموشی ترانهپرداز است
- غزل شمارهٔ ۴۸۳ ز شور حیرت من گوش عالمی باز است
- غزل شمارهٔ ۴۸۴ بیا که آتشِ کیفیت هوا تیز است
- غزل شمارهٔ ۴۸۵ ز خود رمیدن دل بسکه شوخیانگیز است
- غزل شمارهٔ ۴۸۶ از حباب اینقدرم عبرت احوال بس است
- غزل شمارهٔ ۴۸۷ سفله با جاه نیزهیچکس است
- غزل شمارهٔ ۴۸۸ بندگی هنگامهٔ عشرت پرستیها بس است
- غزل شمارهٔ ۴۸۹ عشرت موهوم هستیکلفت دنیا بس است
- غزل شمارهٔ ۴۹۰ ما را به راه عشق طلب رهنما بس است
- غزل شمارهٔ ۴۹۱ هستی به رنگ صبح دلیل فنا بس است
- غزل شمارهٔ ۴۹۲ بیدماغی مژدهٔ پیغاممحبوبم بس است
- غزل شمارهٔ ۴۹۳ سر خط درسکمالت منتخب دانی بس است
- غزل شمارهٔ ۴۹۴ بروت تافتنتگربه شانی هوس است
- غزل شمارهٔ ۴۹۵ ز دستگاه جنون راز همتم فاش است
- غزل شمارهٔ ۴۹۶ بسکه امشب بیتوام سامان اعضا آتش است
- غزل شمارهٔ ۴۹۷ آنچهدر بالطلب رقص است، در دل آتش است
- غزل شمارهٔ ۴۹۸ همت زگیر و دار جهان رم کمین خوش است
- غزل شمارهٔ ۴۹۹ سرمایهٔ عذر طلبم از همه بیش است
- غزل شمارهٔ ۵۰۰ خنده تنها نه همین برگل و سوسن تیغ است
- غزل شمارهٔ ۵۰۱ نفس بوالهوسان بر دل روشن تیغ است
- غزل شمارهٔ ۵۰۲ دل از غبارِ نفس زخمِ خفته در نمک است
- غزل شمارهٔ ۵۰۳ حذر ز راه محبت که پر خطرناک است
- غزل شمارهٔ ۵۰۴ مییکه شوخی رنگش جنون افلاک است
- غزل شمارهٔ ۵۰۵ از بس قماش دامن دلدار نازک است
- غزل شمارهٔ ۵۰۶ در ندامتگل مقصود به بر نزدیک است
- غزل شمارهٔ ۵۰۷ یار دور است ز ما تا به نظر نزدیک است
- غزل شمارهٔ ۵۰۸ بسکه اینگلشن افسردهکدورت رنگ است
- غزل شمارهٔ ۵۰۹ دلم چو غنچه در آغوش عافیت تنگ است
- غزل شمارهٔ ۵۱۰ دل مضطرب یأس و نفس ناله به چنگ است
- غزل شمارهٔ ۵۱۱ نه منزل بینشان، نی جاده تنگ است
- غزل شمارهٔ ۵۱۲ بس که ساز این بساط آشفتگیهای دل است
- غزل شمارهٔ ۵۱۳ احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل است
- غزل شمارهٔ ۵۱۴ الفت تن باعث فکر پریشان دل است
- غزل شمارهٔ ۵۱۵ بس که دشت از نقش پای لیلی ما پرگل است
- غزل شمارهٔ ۵۱۶ عالم ایجاد عشرتخانهٔ جزو و کل است
- غزل شمارهٔ ۵۱۷ آگاهی و افسردگی دل چه خیال است
- غزل شمارهٔ ۵۱۸ در وصلم و سیرم بهگریبان خیال است
- غزل شمارهٔ ۵۱۹ داغ اگر حلقه زند ساغر صهبای دل است
- غزل شمارهٔ ۵۲۰ صبح این بادیه آشوب تپشهای دل است
- غزل شمارهٔ ۵۲۱ چشم بیدار طرب مایهٔ سامانگل است
- غزل شمارهٔ ۵۲۲ خندهصبحیستکه در بندگریبانگل است
- غزل شمارهٔ ۵۲۳ بسکه بیقدری دلیل دستگاه عالم است
- غزل شمارهٔ ۵۲۴ در خیالآباد راحت آگهی نامحرم است
- غزل شمارهٔ ۵۲۵ در سیرگاه امر تحیر مقدم است
- غزل شمارهٔ ۵۲۶ شوکت شاهیام از فیض جنون در قدم است
- غزل شمارهٔ ۵۲۷ عمریست به حیرت نفسِ سوخته رام است
- غزل شمارهٔ ۵۲۸ اگر می نیست جمعیتکدام است
- غزل شمارهٔ ۵۲۹ چشمی که ندارد نظری حلقهٔ دام است
- غزل شمارهٔ ۵۳۰ ستم شریک من یاس خوشدن ستم است
- غزل شمارهٔ ۵۳۱ چون سایه بسکهکلفت غفلت سرشت ماست
- غزل شمارهٔ ۵۳۲ شعله ها در گرم جوشی، داغ آه سرد ماست
- غزل شمارهٔ ۵۳۳ طوق چون فاخته، شیرازهٔ مشت پر ماست
- غزل شمارهٔ ۵۳۴ ای غرهٔ اقبال سرانجام تو شوم است
- غزل شمارهٔ ۵۳۵ امروزکه امید بهکوی تو مقیم است
- غزل شمارهٔ ۵۳۶ طبعیکه امیدش اثر آمادهٔ بیم است
- غزل شمارهٔ ۵۳۷ این انجمن چو شمع مپندار جای ماست
- غزل شمارهٔ ۵۳۸ زندگی را شغل پرواز فنا جزوتن است
- غزل شمارهٔ ۵۳۹ میروم از خویش و حسرت گرم اشک افشاندن است
- غزل شمارهٔ ۵۴۰ بسکه آفت ما ضعیفان را حصار آهن است
- غزل شمارهٔ ۵۴۱ چون حباب آیینهٔ مااز خموشی روشناست
- غزل شمارهٔ ۵۴۲ کینه را در دامن دلهای سنگین مسکن است
- غزل شمارهٔ ۵۴۳ دوری از اسباب ما و من به حق پیوستن است
- غزل شمارهٔ ۵۴۴ راحت جاوید عشاق از فضولی رستن است
- غزل شمارهٔ ۵۴۵ ایکعبه جو یقینی اگرکار بستن است
- غزل شمارهٔ ۵۴۶ زندگانی در جگرخار است و در پا سوزن است
- غزل شمارهٔ ۵۴۷ خندهام صبحی به صد چاکِ گریبان آشناست
- غزل شمارهٔ ۵۴۸ عجز بینش با تعلقهای امکان آشناست
- غزل شمارهٔ ۵۴۹ زندگی تمهید اسباب فناست
- غزل شمارهٔ ۵۵۰ خودگدازی نمِکیفیت صهبای من است
- غزل شمارهٔ ۵۵۱ بحر رازم پیچ و تاب فکرگرداب من است
- غزل شمارهٔ ۵۵۲ بزمگردون صبحخیز ازگرد بیتاب من است
- غزل شمارهٔ ۵۵۳ شوقدیدارم و در چشمکسان راه من است
- غزل شمارهٔ ۵۵۴ زلف آشفتهٔ سری موجهٔ دربای من است
- غزل شمارهٔ ۵۵۵ نیک و بد این مرحله خاکش به کمین است
- غزل شمارهٔ ۵۵۶ دارم ز نفس نالهکه جلاد من این است
- غزل شمارهٔ ۵۵۷ خامش نفسم شوخی آهنگ من این است
- غزل شمارهٔ ۵۵۸ زین سال و ماه فرصت کارت منزه است
- غزل شمارهٔ ۵۵۹ ز غصه چاره ندارد دلی که آگاه است
- غزل شمارهٔ ۵۶۰ تپیدن دل عشاق محوکسوت آه است
- غزل شمارهٔ ۵۶۱ آفت سر و برگ هوس آرایی جاه است
- غزل شمارهٔ ۵۶۲ خاک نمیم، ما را،کی فکر عجز و جاه است
- غزل شمارهٔ ۵۶۳ دل را ز نگه دام هوس بر سر راه است
- غزل شمارهٔ ۵۶۴ سیر بهار این باغ از ما تمیزخواه است
- غزل شمارهٔ ۵۶۵ عرقفشانی شبنم در این حدیقه گواه است
- غزل شمارهٔ ۵۶۶ گوهر دل ز سخن رنگ صفا باخته است
- غزل شمارهٔ ۵۶۷ نه عشق سوخته و نه هوسگداخته است
- غزل شمارهٔ ۵۶۸ هرکجا وحشتی از آتشم افروخته است
- غزل شمارهٔ ۵۶۹ آتش وحشتم آنجاکه برافروخته است
- غزل شمارهٔ ۵۷۰ برروی ما چوصبح نهرنگی شکسته است
- غزل شمارهٔ ۵۷۱ گلدستهٔ نزاکت حسنت که بسته است
- غزل شمارهٔ ۵۷۲ الفت دل عمرها شد دست وپایم بسته است
- غزل شمارهٔ ۵۷۳ پیر عقل از ما به درد نان مقدم رفته است
- غزل شمارهٔ ۵۷۴ دوستان ظلمی به حال نامرادم رفته است
- غزل شمارهٔ ۵۷۵ گر به سیر انجمن یا گشت گلشن رفته است
- غزل شمارهٔ ۵۷۶ دل عمرهاست آینه ترتیب داده است
- غزل شمارهٔ ۵۷۷ آن جنگجو به ظاهر گرپشت داده است
- غزل شمارهٔ ۵۷۸ برگ عیش من به ساز بیخودی آماده است
- غزل شمارهٔ ۵۷۹ بسکه حرف مدعا نازک رقم افتاده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۰ در بهار گریه عیش بیدلان آماده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۱ دل به یاد جلوهای طاقت به غارت داده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۲ زندگانی از نفس آفت بنا افتاده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۳ در گلستانیکهگرد عجز ما افتاده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۴ آرزوی دل، چو اشک از چشم ما افتاده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۵ چشمواکن حسن نیرنگ قدم بیپرده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۶ خامشی در پرده سامان تکلمکرده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۷ پیریام پیغامی از رمز سجود آورده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۸ بعد مرگم شامنومیدی سحرآورده است
- غزل شمارهٔ ۵۸۹ نالهٔ ما شیوهها امشب به بر آورده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۰ هم در ایجاد شکستی به دلم پا زده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۱ موج هرجا، در جمعیتگوهر زده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۲ سر هرکس زگلی پر زده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۳ باز سرگرمی نظاره به سامان شده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۴ جایی که نه فلک ز حیا سر فکنده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۵ شور استغنای عشق از حسرت دل بوده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۶ رنگ خون گلجوش زخم تیغ گلچین بوده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۷ سرنوشت روی جانان خط مشکین بوده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۸ تا حیرت خرام تو سامان دیده است
- غزل شمارهٔ ۵۹۹ تا ز آغوشوداعت داغ حیرتچیده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۰ جنس موهومم دکان آبرویی چیده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۱ در جنونم موی سر سامان راحت چیده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۲ بازم به دل نوید صفایی رسیده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۳ جنس ما با اینکسادی قیمتی فهمیده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۴ عالمی را بیزبانیهای من پوشیده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۵ واژگونی بسکه با وضعم قرینکردیده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۶ هرکجا دستت برون از آستینگردیده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۷ صبح هستی نیست نیرنک هوس بالیده است
- غزل شمارهٔ ۶۰۸ ای که دنیا و جلالش دیدهای خمیازه است
- غزل شمارهٔ ۶۰۹ تا فلک درگردش است آفت بههرسوهاله است
- غزل شمارهٔ ۶۱۰ چون سپند آرام جسم دردناکم ناله است
- غزل شمارهٔ ۶۱۱ بسکه در بزم توام حسرت جنون پیمانه است
- غزل شمارهٔ ۶۱۲ دل بهسعی آبگردیدن طرب پیمانه است
- غزل شمارهٔ ۶۱۳ در آن بساطکه حسنت دچار آینه است
- غزل شمارهٔ ۶۱۴ زبس به خلوت حسن توبارآینه است
- غزل شمارهٔ ۶۱۵ ز نقش پای تو کابینه دار آینه است
- غزل شمارهٔ ۶۱۶ قید الفت هستی وحشتآشیانیهاست
- غزل شمارهٔ ۶۱۷ باز درس خاشاکم سطر شعلهخوانیهاست
- غزل شمارهٔ ۶۱۸ لاف ما و من یکسر دعوی خداییهاست
- غزل شمارهٔ ۶۱۹ بیقراریهای چرخ از دست کجرفتاری است
- غزل شمارهٔ ۶۲۰ لوحهستی یک قلم از نقش قدرت عاری است
- غزل شمارهٔ ۶۲۱ صفای آب به یاد غبار راه کسی است
- غزل شمارهٔ ۶۲۲ بهگلزاریکه حسنت بینقابست
- غزل شمارهٔ ۶۲۳ در سایهایابرو نگهت مست و خرابست
- غزل شمارهٔ ۶۲۴ مشاطهٔ شوخیکه به دستت دل ما بست
- غزل شمارهٔ ۶۲۵ نفس را الفت دل پیچ و تابست
- غزل شمارهٔ ۶۲۶ هرسو نگرم دیده به دیدار حجابست
- غزل شمارهٔ ۶۲۷ هستی چو سحر عهد به پرواز فنا بست
- غزل شمارهٔ ۶۲۸ برکمرتا بهله آنترک نزاکت مست بست
- غزل شمارهٔ ۶۲۹ نقاش ازل تا کمر مو کمران بست
- غزل شمارهٔ ۶۳۰ همت چه برفرازد از شرم فقر ما دست
- غزل شمارهٔ ۶۳۱ کنون که مژدهٔ دیدار شوق بنیادست
- غزل شمارهٔ ۶۳۲ نه دیر مانع و نیکعبه حایل افتادست
- غزل شمارهٔ ۶۳۳ مرا به آبلهٔ پا چه مشکل افتادست
- غزل شمارهٔ ۶۳۴ گذاز امن درین انجمن کم افتادست
- غزل شمارهٔ ۶۳۵ فسون وهم چه مقدار رهزن افتادست
- غزل شمارهٔ ۶۳۶ بیمحابا بر من مجنون میفشان پشت دست
- غزل شمارهٔ ۶۳۷ خم مکن در عرض حاجت تا توانی پشت دست
- غزل شمارهٔ ۶۳۸ دل ز اوهام غبارآلودست
- غزل شمارهٔ ۶۳۹ اجابتی ندمید از دعایکس به دو دست
- غزل شمارهٔ ۶۴۰ دل راگشاد کار ز صد عقده برترست
- غزل شمارهٔ ۶۴۱ سرکشیها به مرگ راهبرست
- غزل شمارهٔ ۶۴۲ عمرها شد عجزطاقت سویجیبم رهبرست
- غزل شمارهٔ ۶۴۳ نسخهٔ آرام دل در عرض آهی ابترست
- غزل شمارهٔ ۶۴۴ زندگی نقد هزار آزارست
- غزل شمارهٔ ۶۴۵ هوس دل را شکست اعتبارست
- غزل شمارهٔ ۶۴۶ توان به صبر نمودن دل شکسته درست
- غزل شمارهٔ ۶۴۷ قابل نخل ما بر دگرست
- غزل شمارهٔ ۶۴۸ دل از بهار خیال توگلشن رازست
- غزل شمارهٔ ۶۴۹ تو محو خواب و در سیرکنفکان بازست
- غزل شمارهٔ ۶۵۰ دل به یاد پرتو حسنت سراپا آتشست
- غزل شمارهٔ ۶۵۱ تا بهکی خواهی زلاف بخت بر سرها نشست
- غزل شمارهٔ ۶۵۲ تا غبارخط برآن حسن صفا پیرا نشست
- غزل شمارهٔ ۶۵۳ عاقبت چون شعله خاکستر به فرق ما نشست
- غزل شمارهٔ ۶۵۴ جوش حرص از یأس من آخر ز تابوتب نشست
- غزل شمارهٔ ۶۵۵ تازمستی غنچه برفرق چمن میناشکست
- غزل شمارهٔ ۶۵۶ در تماشاییکه باید صد مژه بالا شکست
- غزل شمارهٔ ۶۵۷ بیتو در هرجا دل صبر آزما خواهد شکست
- غزل شمارهٔ ۶۵۸ چون حبابم، شیشهٔ دل هر کجا خواهد شکست
- غزل شمارهٔ ۶۵۹ در چمنگر طرف دامانت صبا خواهد شکست
- غزل شمارهٔ ۶۶۰ ناتوانی گر چنین اعضای ما خواهد شکست
- غزل شمارهٔ ۶۶۱ شیخ تا عزم بر نماز شکست
- غزل شمارهٔ ۶۶۲ هوس به فتنهٔ صد انجمن نگاه شکست
- غزل شمارهٔ ۶۶۳ صفحهٔ دل بیخط زخم تو فرد باطلست
- غزل شمارهٔ ۶۶۴ دل انجمن صد طرب ازیاد وصالست
- غزل شمارهٔ ۶۶۵ صورت راحت نفور از مردمان عالمست
- غزل شمارهٔ ۶۶۶ با کمال بینقابی پردهدارم شیونست
- غزل شمارهٔ ۶۶۷ در جهان عجز طاقت پیشگیگردن زنست
- غزل شمارهٔ ۶۶۸ درخور غفلت نگاهی رونق ما و منست
- غزل شمارهٔ ۶۶۹ فکر تدبیر سلامت خون راحت خوردنست
- غزل شمارهٔ ۶۷۰ فردوس دل، اسیر خیال تو بودنست
- غزل شمارهٔ ۶۷۱ نی نقش چین نه حسن فرنگ آفریدنست
- غزل شمارهٔ ۶۷۲ پیوستگی به حق، ز دو عالم بریدنست
- غزل شمارهٔ ۶۷۳ از میانش مو به موی ناتوانان جستجوست
- غزل شمارهٔ ۶۷۴ بسکه مستان را به قدر میکشیها آبروست
- غزل شمارهٔ ۶۷۵ نیست ایمن از بلا هر کس به فکر جستجوست
- غزل شمارهٔ ۶۷۶ شوخی که جهان گرد جنون نظر اوست
- غزل شمارهٔ ۶۷۷ بزم پیری کز قد خمگشتهٔ ما چنگ اوست
- غزل شمارهٔ ۶۷۸ بسکه اجزایم چمنپروردهٔ نیرنگ اوست
- غزل شمارهٔ ۶۷۹ شهید خنده زخمم که تیغ همدم اوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۰ غزال امن که الفت خیال مبهم است
- غزل شمارهٔ ۶۸۱ قصر غناکه عالم تحقیق نام اوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۲ عالم طلسم وحشت چشم سیاه اوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۳ کو خلوت و چه انجمن آثار جاه اوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۴ بسکه دارم غنچهٔ شوق توپنهان زیرپوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۵ بسکه راز عجز ما بالید پنهان زیر پوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۶ سعی ناپیدا و حسرتها دویدن آرزوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۷ اوج جاه، آثارش از اجزای مهمل ریختهست
- غزل شمارهٔ ۶۸۸ بهدست و تیغکسی خون من حنابستهست
- غزل شمارهٔ ۶۸۹ چنینکه نیک وبد ما به عجزوابستهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۰ دل در قدم آبله پایانکه شکستهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۱ گردباد امروز در صحرا قیامت کاشتهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۲ سخت جانی از من محزون که باور داشتهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۳ تنها نه ذره دقت اظهار داشتهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۴ عجز ما چندین غبار از هرکمین برداشتهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۵ جاییکه مرگ شهرت انجام داشتهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۶ صاحب خلق حسن، گلها به دامن داشتهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۷ چون شمع اگر خلق پس و پیش گذشتهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۸ دل از ندامت هستی، مکدر افتادهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۹ همچو شبنم ادب آیینه زدودن بودهست
- غزل شمارهٔ ۷۰۰ ادب اظهارم و با وصل توامکاری هست
- غزل شمارهٔ ۷۰۱ تا ز جنس تب وتاب نفس آثاری هست
- غزل شمارهٔ ۷۰۲ بیتوام جای نگه جنبش مژگانی هست
- غزل شمارهٔ ۷۰۳ گر آینهات محرم زشتی و نکوییست
- غزل شمارهٔ ۷۰۴ نالهها داریم و کس زین انجمن آگاه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۰۵ غنچه در فکر دهانت گوشهگیر خستهایست
- غزل شمارهٔ ۷۰۶ حیرتدمیدهام گُلِ داغم بهانهایست
- غزل شمارهٔ ۷۰۷ نه ما را صراحی نه پیمانه ایست
- غزل شمارهٔ ۷۰۸ ادب نهکسب عبادت نه سعی حقطلبیست
- غزل شمارهٔ ۷۰۹ به محفلیکه دل آیینهٔ رضاطلبیست
- غزل شمارهٔ ۷۱۰ زین دو شرر داغ دل هستی ما عبرتیست
- غزل شمارهٔ ۷۱۱ ساز تو کمین نغمهٔ بیداد شکستیست
- غزل شمارهٔ ۷۱۲ غم فراق چه و حسرت وصال تو چیست
- غزل شمارهٔ ۷۱۳ فکر آزادی به این عاجز سرشتیها تریست
- غزل شمارهٔ ۷۱۴ حضورکلبهٔ فقر از تکلفات بریست
- غزل شمارهٔ ۷۱۵ خودنماییها کثافت جوهریست
- غزل شمارهٔ ۷۱۶ درگلستانیکه دل را با اشاراتش سریست
- غزل شمارهٔ ۷۱۷ تا به مطلوب رسیدنکاریست
- غزل شمارهٔ ۷۱۸ درینگلشن دو روزت خندهکاریست
- غزل شمارهٔ ۷۱۹ به زخم هستی اگر شرم بخیه پردازیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۰ در پیچوتابِ گیسو تا شانه را عروسیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۱ امروز دور صحبت وقف ستم ایاغیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۲ چمن امروز فرش منزل کیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۳ ای صبح گرد ناز تو از کاروان کیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۴ سرو بهار جلوه قد دلستان کیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۵ موج جنون میزند، اشک پریشان کیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۶ وحشی صحرای حسن نرگس فتان کیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۷ دل گرم من آتشخانهٔکیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۸ سرشکم نسخهٔ دیوانهٔ کیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۹ دل را به خیال خط او سیر فرنگیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۰ صفای حال ما مغشوش رنگیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۱ بیکدورت نیست هرجا محرمی یا غافلیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۲ چارهٔ دردسر دیر محبت جلیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۳ بجاستشکوهٔ ما تا ره فغان خالیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۴ جهان ز جنسِ اثرهای این و آن خالیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۵ بندگی با معرفت، خاصِ حضورِ آدمیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۶ زندگی شوخی کمین رمیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۷ وضع خطوط جبین از قلم مبهمیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۸ بیا که هیچ بهاری به حسرتِ ما نیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۹ تو مستِ وهم و درین بزم بوی صهبا نیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۰ قانون ادب پرده در صورت و صدا نیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۱ نیاز نامهٔ ما عرض سجده عنوانیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۲ برچهرهٔ آثارجهان رنگ سبب نیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۳ برگ و سازم جز هجومگریهٔ بیتاب نیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۴ بیرخت در چشمهٔ آیینه خاک است آب نیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۵ جزخوندل ز نقد سلامت به دست نیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۶ هیچکس چون من درین حرمانسرا ناشاد نیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۷ بر تپیدنهای دل هم دیدهای واکردنیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۸ چون سحر طومارچاک سینهام واکردنیست
- غزل شمارهٔ ۷۴۹ عمریست بهچشمم ز نم اشک اثر نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۰ بیادب بنیاد هستی عافیت دربار نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۱ خواب رادر دیدهٔ حیران عاشق بار نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۲ دیدهٔ حیرت نگاهان را به مژگان کار نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۳ رنگعجزم لیک با وضع خموشم کار نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۴ در طریق رفتن از خود رهبری درکار نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۵ مستعرفان را شراب دیگری درکار نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۶ سرمنزل ثبات قدم جادهساز نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۷ زین عبارات جنون تحقیق بیناموس نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۸ صنعت نیرنگ دل بر فطرت کس فاش نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵۹ عاشقی مقدور هر عیاش نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۰ برق با شوقم شراری بیش نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۱ درگلشن هوسکه سراغگلیش نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۲ بزم تصور توکدورت ایاغ نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۳ وضع ترتیب ادب در عرصهگاه لاف نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۴ آستان عشق جولانگاه هر بیباک نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۵ خلق را بر سرهر لقمه ز بس سرشکنیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۶ حایل عزم نفسگرد ره و فرسنگ نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۷ جای آرام به وحشتکدهٔ عالم نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۸ دیدهای راکه به نظاره دل محرم نیست
- غزل شمارهٔ ۷۶۹ عزت و خواری دهر آن همه دور از هم نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۰ تعین جز افسون اوهام نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۱ چو صبحم دماغ میآشام نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۲ پر بیکسم امروزکسی را خبرم نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۳ هما سراغم و زیر فلک مگس هم نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۴ پیش چشمیکه نورعرفان نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۵ مقیدان وفا را ز دل رمیدن نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۶ کتاب عافیتی قیل و قال باب تو نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۷ جهان قلمرو توفان اعتبار تو نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۸ در خیال مزن فهم خویش سازتو نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷۹ توییکه غیر دلم هیچجا مقام تو نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۰ تو آفتاب و جهان جزبه جستجوی تو نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۱ نور دل در کشور آیینه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۲ راحت کجاست گر دلت از خویش رسته نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۳ رنگم درین چمن به هوس پر زننده نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۴ مبتذل صبح و شام تازگی آرنده نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۵ در تکلم از ندامت هیچکس آسوده نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۶ با دل تنگ استکار اینجا ز حرمان چاره نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۷ خطخوبان هم،حریف طبع وحشتپیشه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۸ خواجه تا کی باید این بنیاد رسوایی که نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸۹ ز انقلاب جسم، دل بر ساز وحشت هاله نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۰ هیچکس جز یأس، غمخوار من دیوانه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۱ آزادگی، غبار در و بام خانه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۲ اینزمان یک طالبمستی درین میخانه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۳ محرم حسن ازل اندیشهٔ بیگانه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۴ صافطبعان را غمی از خار خارکینه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۵ طاس این نرد اختیاری نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۶ از ره و منزل تحقیق اگر دوری نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۷ فریاد که در عالم تحقیق کسی نیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۸ سرو چمن دل الف شعلهٔ آهیست
- غزل شمارهٔ ۷۹۹ عنقا سراغم از اثرم وهم و ظن تهیست
- غزل شمارهٔ ۸۰۰ بیساز انفعال سراپای من تهیست
- غزل شمارهٔ ۸۰۱ برگ طربم عشرت بیبرگ و نواییست
- غزل شمارهٔ ۸۰۲ در ربط خلق یکسر ناموسکبریاییست
- غزل شمارهٔ ۸۰۳ ز خویش مگذر اگر جوهرت شناسایی ست
- غزل شمارهٔ ۸۰۴ هرچند درین گلشن هرسو گل خودروییست
- غزل شمارهٔ ۸۰۵ گرمرفتاری که سر در راه آن یکتا گذاشت
- غزل شمارهٔ ۸۰۶ نیشی تا علم همت عنقا برداشت
- غزل شمارهٔ ۸۰۷ یک شبم در دل نسیم یاد آن گیسو گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۰۸ زان خوشهکه میناگری باغ عنب داشت
- غزل شمارهٔ ۸۰۹ جرأت سؤال شرم ترا گر جواب داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۰ جز خموشی هرکه دل بر ناله و فریاد داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۱ حیرتم عمری به امید ندامت شاد داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۲ سعیجاه آرزوی خاک شدن در سر داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۳ برق آفت لمعه در بیضبطی اسرار داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۴ شبکه شور بلبل ما ریشه درگلزار داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۵ ز بس که معنی مکتوب عشق پیچش داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۶ تا جنون نقد بهار عشرتم در چنگ داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۷ تا ز حسن او گلستان تماشا رنگ داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۸ دوش در راه خیالت عجز شوق آهنگ داشت
- غزل شمارهٔ ۸۱۹ اندیشه در نزاکت معنی کمال داشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۰ در وادیی که قدرت عجزم کمال داشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۱ هرجا دلی تپیدن شوق خیال داشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۲ تا نظر بر شوخی من نرگس خودکام داشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۳ سادگی دل را اسیر فکرهای خام داشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۴ شب که جوش حسرتی زان نرگس خودکام داشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۵ شبکه طاووس مرا شوق تو بالافشان داشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۶ وهم هستی هیچکس را ازتپیدن وانداشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۷ هرکه را دستی ز همت بود جز بر دل نداشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۸ زندگانیست که جز مرگ سرانجام نداشت
- غزل شمارهٔ ۸۲۹ امشب که به دل حسرت دیدارکمین داشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۰ چه سحر بود که دوشم دل آرزوی تو داشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۱ آغاز نگاهم به قیامت نظری داشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۲ گر جنونم هوس قطع منازل میداشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۳ تو ازآن خلوت یکتا چه خبر خواهی داشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۴ گل در چمن رسید و قدم بر هوا گذاشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۵ همت من از نشان جاه چون ناوک گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۶ تا عرقناک از چمن آن شوخ بیپروا گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۷ در طلبت شب چه جنونها گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۸ یأس مجنون آخر از پیچ و خم سودا گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۳۹ چنین که عمر تأملگر شتاب گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۰ فرصت نظاره تا مژگان گشودن درگذشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۱ شب به یاد آن لب خموش گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۲ به فکر دل لبم از ربط قیل و قالگذشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۳ دوش از نظر خیال تو دامنکشان گذشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۴ همت از هر دو جهان جست و ز دل در نگذشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۵ نه همین سبزه از خطش ترگشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۶ ز فقر تا به شهادت شد آشنا انگشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۷ بیروی تو مژگان چه نگارد به سرانگشت
- غزل شمارهٔ ۸۴۸ شب هجوم جلوه او در خیالم جا گرفت
- غزل شمارهٔ ۸۴۹ دی حرف خرامش به لبم بالگشا رفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۰ سعی روزی داشتم آخر ندامت پیش رفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۱ قامتش سامان شوخی از نگاه ما گرفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۲ ز آتش رخسار که ساغر گرفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۳ بعد از این باید سراغ من ز خاموشی گرفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۴ دل ماند بیحس و غمت افشانده بال رفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۵ صبح از دل چاککه دراین باغ سخن رفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۶ ازین بساطکسی داغ آرمیدن رفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۷ فغان که فرصت دام تلاش چیدن رفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۸ آخر سیاهی از سر داغم بهدر نرفت
- غزل شمارهٔ ۸۵۹ عمرگذشته بر مژهام اشک بست و رفت
- غزل شمارهٔ ۸۶۰ دی به شبنم گریهٔ ما نوگلی خندید و رفت
- غزل شمارهٔ ۸۶۱ باز وحشیجلوهای در دیده جولان کرد و رفت
- غزل شمارهٔ ۸۶۲ هرکه آمد سیر یأسی زین گلستان کرد و رفت
- غزل شمارهٔ ۸۶۳ زین من و ما زندگی سیر فنایی کرد و رفت
- غزل شمارهٔ ۸۶۴ رنگ گلش بهار خط از دور دید و رفت
- غزل شمارهٔ ۸۶۵ هر کس اینجا یک دو دم دکان بسمل چید و رفت
- غزل شمارهٔ ۸۶۶ به حیرتم چه فسون داشت بزم نیرنگت
- غزل شمارهٔ ۸۶۷ که شود به وادی مدعا بلد تسلی منزلت
- غزل شمارهٔ ۸۶۸ ای ظفر شیفتهٔ همت نصرت فالت
- غزل شمارهٔ ۸۶۹ زهی مخموری عالم گلی از حسرت جامت
- غزل شمارهٔ ۸۷۰ آمدم تا صد چمن بر جلوهنازان بینمت
- غزل شمارهٔ ۸۷۱ باز با طرزتکلف آشنا میبینمت
- غزل شمارهٔ ۸۷۲ ای پر فشان چون بویگل بیرنگی از پیراهنت
- غزل شمارهٔ ۸۷۳ جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانت
- غزل شمارهٔ ۸۷۴ زهی هنگامهٔ امکان، جنونساز غریبانت
- غزل شمارهٔ ۸۷۵ نسزد به وضع فسردگی ز بهار دل مژه بستنت
- غزل شمارهٔ ۸۷۶ بهار آیینهٔ رنگیکه باشد صرف آیینت
- غزل شمارهٔ ۸۷۷ بیا ای جام و مینای طرب نقشکف پایت
- غزل شمارهٔ ۸۷۸ همهکس کشیده محمل به جناب کبریایت
- غزل شمارهٔ ۸۷۹ زهی چمنسازِ صبحِ فطرت، تبسم لعل مهرجویت
- غزل شمارهٔ ۸۸۰ کار به نقش پا رساند جهد سر هواییت
- غزل شمارهٔ ۸۸۱ ره مقصدی که گم است و بس به خیال می سپری عبث
- غزل شمارهٔ ۸۸۲ بیمغزی و داری به من سوخته جان بحث
- غزل شمارهٔ ۸۸۳ خواریست بهر کج منش از راستروان بحث
- غزل شمارهٔ ۸۸۴ تأمل عارفان چه دارد به کارگاه جهان حادث
- غزل شمارهٔ ۸۸۵ نتوان برد زآینهٔ ما رنگ حدوث
- غزل شمارهٔ ۸۸۶ تا ز پیدایی بهگوشم خواند افسون احتیاج
- غزل شمارهٔ ۸۸۷ در لاف حلقه ربا مزن به ترانههای بیانکج
- غزل شمارهٔ ۸۸۸ عمریست سرشکی نزد از دیدهٔ تر موج
- غزل شمارهٔ ۸۸۹ عمریستکه در حسرت آن لعلگهر موج
- غزل شمارهٔ ۸۹۰ به عبرت آب شو ای غافل از خمیدن موج
- غزل شمارهٔ ۸۹۱ مباد چشمهٔ شوق مرا فسردن موج
- غزل شمارهٔ ۸۹۲ از بسکه خوردهام به خم زلف یار پیچ
- غزل شمارهٔ ۸۹۳ جان هیچ و جسد هیچ و نفس هیچ و بقا هیچ
- غزل شمارهٔ ۸۹۴ عنقا سر و برگیم مپرس از فقرا هیچ
- غزل شمارهٔ ۸۹۵ ماییم و خاک و وعدهگه انتظار و هیچ
- غزل شمارهٔ ۸۹۶ انجم چو تکمه ریخت ز بند نقاب صبح
- غزل شمارهٔ ۸۹۷ بیپرده است جلوه ز طرف نقاب صبح
- غزل شمارهٔ ۸۹۸ از کواکب گل فشاند چرخ در دامان صبح
- غزل شمارهٔ ۸۹۹ بازم از فیض جنون آماد شد سامان صبح
- غزل شمارهٔ ۹۰۰ نداشت دیده من بیتو تاب خندهٔ صبح
- غزل شمارهٔ ۹۰۱ دل فتح و دست فتح و نظر فتح و کار فتح
- غزل شمارهٔ ۹۰۲ خجلم ز حسرت پیریی که ز چشم تر نکشد قدح
- غزل شمارهٔ ۹۰۳ شبکه حسنش برعرق پیچید سامان قدح
- غزل شمارهٔ ۹۰۴ خلقی از پهلوی قدرت قصر و ایوان کرد طرح
- غزل شمارهٔ ۹۰۵ مگو طاق و سرایی کردهام طرح
- غزل شمارهٔ ۹۰۶ موی پیری بست بر طبع حسد تخمیر صلح
- غزل شمارهٔ ۹۰۷ دم سرد بسته به پیش خود چقدر دماغ فسرده یخ
- غزل شمارهٔ ۹۰۸ باز از پانگشت لعل نو خط دلدار سرخ
- غزل شمارهٔ ۹۰۹ شد لب شیرین ادایش با من از ابرام تلخ
- غزل شمارهٔ ۹۱۰ تنگی آورده خانهٔ صیاد
- غزل شمارهٔ ۹۱۱ ز درد یأس ندانم کجا کنم فریاد
- غزل شمارهٔ ۹۱۲ گر شور مستیام کند اندیشه گردباد
- غزل شمارهٔ ۹۱۳ یأسفرسای تغافل دل ناشاد مباد
- غزل شمارهٔ ۹۱۴ گر بیتو نگه را به تماشا هوس افتاد
- غزل شمارهٔ ۹۱۵ تا عرق،گلبرگ حسنت یک دوشبنم آب داد
- غزل شمارهٔ ۹۱۶ حسنی که یادش آینهٔ حیرت آب داد
- غزل شمارهٔ ۹۱۷ سیل غمی که داد جهان خراب داد
- غزل شمارهٔ ۹۱۸ شب که باد جلوهات چشم خیالم آب داد
- غزل شمارهٔ ۹۱۹ شوق تو به مشت پرم آتش زد و سر داد
- غزل شمارهٔ ۹۲۰ داد عشق از بینیازی درس طفلانم به یاد
- غزل شمارهٔ ۹۲۱ شب که توفانجوشی چشم ترم آمد به یاد
- غزل شمارهٔ ۹۲۲ چو ناله گرد نمودم اثر نمیتابد
- غزل شمارهٔ ۹۲۳ گذشت عمر و دل از حرص سر نمیتابد
- غزل شمارهٔ ۹۲۴ چنین کز تاب می گلبرگ حسنت شعلهرنگ افتد
- غزل شمارهٔ ۹۲۵ به روی آن جهان جلوه، یک عالم نقاب افتد
- غزل شمارهٔ ۹۲۶ کسی که چون مژه عبرت دلیل روشنش افتد
- غزل شمارهٔ ۹۲۷ ادب چه چاره کند چون فضول افتد
- غزل شمارهٔ ۹۲۸ ز ننگ منت راحت به مرگم کار میافتد
- غزل شمارهٔ ۹۲۹ دل از نیرنگ آگاهی به چندین پیشه میافتد
- غزل شمارهٔ ۹۳۰ نفس درازی کس تا به چون و چند نیفتد
- غزل شمارهٔ ۹۳۱ تو کار خویش کن اینجا تویی در من نمیگنجد
- غزل شمارهٔ ۹۳۲ جنون اندیشهای بگذار تا دل بر هنر پیچد
- غزل شمارهٔ ۹۳۳ به روی عالمآرا گر نقاب زلف درپیچد
- غزل شمارهٔ ۹۳۴ نه با سازهوس جوشد نه برکسب هنرپیچد
- غزل شمارهٔ ۹۳۵ حسرتی در دل از آن لاله قبا میپیچد
- غزل شمارهٔ ۹۳۶ به سرم شور تمنای تو تا میپیچد
- غزل شمارهٔ ۹۳۷ فریب جاه مخور تا دل تو تنگ نگردد
- غزل شمارهٔ ۹۳۸ جنون جولانیام هرجا بهوحشت رهنماگردد
- غزل شمارهٔ ۹۳۹ دل اگر محو مدعا گردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۰ جنون بینوایان هرکجا بختآزما گردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۱ هرچه آنجاست چو آنجا رویاینجاگردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۲ همین دنیاست کانجامش قیامت پردهدر گردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۳ بر دستگاه اقبال کس خیرهسر نگردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۴ دل تا بهکیام جز پی آزار نگردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۵ به عبرت سرکشان را موی پیری رهنمونگردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۶ به حرف و صوت مگو کار دل تباه نگردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۷ در این گلشن کدامین شعله با این تاب میگردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۸ سیه مستی به دور ساغرت بیتاب میگردد
- غزل شمارهٔ ۹۴۹ نگه ز روی تو تا کامیاب میگردد
- غزل شمارهٔ ۹۵۰ چو شمع از عضو عضوم آگهی سرشار میگردد
- غزل شمارهٔ ۹۵۱ ساغرم بی تو داغ می گردد
- غزل شمارهٔ ۹۵۲ به هرجا ساز غیرت انفعال آهنگ میگردد
- غزل شمارهٔ ۹۵۳ ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می گردد
- غزل شمارهٔ ۹۵۴ به اندک شوخیی بنیاد تمکینکنده میگردد
- غزل شمارهٔ ۹۵۵ ادب سازیم بر ما کیست تمهید صدا بندد
- غزل شمارهٔ ۹۵۶ تا کاتب ایجادم نقش من و ما بندد
- غزل شمارهٔ ۹۵۷ هوس تا چند بر دل تهمت هر خشک و تر بندد
- غزل شمارهٔ ۹۵۸ گره به رشتهٔ نفس خوش آنکه نبندد
- غزل شمارهٔ ۹۵۹ باز بیتابیام احرام چه در میبندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۰ به یادتگردش رنگم به هرجا بار میبندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۱ قضا تا نقش بنیاد من بیکار میبندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۲ چشم تو به حال من گر نیم نظر خندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۳ لعل لب او یکدم بر حالم اگر خندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۴ صبریکه صبح این باغ از ما جدا نخندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۵ ستمکشی که به جز گریهاش نشاید و خندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۶ جهانکجاست،گلی زان نقاب میخندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۷ رنگم نقاب غیرت آن جلوه میدرد
- غزل شمارهٔ ۹۶۸ هوس در مزرع آمال گو صد خرمن انبارد
- غزل شمارهٔ ۹۶۹ بر این ستمکده یارب چه سنگ میبارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۰ نه فخر میدمد اینجا نه ننگ میبارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۱ ادبسنج بیان حرفی از آن لب هرکجا دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۲ اگر معشوق بیمهر است وگر عاشق وفا دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۳ تصور جوهر اکاهی قدرتکجا دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۴ حرصت آن نیست که مرگش ز هوس وادارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۵ رگ گل آستین شوخی کمین صید ما دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۶ زمینگیری ز جولانم چه امکانست وادارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۷ گهی بر سر، گهی در دل، گهی در دیده جا دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۸ نوبهار است و جهان سیر چمنها دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۹ دماغ بلبل ما کی هوای بال و پر دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۰ بت هندی کی از دردسر ترکان خبر دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۱ بر طمع، طبع خسیسی که تفاخر دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۲ بیا ای شعله تا دل فال وصلی از تو بردارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۳ در این وادی کف یایی ز آسایش خبر دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۴ ز جرگهٔ سخنم خامشی به در دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۵ شمع بزمت چه قدم بردارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۶ مگو دل از غم و صبر از جفا خبر دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۷ درین ره تا کسی از وصل مقصد کام بردارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۸ کسی از التفات چشم خوبان کام بردارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۹ دل از دم محبت، چندین فتور دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۰ هوسپیمای فرصت گرد کلفت در قفس دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۱ جهان، جنون بهار غفلت، ز نرگس سرمهساش دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۲ حیا عمریست با صد گردش رنگم طرف دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۳ هر سو نظرگشودیم زان جلوه رنگ دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۴ بینمک از نمک غیر توهم دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۵ جنون از بس شکست آبله در هر قدم دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۶ شکوه مفلسی ما را به خاموشی علم دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۷ گرفتار رسوم اندیشهٔ آرام کم دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۸ مگو این نسخه طور معنیی یک دستکم دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۹ هوسپیمایی جاهت خمارآلود غم دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۰ جایی که جام در دست آن مه خرام دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۱ ادب چون ماه نو امشب پی تکلیف من دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۲ ز شرم سرنوشتیکز ازل بنیاد من دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۳ سحر آه و گلستان نکهت و بلبل فغان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۴ اگر خضر خطت از چشمهٔ حیوان نشان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۵ به پستی وانماند هر که از دردی نشان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۶ به خیال زنده بودن هوس بقا ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۷ فنا کی شغل سودای محبت را زیان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۸ کام دل از لب خاموش گرفتن دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۹ اسیر آن پنجهٔ نگارین رهایی ازهیچ در ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۰ چه بلاست اینکه پیری ز فنا خبر ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۱ دل با غبار هستی ربط آنقدر ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۲ رنگ حنا در کفم بهار ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۳ کس طاقت آن لمعهٔ رخسار ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۴ نشئهٔ یأسم غم خمار ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۵ اسرار در طبایع ضبط نفس ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۶ گلهای آن تبسم باغ فلک ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۷ سعی نفس جز شمار گام ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۸ نامم هوس نگین ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۹ چرا کسی چو حباب از ادب نگاه ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۰ خامشنفسی خفت گوینده ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۱ بهار صبح نفس زین دو دم بقا که ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۲ نفس به غیر تک و پوی باطلی که ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۳ غبار ما به جز این پر شکستنیکه ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۴ به هرجا نعمتی هست انفعالی درکمین دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۵ قدح، می بر کف است و شمع، گل در آستین دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۶ نهال زندگی بالیدنی وحشتکمین دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۷ دل از وسعت اگر شانی ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۸ عدم زین بیش برهانی ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۹ حرص اگر بر عطش غلو دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۰ پر افشاندهام با اوج عنقا گفتگو دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۱ مگو رند از می و زاهد زتقوا گفتگو دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۲ این دور، دور حیز است، وضع متین که دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۳ آنجاکه خیالت ز تمناگله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۴ بییأس دل از هرچه ندارد گله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۵ هرجا نفسی هست ز هستی گله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۶ از پنبه اگر آتش سوزان گله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۷ از چرخ نه هر ابله و نادانگله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۸ بهار عیش امکان رنگ وحشت دیدهای دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۹ نفس را شور دل از عافیت بیگانهای دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۰ نفس زینسان که بر عزم پرافشانی کدی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۱ خیال خوشنگاهان باز با شوخی سری دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۲ عالم گرفتاری، خوش تسلسلی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۳ نه مفصل نه مجملی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۴ غرور قدرت اگر بازوی خمی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۵ ضعیفیها بیان عجز طاقت برنمیدارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۶ تک و پوی نفس از عالم عبرت فنی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۷ مگر با نقش پایت مژدهٔ جوشیدنی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۸ اینقدر ریش چه معنی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۹ خیالت در غبار دل صفاپردازیی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۰ نقشمکسی از سعی چه فرهنگ برآرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۱ گرشوق به راهت قدمی پیش برآرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۲ گر آن خروش جهان یکتا سری به این انجمن برآرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۳ حاشاکه مرا طعنکسان بر سقط آرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۴ فسردن از مزاج شعله خاکستر برون آرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۵ من و حسنیکه هرجا یادش از دل سر برون آرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۶ نگاهت جوش صد میخانه از ساغر برون آرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۷ احتیاجی که سر مرد به خم میآرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۸ در احتیاج نتوان بر سفله التجا برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۹ خاکستری نماند ز ما تا هوا برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۰ ناموس عالم عین اندیشهٔ سوا برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۱ هیهات دم بازپسین عرض ادب برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۲ احتیاجم خجلت از احباب برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۳ حسرت، پیام بیکسی آخر به یار برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۴ شرمقصورم از سخن، شکوهاعتبار برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۵ رنگ در دل داشتم روشنگر ادراک برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۶ پیریام آخر می و پیمانه برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۷ ما را به در دل ادب هیچکسی برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۸ مکتوب من به هرکه برد باد میبرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۹ فکر خویشم آخر از صحرای امکان میبرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۰ آه به دوستان دگر عرض دعا که میبرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۱ یک سر مو گر هوس از فکر جاهی بگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۲ عرقآلوده جمالی ز نظر میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۳ زین گلستان که گلش رنگ ندامت دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۴ بهار میرود و گل ز باغ میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۵ ز سختجانی من عمر تنگ میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۶ ز ساز جسم هزار انفعال میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۷ باکهگویم چه قیامت به سرم میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۸ تا لبش در نظرم میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۹ دل مباد افسرده تا برکس نگرددکار سرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۰ داغ بودمکه چه خواهم به غمت انشا کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۱ دلگداخته بر شش جهت بغل واکرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۲ امروز بعد عمری دلدار یاد ما کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۳ دل به زلف یار هم آرام نتوانستکرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۴ وحشتِ ما را تعلق رام نتوانست کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۵ خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۶ اول دل ستمزده قطع امید کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۷ از تغافلزدنی ترک سبب باید کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۸ پیش ارباب حسب ترک نسب باید کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۹ دل سحرگاهی بهگلشن یاد آن رخسار کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۰ عشق مطربزادهای بر ساز و تقوا زور کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۱ آگاهی از خیال خودم بینیاز کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۲ گرد مرا تحیّر، صبح جنون سبق کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۳ بیستون یادی ز فرهاد ندامت فال کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۴ روزیکه نقشگردش چشمت خیالکرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۵ اینقدر اشک به دیدارکه حیران گل کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۶ شب که دل از یأس مطلب بادهای در جام کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۷ عجز طاقت به گرفتاری غم شادم کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۸ وداع عمر چمنساز اعتبارم کرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۹ گر کمال اختیار خواهم کرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۰ طبع سرکش خاکگشت و چشم شرمی وانکرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۱ اگر نظّاره گل میتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۲ ناتوانی در تلاش حرص بهتانم نکرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۳ دورگردون تا دماغ جام عیشم تازهکرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۴ حرف پیری داشتم لغزیدنم دیوانه کرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۵ بی فقر آشکار نگردد عیار مرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۶ عمر ارذل ای خدا مگمار بر نیروی مرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۷ پیکرم چون تیشه تا از جان کنی یاد آورد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۸ پای طلب دمیکه سر از دل برآورد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۹ زین شیشهٔ ساعت که مه و سال برآورد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۰ عملی که سر به هوا خم از همه پیکرت بهدر آورد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۱ ز دنیا چهگیرد اگر مردگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۲ اگر به افواج عزم شاهان سواد روم و فرنگ گیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۳ دمی که تیغ تو خون مرا بحل گیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۴ تا ساز نفسها کم مضراب نگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۵ گر شوق پی مطلب نایاب نگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۶ به محفلیکه فضولی قدح به دست نگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۷ من آن غبارم که حکم نقشم به هیچ آیینه درنگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۸ تدبیر عنان من پر شور نگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۹ اگر دماغم درین خمستان خمار شرم عدم نگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۰ فسردگیهای ساز امکان ترانهام را عنان نگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۱ دل به خرسندی اگر ترک هوس میگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۲ غنا مفت هوسگر نام آسودن نمیگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۳ نه هستی از نفسهایم شمار ناله میگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۴ راه فضولی ما هم در ازل حیا زد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۵ چنینگر طیعبیدرتبهخورد و خوابمیسازد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۶ نفس با یک جهان وحشت به خاک و آب میسازد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۷ چو دندان ریخت نعمت حرص را مأیوس میسازد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۸ تا جلوهٔ بیرنگ تو بر قلب صور زد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۹ حدیث عشق شودناله ترجمانش و لرزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۰ زبان بهکام خموشی کشد بیانش و لرزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۱ روزی که قضا سر خط آفاق رقم زد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۲ جام غرور کدام رنگ توان زد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۳ آنکه ما را به جفا سوخته یا میسوزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۴ دل مپرسید چرا سوخته یا میسوزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۵ تو شمشیر حقی هر کس ز غفلت با تو بستیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۶ به این عجزم چه ز خاک حیاپرورد برخیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۷ چو شمع از ساز من دیگرکدام آهنگ برخیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۸ چوگوهر قطرهام تاکی به آب افتدکه برخیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۹ چه غفلت یارب از تقریر یأس انجام میخیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۰ بهار حیرتست اینجا نهگل نی جام میخیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۱ به این ضعفی که جسم زارم از بستر نمیخیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۲ نشئه دودی است که از آتش می میخیزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۳ تبسم هرکجا رنگ سخن زان لعل تر ریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۴ وداع کلفتم تا گل کند چاک جگر ریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۵ خرد به عشق کند حیلهساز جنگ و گریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۶ مباش غره به سامان این بنا که نریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۷ به گرمی نگه از شعله تاب میریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۸ به هرکجا مژهام رنگ خواب میریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۹ خطی که بر گل روی تو آب میریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۰ باز اشکم به خیالت چه فسون میریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۱ چاک کسوت فقرم رنگ خنده میریزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۲ به طراز دامن ناز و چه ز خاکساری ما رسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۳ بر رمز کارگاه ازل کیست وارسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۴ همّت از گردنکشی مشکل به استغنا رسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۵ دگر تظلم ما عاجزانکجا برسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۶ سراغت از چمن کبریا که میپرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۷ کیست کز جهد به آن انجمن ناز رسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۸ جایی که شکوهها به صف زیر و بم رسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۹ سَحَرِ طلوعِ گلِ دعا که مرادِ اهلِ هِمَم رسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۰ تا ز عبرت سر مژگان به خمیدن نرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۱ همه راست زین چمن آرزو، که به کام دل ثمری رسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۲ تا ز چمن دماغ را بوی بهار میرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۳ زبرگردون آنچه ازکشت تو و من میرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۴ آه به درد عجز هم کوشش ما نمیرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۵ تا گرد ما به اوج ثریا نمیرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۶ کار دلها باز از آن مژگان به سامان میرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۷ هرگز به دستگاه نظر پا نمیرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۸ نشئهٔگوشهٔ دل از دیر و حرم نمیرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۹ صبح شو ایشبکه خورشید مناکنون میرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۰ هوس تعین خواجگی، به نیاز بنده نمیرسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۱ به امیدِ فنا تاب و تبِ هستی گوارا شد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۲ ز تنگی منفعل گردید دل آفاق پیدا شد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۳ صفا داغ کدورت گشت سامان من و ما شد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۴ کسی معنی بحر فهمیده باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۵ پی اشک من ندانم بهکجا رسیده باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۶ آن فتنه که آفاقش شور من و ما باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۷ به که چندی دل ما خامشی انشا باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۸ تا در آیینهٔ دل راه نفس واباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۹ چراکس منکر بیطاقتیهای درا باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۰ زشوخی چشم منتاکی به روی غیرواباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۱ تسلی کو اگر منظورت اسباب هوس باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۲ مرا این آبرو در عالم پرواز بس باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۳ صبحی که گلت به باغ باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۴ تا مشرب محبت ننگ وفا نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۵ محبت ستمگر نباشد نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۶ عشق هرجا ادبآموز تپیدن باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۷ رمز آشنای معنی هر خیرهسر نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۸ مکتوب شوق هرگز بینامهبر نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۹ هرچند به حق قرب تو مقدور نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۰ راحت نصیب ایجاد زنگ و حبش نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۱ هرچند دل از وصل قدحنوش نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۲ وضع فلک آنجا که به یک حال نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۳ هرچند خودنمایی تخت و حشم نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۴ اگر تعین عنقا هوس پیام نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۵ گر بوی وفا را نفس آیینه نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۶ دل انجمن محرم و بیگانه نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۷ خیال نامد!ری تا کیت خاطرنشین باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۸ بپرهیز از حسد تا فضل یزدانت قرین باشد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۹ وداع سرکشیکنگر دلت راحتکمین باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۰ جمعیت از آن دلکه پریشان تو باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۱ ما راکه نفس آینه پرداخته باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۲ چشمی که بر آن جلوه نظر داشته باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۳ محو طلبت گردی اگر داشته باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۴ مشتاق تو گر نامهبری داشته باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۵ هر کس به رهت چشم تری داشته باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۶ از نامهام آن شوخ مکدر شده باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۷ آنجاکه طلب محوتوکل شده باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۸ تغافلچهخجلتبهخود چیدهباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۹ خلوتسرای تحقیق کاشانهٔ که باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۰ نیام تیغ عالمگیر مستی موج می باشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ در این خرابه نه دشمن نه دوست میباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۲ نگه در شبههٔ تحقیق من معذور میباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۳ لب بیصرفه نوا جهل سبق میباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۴ نقش نیرنگ جهان جوهر رم میباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۵ پیر خمیازهکش وضع جوان میباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۶ راحت دل ز نفس بالفشان میباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۷ دماغ وحشتآهنگان خیالآور نمیباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۸ بنای رنگ فطرت بر مزاج دون نمیباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۹ بی زنگ درین محفل آیینه نمیباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۰ دل خاک سر کوی وفا شد چه بجا شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۱ دلدار مقیم دل ما شد چه بجا شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۲ جگری آبله زد تخم غمی پیدا شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۳ صیاد بینشانی پرواز رنگ ما شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۴ بازم از شرم سجود امشب عرق بیتاب شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۵ ای شمع تک وتاز نفس گرد سفر شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۶ اینقدر نمیدانم صیدم از چه لاغر شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۷ مژده ای ذوق وصال آیینه بیزنگار شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۸ نقطهٔ دلگرد خودگشت و خط پرگار شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۹ شب که از شور شکست دل اثر پرزور شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۰ هرکجا عشاق را درد طلب منظور شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۱ فکر نازک عالمی را سرمهٔ تقریر شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۲ تا دل دیوانه واماند از تپیدن داغ شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۳ آگاهی دل انجمن اختلاف شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۴ به کدام فرصت ازین چمن هوس از فضولی اثر کشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۵ جبههٔحرص اگر چنینگرد ره هوسکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۶ از غبارم هرچه بالا میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۷ هرکه حرفی از لبت وامیکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۸ شوق دیداری که از دل بال حسرت میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۹ عریانی آنقدر به برم تنگ میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۰ مد بقا کجا به مه و سال میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۱ حرص پیری شیأالله از خروشم میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۲ باز دامان دل آهنگ چه گلشن میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۳ بار ما عمریست دوش چشم حیران میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۴ چو شمع هیچکس به زیانم نمیکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۵ رفتهرفته این بزرگیها به بازی میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۶ همچو مینا غنچهٔ رازم بهار آهنگ شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۷ کم و بیش وهم تعینت سر و برگ نقص و کمال شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۸ دل شهرهٔ تسلیم ز ضبط نفسم شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۹ روز سیهم سایه صفت جزو بدن شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۰ تا پری به عرض آمد موج شیشه عریان شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۱ ترکِ آرزو کردم رنجِ هستی آسان شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۲ رم وحشی نگاه من غبارانگیز جولان شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۳ قیامت خندهریزی بر مزار من گل افشان شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۴ مخمل و دیبا حجاب هستی رسوا نشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۵ مکتوب مقصد ما از بیکسی فغان شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۶ عید است غبار سر راه تو توان شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۷ پیر گردیدم و هستی سبب ننگ نشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۸ گل نکرد آهیکه بر ما خنجر قاتل نشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۹ از حوادث خاطر آزاد ما غمگین نشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۰ چون شفق از رنگ خونم هیچکسگلچین نشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۱ پر هما چه کند بخت اگر دگرگون شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۲ حیرتکفیل پر زدنگفتگو نشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۳ آهی به هوا چتر زد و چرخ برین شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۴ شب حسرت دیدار توام دام کمین شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۵ زین ساز بم و زیر توقع چه خروشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۶ کسی که نیک و بد هوشیار و مست بپوشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۷ رضاعت از برم چندانکه گردم پیر میجوشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۸ نه تنها از قدح مستی و از گل رنگ میجوشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۹ حال دل از دوری دلبر نمیدانم چه شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۰ حاصلم زین مزرعِ بیبر نمیدانم چه شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۱ ز وهم متهم ظرف کم نخواهی شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۲ باغ نیرنگ جنونم نیست آسان بشکفد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۳ وحشتم گر یک تپش در دشت امکان بشکفد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۴ به یاد آستانت هرکه سر بر خاک میمالد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۵ سپند بزم تو تا بیقرار گردد و نالد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۶ اگر سور است وگر ماتم دلمایوس مینالد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۷ دل باز به جوش یارب آمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۸ ز هستی قطعکن گر میل راحت در نمود آمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۹ نتوان به تلاش از غم اسباب برآمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۰ عالم همه زین میکده بیهوش برآمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۱ تمام شوقیم لیک غافل که دل به راهِ که میخرامد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۲ ز ابرام طلب نومیدیام آخر به چنگ آمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۳ شبم آهی ز دل در حسرت قاتل برون آمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۴ فالی از داغ زدم دل چمنآیین آمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۵ گل به سر، جام به کف، آن چمن آیین آمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۶ ز تخمت چه نشو و نما میدمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۷ پر مفلسم به من چه نوا میتوان رساند
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۸ به هرجا باغبان در یاد مستان تاک بنشاند
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۹ اگر درد طلب این گردم از رفتار جوشاند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۰ دل به قید جسم از علم یقین بیگانه ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۱ طالعم زلف یار را ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۲ موجگل بیتو خار را ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۳ دلدار رفت و دیده به حیرت دچار ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۴ رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۵ از دلمبگذشت و خوندر چشم حیرتساز ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۶ در گلستانی که چشمم محو آن طناز ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۷ شوق تا محمل به دوش طبع وحشتساز ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۸ از هجوم کلفت دل ناله بیآهنگ ماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۹ رشته بگسیخت نفس زیر و بم ساز نماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۰ گر آیینهات در مقابل نماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۱ دل بال یاس زد نفس مغتنم نماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۲ کم نیست صحبت دلگر مرد، زن نماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۳ دلدار گذشت و نگه بازپسین ماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۴ بسکه بیمارتو بر بستر غم یکرو ماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۵ بهار عمر به صبح دمیده میماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۶ ز بعد ما نه غزل نی قصیده میماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۷ نه غنچه سر به گریبان کشیده میماند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۸ زان نشئه که قلقل به لب شیشه دواند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۹ گر نالهٔ من پرتو اندیشه دواند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۰ پی تحقیق کسانی که گرو تاختهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۱ در بساطی که دم تیغ ادب آختهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۲ صفا فریب فقیهان نفس گداختهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۳ چون برگ گل ز بس پر و بالم شکستهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۴ نقش دویی بر آینه من نبستهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۵ عمریست رخت حسرتم از سینه بستهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۶ دونان که در تلاش گهر دست شستهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۷ جمعیکه پر به فکر هنر درشکستهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۸ این حرصها که دامن صد فن شکستهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۹ شمعها زین انجمن بیصرفهتازان رفتهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۰ آن سبکروحان که تن در خاکساری دادهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۱ ذره تا خورشید امکان جمله حیرت زادهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۲ هرجا صلای محرمی راز دادهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۳ از شکست رنگم آب روی شاهی دادهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۴ روزگاری شد که از اهل وفا دل بردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۵ غفلت آهنگان که دل را ساز غوغا کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۶ اینکه در دیر غمت دم سرد پیدا کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۷ آن سخا کیشان که بر احسان نظر واکردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۸ فرصت انشایان هستی گر تکلف کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۹ تا ز گرد انتظارت مستفیدم کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۰ آب و رنگ عبرتی صرف بهارم کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۱ با خزان آرزو حشر بهارم کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۲ وعده افسونان طلسم انتظارم کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۳ گرد عجزم، خوشخرامان سرفرازم کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۴ همچو گوهر قطرهٔ خشکی عیانم کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۵ موج گوهرطینتان، گر شوخی افزون کردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۶ یاران تمیز هستی بدخو نکردهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۷ بر من فسون عجز در ایجاد خواندهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۸ اهل معنی گر به گفتوگو نفس فرسودهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۹ آنها که رنگ خودسری شمع دیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۰ امروز ناقصان به کمالی رسیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۱ لاله و گل چشمک رمز خوان فهمیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۲ حاضران از دور چون محشر خروشم دیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۳ محرمان کاثار صنع از عشق پر فن دیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۴ در عشق آنکه قابل دردش ندیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۵ در غبار هستی اسرار فنا پوشیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۶ یاران فسانههای تو و من شنیدهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۷ این ستمکیشان که وهم زندگی را هالهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۸ بیقراران تو کز شوق فنا دیوانهاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۹ معنیسبقانگر همه صد بحر کتابند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۰ چشم چون آیینه برنیرنگ عرض نازبند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۱ محرم آهنگ دل شو سرمه بر آواز بند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۲ ای ساز قدس دل به جهان نوا مبند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۳ ای بهار پرفشان دل برگل و سنبل مبند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۴ مدعا دل بود اگر نیرنگ امکان ریختند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۵ تا به عالم، رنگ بنیاد تمنا ریختند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۶ کار دنیا بس که مهمل گشت عقبا ریختند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۷ آنکه از بوی بهارش رنگ امکان ریختند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۸ رنگ اطوار ادبسنجان به قانون ریختند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۹ سبکروانکه به وحشت میان جان بستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۰ گذشتگانکه ز تشویش ما و من رستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۱ مصوران به هزار انفعال پیوستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۲ بینیازان برقربز بحر و بر برخاستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۳ زد نفس فال تنآسانی دلی آراستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۴ محفل هستی به تحریک دلی آراستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۵ آرزو سوخت نفس آینهٔ دل بستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۶ غافلی چند که نقش حق وباطل بستند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۷ هرجا تپش شمع درین خانه نهفتند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۸ دنیا وتلاش هوس بیخبری چند
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۹ خلقیست پراکندهٔ سعی هوسی چند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۰ گر آگهی به سیر فنا و بقا بخند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۱ ای بینصیب عشق به کار هوس بخند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۲ حسرت زلف توام بود شکستم دادند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۳ یاران مزهٔ عبرت از این مائده بردند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۴ تا شدم گرم طلب عجز درایم کردند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۵ حاصل عافیت آنها که به دامنکردند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۶ خوشخرامان اگر اندیشهٔ جولان کردند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۷ ذره تا مسهر هزار آینه عریان کردند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۸ ز شرم عشق فلکها به خاک روکردند
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۹ رازداران کز ادب راه لب گویا زدند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۰ روزگاری که به عشق از هوسم افکندند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۱ روزی که هوسها در اقبال گشودند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۲ برای خاطرم غم آفریدند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۳ به شوخی زد طرب غم آفریدند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۴ ز بسکه منتظران چشم در ره یارند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۵ محرمانی که به آهنگ فنا مسرورند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۶ مصور نگهت ساغر چه رنگ زند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۷ عاقبت شرم امل بر غفلت ما میزند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۸ فطرت آخر بر معاد از سعی اکمل میزند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۹ محوگریبان ادبکی سر به هر سو میزند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۰ برق خطی بر سیاهی میزند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۱ عشاق گر از سبحه و زنار نویسند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۲ تنپرستانکه به این آب و نمک عیاشند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۳ گر خاک نشینان علم افراخته باشند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۴ حکم عشق است که تشریف تمنا بخشند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۵ صد ابد عیش طربخانهٔ دنیا بخشند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۶ زان زر و سیم که این مردم باذل بخشند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۷ از چه دعوی شمعها گردن به بالا میکشند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۸ جماعتیکه نظرباز آن بر و دوشند
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۹ مبصّران حقیقت که سر به سر هوشند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۰ به گفتگوی کسان مردمی که میلافند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۱ چه بوربا و چه مخمل حجاب میبافند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۲ قماش رنگ ز بس بیحجاب میبافند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۳ دلها تامل آینهٔ حسن مطلقند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۴ شور اشکم گر چنین راه تپش سر میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۵ نشد آنکه شعلهٔ وحشتی به دل فسرده فسونکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۶ باز مخمور است دل تا بیخودی انشا کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۷ دل پا شکسته حق طلب، به رهت چگونه ادا کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۸ شور لیلی کو که باز آزایش سودا کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۹ کو جنون تا عقدهٔ هوش از سر ما واکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۰ هر سخن سنجی که خواهد صید معنیها کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۱ از قضا بر خوان ممسک گر کسی نان بشکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۲ هر کجا سعی جنون بر عزم جولان بشکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۳ حسنکلاه هوسیگر به تجمل شکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۴ لاغری آن همه زین مرحله دورم افکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۵ کلاه هرکه فلک بر سماک میفکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۶ اگر از گدازم نمی گل کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۷ اگر معنی خامشی گل کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۸ تقلید از چه علم به لافم علمکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۹ از بسکه به تحصیل غنا حرص توجان کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۰ لمعهٔ مهرش دمی کاینه تابان کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۱ هرجا خرام ناز تو تمکین عیان کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۲ اشک گهر طینت ما راه تپش سر نکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۳ طبع دانا الم دهر مکدر نکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۴ هوس جنونزدهٔ نفس به کدام جلوه کمین کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۵ وهم بلند وپست جاه چند دلت سیهکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۶ بادهٔ تحقیق را ظرف هوس تنگی کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۷ مشرب عشاق بر وضع هوس تنگیکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۸ بسکه بیروپت بهارم کلفت انشا میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۹ عاقبتدر حلقهٔآن زلف، دل جا میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۰ ساز امکان از شکست آواز پیدا میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۱ هر نفس دل صدهزار اندیشه پیدا میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۲ گر طمع دست طلب وامیکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۳ میل هوس ز عافیتم فرد میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۴ درگلستانیکه حسنش جلوهای سر میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۵ اول ،در عدم، دهنت باز میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۶ گر جنونم ناله واری نذر بلبل میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۷ هرکجا آیینهٔ حسن جنون گل میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۸ بس که زخم کشتهٔ نازش تلاطم میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۹ داغ عشقم چارهجوییها کبابم میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۰ حسرت امشب آه بیتأثیر روشن میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۱ عقل اگر صد انجمن تدبیر روشن میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۲ بولهوس از سبک سری حفظ سخن نمیکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۳ ناتوانی باز چون شمعم چه افسون میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۴ قامت خمکز حیا سوی زمین رو میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۵ ذوق فقر افسانهٔ اقبالکوته میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۶ با هستیام وداع تو و من چه میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۷ بر اهل فضل دانش و فنگریه میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۸ کارجهان خواه عجز، خواه سری میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۹ هر که اینجا میرسد بیاعتدالی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۰ هرکه در اظهار مطلب هرزهنالی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۱ اینکه طاقتها جوانی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۲ نظم امکانی کجا ضبط روانی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۳ رفته رفته عافیت همکینهخواهی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۴ مفلسی دست تهی بر سودن ارزانی کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۵ بلاکشان محبت گل چه نیرنگند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۶ گردی دگر نشد ز من نارسا بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۷ یارب چهسانکنم به هوای دعا بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۸ پیری آمد ماند عشرتها ز انداز بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۹ غافل شدیم وگشت خروش هوس بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۰ حسرت دلکرد بر ما پنجهٔ قاتل بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۱ عجز نپسندید از ما شکوهٔ قاتل بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۲ آنها که لاف افسر و اورنگ میزنند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۳ عشاق چون فسانهٔ تحقیق سر کنند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۴ جمعی که با قناعت جاوید خو کنند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۵ حقمشربان دمی که به تحقیق رو کنند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۶ روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۷ این غافلان که آینهپرداز میدهند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۸ علویانی که به این عالم دون میآیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۹ هرکه انجام غرور من و ما میبیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۰ هرکه زین انجمن آثار صفا میبیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۱ بهار رنگ عبرت جز دل روشن نمیبیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۲ آفاق جا ندارد همت کجا نشیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۳ به روی من ز کجا رنگ اعتبار نشیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۴ سپند بزم تو گویند هیچ جا ننشیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۵ اتفاق است آنکه هردشوار را آسان نمود
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۶ بر در دل حلقه زد غفلت، کنون آهش چه سود
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۷ ریشهواری عافیت در مزرع امکان نبود
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۸ تاآینهروبروی ما بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۹ نیرنگ امل گل بقا بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۰ یاد شوقی کز جفاهایت دل ما شاد بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۱ آنجاکه عجزممتحن چون و چند بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۲ عیش ما کم نیست گر اشکی به چشم تر بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۳ هرکه را اجزای موهوم نفس دفتر بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۴ همچو آتش هرکه را دود طلب در سر بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۵ برگ و ساز عندلیبان زین چمن گفتار بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۶ دیده را مژگان بهم آوردنی درکار بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۷ زین باغ بسکه بیثمری آشکار بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۸ مطلبی گر بود از هستی همین آزار بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۹ شب که در بزم ادب قانون حیرتساز بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۰ سجدهٔ خاک درت هرکه تمنایش بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۱ آدمیکاثار تنزیهش رجوع خاک بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۲ در ادبگاهی که لب نامحرم تحریک بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۳ امشب غبار نالهٔ دل سرمه رنگ بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۴ روزی که بی تو دامن ضعفم به چنگ بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۵ شب که از جوش خیالت بزم گلشن تنگ بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۶ شبکه از شوق توپروازم بهار آهنگ بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۷ ماضی ومستقبل این بزم حیرت حال بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۸ درشتخو سخنش عافیت ثمر نبود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۹ نهال وحشت ما خالی از ثمر نبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۰ تا نفس ما ومن غبارنبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۱ تا دل از انجمن وصل تو مأیوس نبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۲ شب که جز یأس به کام دل مأیوس نبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۳ ناله میافشاند پر در باغ ما بلبل نبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۴ نقش هستی جز غبار وهم نیرنگی نبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۵ یکدو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۶ چون شرر اقبال هستی بسکه فرصتکاه بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۷ روزی که عشق رنگ جهان نقش بسته بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۸ هرکه را دیدم ز لاف ما و من شرمنده بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۹ بسکه در ساز صفاکیشان حیا خوابیده بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۰ شب که در یادت سراپایم زبان ناله بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۱ شبکه وصل آغوشپرداز دل دیوانه بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۲ محوتسلیمیم اما سجده لغزش مایه بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۳ آنروز که پیدایی ما را اثری بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۴ با ما نه نم اشکی ونی چشم تری بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۵ این انجمن افسانهٔ راز دهنی بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۶ بهکویدوستکه تکلیف بینشانی بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۷ به نظم عمرکه سر تا سرش روانی بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۸ چون آب روان پر مگذر بیخبر از خود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۹ جاییکه سعی حرص جنونآفرین دود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۰ تا مه نوبر فلک بالگشا میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۱ هر که آمد در جان بیکستر از ما میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۲ با این خرام ناز اگر آن مست میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۳ شبنم صبح از چمن آبله دل میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۴ دل ز پیاش عمرهاست سجده کمین میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۵ بعد ازینت سبزه خط در سیاهی میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۶ گر چنین اشکم ز شرم پرگناهی میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۷ شوق موسی نگهم رام تسلی نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۸ چو دولت درش بر خسان واشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۹ آه نومیدم کجا تأثیر من پیدا شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۰ گر چنین بخت نگون عبرت کمین پیدا شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۱ حسن بیشرم ازهجوم بوالهوس محشر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۲ در بیابانی که سعی بیخودی رهبر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۳ دل جهان دیگر از مرآت یکدیگر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۴ طبع قناعت اختیار مصدر زیب و فر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۵ گر خیالگردش چشم توام رهبر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۶ گرنه مشت خاکم از اشک ندامت تر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۷ خواهش از ضبط نفس گر قدمی پیش شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۸ بر آستان تو تا جبهه نقش پا نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۹ دلیل شکوهٔ من سعی نارسا نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۰ غرور ناز تو تهمتکش ادا نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۱ فسون عیش، کدورتزدای ما نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۲ می و نغمه مسلم حوصلهای که قدحکش گردش سر نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۳ جهدکنکه دل ز هوس پایمال شک نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۴ خودسر هوازده را شرم رهنمون نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۵ هوش تا عافیت آیینهٔ مستی نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۶ کجاست سایه که هستیش دستگاه شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۷ اشک ز بیداد عشق پردهگشا میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۸ حسرت مخمورم آخر مستی انشا میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۹ بیقراری در دل آگاه طاقت میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۰ دل جهان دیگر از رفع کدورت میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۱ شوخی، بهار طبع چمنزاد میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۲ تا مقابل بر رخ آن شعله پیکر میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۳ دل چو آزاد از تعلق شد منور میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۴ کی به آسانی دم آبم میسر میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۵ هرکجا عبرت به درس وعظ رهبر میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۶ زندگی در ملک عبرت مرگ مفلس میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۷ ازکجا آیینه با مردم موافق میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۸ آخر از جمع هوسها عقده حاصل میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۹ جزو موزون اعتدال جوهر کل میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۰ دل ز هر اندیشه با رجی مقابل میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۱ عرض هستی زنگ بر آیینهٔ دل میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۲ جوهر تمکین مرد از لاف برهم میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۳ آتش شوق طلب آنجا که روشن میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۴ طبع خاموشان به نور شرم روشن میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۵ هر کجا شمع تماشای تو روشن میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۶ باد صحرای جنون هرگه گلافشان میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۷ تا دم تیغت به عرض جلوه عریان میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۸ اشکم از پیری به چشم تر پریشان میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۹ طرهٔ او در خیالم گر پریشان میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۰ فرصت ناز کر و فر ضامن کس نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۱ یاد تو آتشی است که خامش نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۲ علم و عیان خلق به جز شک نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۳ موی دماغ جاه و حشم حل نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۴ دون طبع قدرش از هوس افزون نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۵ خارج ابنای جنس است آنکه موزون میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۶ دل چو شد روشن جهان هم مشرب او میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۷ چون رشتهای که ازگهر آگاه میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۸ آفات از هوس به سرت هاله میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۹ در هوای او دل هر ذره جانی میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۰ بیخودی امشب پر و بال فغانی میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۱ پیری وداع عمر سبکبال وانمود
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۲ گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۳ شدم خاک و نگفتم عاشقم کار اینچنین باید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۴ ز هر مو دام بر دوشم گرفتار اینچنین باید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۵ نشاط این بهارم بیگل رویت چه کار آید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۶ از حقهٔ دهانش هر گه سخن برآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۷ ظالم چه خیال است مؤدب بهدر آید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۸ دل صبرآزما کمتر ز دار و گیر فرساید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۹ دل در جسد شبهه عبارت چه نماید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۰ مگو صبح طرب در ملک هستی دیر میآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۱ چه شمع امشب در این محفل چمنپرداز میآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۲ خیال چشمکه ساغر به چنگ میآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۳ نفس تا پرفشان است از تو و من برنمیآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۴ نفس هم از دل من بیشکستن برنمیآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۵ حریفیهای عشق از هر کس و ناکس نمیآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۶ جنونی با دل گمگشته از کوی تو میآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۷ دندان به خنده چون کند آن لعل تر سپید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۸ پیری آمد، گشت چشم از گریهام کمکم سپید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۹ دل تا نظر گشود به خویش آفتاب دید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۰ چمن دلی که به یاد تو آشنا گردید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۱ چه شدکه قاصد امید لنگ برگردید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۲ رسید عید و طربها دلیل دل گردید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۳ به سعی یأس نفس خامشی بیان گردید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۴ توان اگر همه دور آن آسمان گردید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۵ سران ز نسخهٔ تسلیم باب بردارید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۶ دوستان از منش دعا مبرید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۷ تاکی از این باغ و راغ رنج دویدن برید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۸ چو شمع بر سرت اقبال و جاه میگرید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۹ چو سبحه بر سر هم تا به کی قدم شمرید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۰ سخن ز مشق ادب موج گوهرش گیربد
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۱ تا دل به ساز زمزمهدرد وا رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۲ صبحی بهگوش عبرتم از دل صدا رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۳ سرکشی میخواستیم از پا نشستن در رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۴ تا حنا ازکفت بهکام رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۵ در غمت آخر به جاییکار بیدادم رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۶ منتظران بهار فصل شکفتن رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۷ بنای حرص به معراج مدعا نرسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۸ نقشم از ضعف به اندیشهٔ دیدن نرسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۹ آخر ز سجده ام عرق جبهه سر کشید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۰ از کشمکش کف تو می لالهگون کشید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۱ پهلو به چرخ میزند امروز جاه عید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۲ صبح شد در عرصهٔگردون مگو خندان سفید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۳ ز زلف و روی توتا دیدهام سیاه و سفید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۴ خاک شد رنگ تنزه گل آثار دمید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۵ زندگی افسرد فال شوخی سودا زنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۶ کامجویان اندکی بر مطلب استغنا زنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۷ همتی گر هست پایی بر سر دنیا زنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۸ دل شکستی دارد از معموره بر هامون زنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۹ شورحاجت تاکی ازحرص دو دل باید شنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۰ دوستان در گوشهٔ چشم تغافل جا کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۱ بیدلان چند خیال گل و شمشاد کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۲ غافلان چند قبادوزی ادراک کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۳ شوق تا گردد دو بالا خویش را احول کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۴ یاران به رنگ رفته دو روزم مثل کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۵ یاران، چو صبح، قیمت وحشتگران کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۶ دوستان افسرد دل چندی به آهش خون کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۷ ای هوس آوارگان چند تک و پو کنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۸ گر آرزوی رستن از این دامگهکنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۹ چو فقر دست دهد ترک عز و جاهکنید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۰ ای بیخردان طور تعین نگزینید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۱ دل خلوت اندیشهٔ یار است ببینید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۲ کو رنگ، چه بو؟ جلوهٔ یارست ببینید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۳ چینی هوسان عبرت مستور ببینید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۴ چه ممکن است که عاشق گل و سمن گوید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۵ خوشخرامان داد طبع سستبنیادم دهید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۶ امروز نوبهارست ساغرکشان بیایید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۷ یاران در این بیابان از ما اثر مجویید
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۸ ستمکش تو به قاصد اگر دهد کاغذ
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۹ ای ساز بر و دوش تو پیراهنکاغذ
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۰ ای شعله نهال از قلمت گلشن کاغذ
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۱ از غبار جلوه غیر تو تا بستم نظر
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۲ بر تماشای فنایم دوخت پیریها نظر
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۳ چه رسد ز نشئهٔ معنوی به دماغ بیحس بیخبر
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۴ در طلسم درد از ما میتوان بردن اثر
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۵ در گلستانی که سرو او نباشد جلوهگر
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۶ دست داری برفشان چون کل در اینکلزار زر
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۷ زاهد ز دعوت خلق دارد عجب کر و فر
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۸ سعی نفس کفیل توست زحمت جستجو مبر
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۹ شبیکه شعلهٔ یاد تو داشت سیر جگر
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۰ نه جام باده شناسم نه کاسهٔ طنبور
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۱ هوای تیغ تو افتاد تا مرا در سر
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۲ با همه بیدست و پایی اندکی همتگمار
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۳ تا کنم از هر بن مو رنگ هستی آشکار
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۴ جسم غافل را به اندوه رم فرصت چهکار
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۵ چشم تعظیم از گرانجانان این محفل مدار
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۶ چیست هستی به آنهمه آزار؟
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۷ خاک ما نامهها به جانب یار
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۸ در هوسگاه عالم بیکار
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۹ ای ابر! نی به باغ و نه در لالهزار بار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۰ ترک دنیا کن غم این سحر باطل برمدار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۱ مردی چو شمع در همهجا، جا نگاه دار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۲ ای هوس قطع نفس کن، ساعتی دنگم گذار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۳ در این ادبکده جز سر به هیچ جا مگذار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۴ تا کی خیال هستی موهوم؟ سر برآر
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۵ چشم واکردم به خویش، اما ز آغوش شرار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۶ شد نظر واکردنی خواب فراموش شرار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۷ بر خیالی چیدهایم از دیده تا دل انتظار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۸ چشم واکن رنگ اسرار دگر دارد بهار
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۹ سیر گلزار که یارب در نظر دارد بهار
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۰ تا چند حسرت چمن و سایههای ابر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۱ شب زندگی سر آمد به نفسشماری آخر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۲ به ارشاد ادب در دستگاه خودسران مگذر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۳ ناتمام همتی تا عجز سامان نیست سر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۴ در چمن تا قامتش انداز شوخیکرد سر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۵ تیغ در دست است یار از جیب بیرون آر سر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۶ از بس که زد خیالِ توام آب در نظر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۷ دام ز سیر گلشن اسباب در نظر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۸ ز صبح طلعتش آیینهٔ دل را صفا بنگر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۹ گل عجزی تصور کن بهارکبریا بنگر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۰ نمیگویم به گردون سیر کن یا بر هوا بنگر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۱ به خود آنقدر کر و فر مچین که ببنددت پی کین کمر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۲ قد خمیده ندارد به غیر ناله حضور
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۳ نکرد ضبط نفس راز وحشتم مستور
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۴ حکم دل دارد ز همواری سر و روی گهر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۵ به صفحهای که حدیث جنون کنم تحریر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۶ زهی ز روی تو آیینه آفتاب میر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۷ غبار فرصت از این خاکدان وهم مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۸ نه غنچه عافیت افسون، نه گل بقا تأثیر
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۹ خیال زلف که واکرد راه در زنجیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۰ دل از فسون تعلق نگاه در زنجیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۱ این بحر را یک آینه دشت سراب گیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۲ ای قاصد تحقیق ز تسلیم مددگیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۳ در عشق زپرواز نفس آینه برگیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۴ دل بیضهٔ طاووس خیال است به برگیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۵ زین بحر بیکران کم هر اعتبار گیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۶ هستی چو صبح قابل ضبط نفس مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۷ همنشین با من ز تشویش هوسها کین مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۸ به عجز کوش و تک و تاز دیگر آسان گیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۹ مژگان گشا جهان ته بال نگاه گیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۰ درس هستی فکر تکراری ندارد خوانده گیر
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۱ به کنج زانوی تسلیم طرح امن انداز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۲ جراءت پیریم این بس که به چندین تک وتاز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۳ از جیب هزار آینه سر بر زدهای باز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۴ جامی مگر از بزم حیا در زدهای باز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۵ چو شمع غره مشو چشم بر حیا انداز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۶ سودای تک و تاز هوسها ز سر انداز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۷ کی رود از خاطر آشفتهام سودای ناز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۸ نرگسش وامیکند طومار استغنای ناز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۹ بس که از شادابی خطت شد این گلزار سبز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۰ هر کجا آیینهٔ ما گردد از زنگار سبز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۱ پوچ است سر به سر فلک بیمدار مغز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۲ عمری خیال پخت سر گیر و دار مغز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۳ خودسریگرد دل تنگ نگردد هرگز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۴ فتیلهای به دل بیخبر ز داغ افروز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۵ خون شد دل و ز اشک اثر میکشد هنوز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۶ رنگ طاقت سوخت اما وحشت آغازم هنوز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۷ بیپرده است و نیست عیان راز من هنوز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۸ خارخارت کشت و پیش حرص بیکاری هنوز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۹ دارم دلی از داغ تمنای تو لبریز
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۰ غبار ره شو و سرکوب صد حشم برخیز
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۱ دل مصفاکن شرر در خرمن اسباب ریز
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۲ ای بیخودی بر آینهٔ وهم رنگ ریز
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۳ به دل ز مقصد موهوم خار خار مریز
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۴ صاحب دل را نزیبد گفتوگو با هیچکس
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۵ کاروان ما نداردگردی از صوت جرس
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۶ نیست بیشور حوادث آمد و رفت نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۷ از لب خامش زبان واماندهٔ کام است و بس
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۸ ذوق شهرتها دلیل فطرت خام است و بس
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۹ چشم وا کن شش جهت یار است و بس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۰ زندگی محروم تکرارست و بس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۱ خودسر ز عافیت به تکلف برید و بس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۲ غم نهتنها بر دلم نالید و بس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۳ بیپردگی کسوت هستی ز حیا پرس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۴ پر تیرهروزم از من بی پا و سر مپرس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۵ دل قیامت می کند از طبع ناشادم مپرس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۶ غفلت آهنگم ز ساز حیرت ایجادم مپرس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۷ جز ستم بر دل ناکام نکردهست نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۸ در این بساط هوس پیش از اعتبار نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۹ گره چو غنچه نباید زدن به تار نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۰ تب و تاب بیهُده تا کجا به گشاد بال و پر از نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۱ ای دلت صیاد راز، از لب مده بیرون نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۲ بیتأمل در دم پیری مده بیرون نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۳ صبح است و دارد آنگل در سر هوای نرگس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۴ چند نشینی به کلفت دل مأیوس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۵ گر شود از خواب من خیال تو محبوس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۶ نفس ثبات ندارد به شست کار نویس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۷ شخص معدومی، به پیش وهم خود موجود باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۸ من نمیگویم زیان کن یا به فکر سود باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۹ دل بهکام تست چندی خرمی اظهار باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۰ گر نهای عین تماشا حیرت سرشار باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۱ چو ابر و بحر ز لاف سخا پشیمان باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۲ هوس وداع بهار خیال امکان باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۳ تاکی افسردن دمی از فکر خود وارسته باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۴ خواه در معمورهٔ جان خواه در ویرانه باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۵ جوانی سوخت پیری چند بنشاند به مهتابش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۶ آیین خود آرایی از روز الست استش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۷ من وآن فتنه بالاییکه عالم زیر دست استش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۸ ز ساز قافله ما که ما و من جرس استش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۹ به لوح جسمکه یکسر نفس خطوط حک استش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۰ این صبح که جولانها بر چرخ برین هستش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۱ چو تمثالی که بیآیینه معدوم است بنیادش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۲ فریاد جهان سوخت نفس سعی کمندش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۳ دلی دارم که غیر از غنچه بودن نیست بهبودش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۴ متاع هستیی دارم مپرس از بود و نابودش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۵ در آن کشور که پیشانی گشاید حسن جاویدش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۶ بزم امکان بسکه عام افتاده دور ساغرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۷ بسکه افتاده است بینم خون صید لاغرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۸ خط مشکین شد وبال غنچهٔ جان پرورش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۹ به ساز نیستی بستهست شور ما و من تارش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۰ بهار صنع چو دیدیم در سر و کارش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۱ چه لازم است کشد تیغ چشم خونخوارش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۲ صبح از چه خرابات جنونکرد بهارش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۳ مکش دردسر شهرت میفکن بر نگین زورش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۴ چنین تا کی تپد در انتظار زخم نخجیرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۵ دل دیوانهای دارم به گیسوی گرهگیرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۶ شکست خاطری دارم مپرس از فکر تدبیرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۷ گزند زندگانی در کفن جسم است تدبیرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۸ نمیدانم چه گل در پرده دارد زخم شمشیرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۹ دلی که گردش چشم تو بشکند سازش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۰ سخنسنجیکه مدح خلق نفریبد به وسواسش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ که دارد جوهر تحقیق حسرتگاه ناموسش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۲ دل بیمدعا رنگی ندارد تا کنم فاشش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۳ آن را که ز خود برد تمنای سراغش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۴ به رنگیکجکلاه افتاده خم در پیکر تیغش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۵ به هر بزمی که باشد جلوه فرما جوهرتیغش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۶ چه لازم جوهر دیگر نماید پیکر تیغش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۷ کشت عاشق که دهد داد گیاه خشکش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۸ شوق آزادی سر از سامان استغنا مکش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۹ به پیری از هوس زندگی خمار مکش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۰ به بر کشید ز بس جوش نازکی تنگش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۱ به تاراج جنون دادم چه هستی و چه فرهنگش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۲ نداشت پروای عرض جوهر، صفای آیینهٔ فرنگش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۳ من و پرفشانی حسرتی که گم است مقصد بسملش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۴ جوانی دامن افشان رفت و پیری هم به دنبالش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۵ دل گمگشتهای دارم چه میپرسی ز احوالش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۶ مرغی که پر افشاند به گلزار خیالش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۷ هرگه روم از خویش به سودای وصالش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۸ چو دریابد کسی رنگ ادای چشم خود کامش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۹ عبارت مختصر تا کی سوال وصل پیغامش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۰ کلاه نیست تعین که ما ز سر فکنیمش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۱ بینشان حسنی که جز در پرده نتوان دیدنش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۲ دل به هجران صبر کرد اما فزون شد شیونش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۳ تماشایی که من دارم مقیم چشم حیرانش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۴ جفا جویی که من دارم هوای تیر مژگانش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۵ ز برق بینیازی خندهها دارد گلستانش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۶ ز بس دامان ناز افشاند زلف عنبر افشانش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۷ آب از یاقوت میریزد تکلم کردنش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۸ ای خیال آوارهٔ نیرنگ هوش
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۹ عالم از چشم ترم شد میفروش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۰ عیب همه عالم ز تغافل به هنر پوش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۱ آه از این جلوهٔ نقاب فروش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۲ ای ز لعلت سخن گلاب فروش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۳ مپرسید از نگین شاه و اقبال نفس کاهش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۴ اگر زین رنگ، تمکین میزند موج از سراپایش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۵ حیا بیپرده نپسندید راز حسن یکتایش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۶ رنگ گل تعبیر دمید از کف پایش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۷ زبان فرسوده نقدی را که شد پا بسته سودایش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۸ سر تاراج گلشن داشت سرو فتنه بالایش
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۹ اشکم قدم آبله فرسا ننهد پیش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۰ چه سازم تا توانم ریخت رنگ سجده در کویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۱ دلی را که بخشد گداز آرزویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۲ صبا ای پیک مشتاقان قدم فهمیده نه سویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۳ تپد آینه بسکه در آرزویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۴ طرب خواهی درین محفل برون آ گامی آن سویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۵ بی تو مشکل کنم از خلق نهان جوهر خویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۶ چند پاشی ز جنون خاک هوس برسرخویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۷ آخر چو شمع سوختم از برگ و ساز خویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۸ عمرها شد بینصیب راحتم از چشم خویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۹ اگر چو غنچه میسر شود شکستن خویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۰ بیخلل نگذاشت گل را صنعت اجزای خویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۱ پرکوته است دست به هر سو دراز حرص
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۲ از قناعت خاک باید کرد در انبان حرص
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۳ گرفته اشک مرا دیده تا به دامان رقص
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۴ مگشا جریدهٔ حاجتت بر دوستان ز کف غرض
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۵ مباد دامن کس گیرم از فسون غرض
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۶ ای بی خبر مسوز نفس در هوای فیض
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۷ خلقی است شمعوار در این قحط جای فیض
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۸ نبود نقطهای از علم این کتاب غلط
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۹ شده فهم مقصد عالمی زتلاش هرزه قدم غلط
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۰ بر جنون نتوان شد از عقل ادبپرور محیط
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۱ گشتم از بیدست و پاییها به خشک و تر محیط
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۲ نشکسته ساغر عاریت ز حصول آب بقا چه حظ
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۳ دارد از ضبط نفس طبع هوس پرور چه حظ
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۴ نمیشود کس ازین عبرت انجمن محظوظ
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۵ غبار تفرقه هر جا بود مقابل جمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۶ ای هستی تو وضع درنگ و شتاب شمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۷ باز امشب نفس شعله فشان دارد شمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۸ هر چه در دل گذرد وقف زبان دارد شمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۹ از عدم مشکل نه آسان سیر امکان کرد شمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۰ نی در پرواز زد، نی سعی جولان کرد شمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۱ سوختن یک نغمه است از ساز شمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۲ بی نم خجلت نمیباشد سر و کار طمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۳ هوس جنون زده ناکجا همه سو قدم زند از طمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۴ اثر خجالت مدعا اگر این الم دمد از طمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۵ هرکجاکردم به یاد سجدهات ساز رکوع
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۶ نشستهای ز دل تنگ بر در تصدیع
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۷ به ذوق گرد رهت میدوم سراسر باغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۸ کنون که میگذرد عیش چون نسیم ز باغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۹ نازد به عشق غازهٔ حسن جنون دماغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۰ نشئهٔ عجزم چو شبنم داد بر طیب دماغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۱ یارب از سرمنزل مقصد چه سان یابم سراغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۲ نه صورت بویی و نه رنگیست درین باغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۳ عالم همه داغست و ندارد اثر داغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۴ کو شعلهٔ دردیکه به ذوق اثر داغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۵ شمع من گرم حیا کرد مگر سوی چراغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۶ نیست پروانهٔ من قابل پهلوی چراغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ ما شهیدان را وضویی دادهاند از آب تیغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۸ فقر ما را مشمارید کم از عالم تیغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۹ ساز تبختر است اگر مایهٔ شرف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۰ تحقیق را به ما و من افتاده اختلاف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۱ رستن چه ممکنست ز قید جهان لاف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۲ جای آن استکه بالد گهر شان صدف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۳ نسبت لعل که داد این همه سامان صدف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۴ بحث و جدل به افت جان میکند طرف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۵ تا نمیگردد تب و تاب نفس ها برطرف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۶ عقل را مپسند با عشق جنونپرور طرف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۷ چه دهد تردد هرزهات ز حضور سیر و سفر بهکف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۸ ای ز عکس نرگست آیینه جام مل به کف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۹ گاه به رنگ مایلی گاه به بوی بی نسق
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۰ رخ شرمگین توهیچگه به خیال ما نکند عرق
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۱ غیر از حیا چه پیش توان برد در عرق
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۲ ما سجدهٔ حضوریم محو جناب مطلق
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۳ بر خود از ساز شکفتنکیگمان دارد عقیق
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۴ گهر محیط تقدسی مکن آبروی حیا سبک
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۵ ای مژدهٔ دیدار تو چون عید مبارک
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۶ این دم از شرم طلب نیست زبان ما خشک
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۷ مغز شد در سر پر شور من از سودا خشک
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۸ نشد از حسرت داغت جگرم تنها خشک
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۹ بسکه بیلعل تو رفت از بزم عیش ما نمک
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۰ غیر خاموشی نداردگفتگوی ما نمک
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۱ شرع هر دین بهرهٔ او نیست جز رفع شکوک
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۲ چو غنچه بسکه تپیدم ز وحشت دل تنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۳ در نظرها معنیام گل میکند غیرت به چنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۴ رساندهایم درین عرصهٔ خیال آهنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۵ رفت مرآت دل از کلفت آفاق به زنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۶ ز خودفروشی پرواز بسکه دارم ننگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۷ نام شاهان کز نگین گل کرده کر و فر به چنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۸ تاکجا با طبع سرکش سرکند تدبیر جنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۹ گرم نوید کیست سروش شکست رنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۰ مگو پیام وفا جستهجسته دارد رنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۱ در یاد جلوهٔ توکه دارد هزار رنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۲ یک برک گل نکرده ز روبت بهار رنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۳ گر جنون جوشد به این تأثیر احسانش ز سنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۴ کعبهٔ دل گرچه دارد تنگ ارکانش ز سنگ
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۵ ای خانهٔ آیینه ز دیدار تو پرگل
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۶ بلبل الم غنچه کشد بیشتر از گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۷ سنگی چو گوهر، بستیم بر دل
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۸ سعی روزیکاهش است ای بیخبر چشمی بمال
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۹ عشرت سالگره تا کیات ای غفلت فال
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۰ زخم تیغی ز تو برداشتهام همچو هلال
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۱ به رنگی یأس جوشیدهست با دل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۲ ز من عمریست میگردد جدا دل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۳ گاه موج اشک و گاهی گرد افغانست دل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۴ بازآکه بیجمالت توفان شکسته بر دل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۵ گر چنین جوشاند آثار دویی ننگش ز دل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۶ به پیری گشته حاصل از برای من فراغ دل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۷ از شوخی فضولی ما داشت عار وصل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۸ چیست درین فتنهزار غیر ستم در بغل
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۹ ای از خرامت نقش پا خورشید تابان در بغل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۰ عمریست چون گل میروم زین باغ حرمان در بغل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۱ محو جنون ساکنم شور بیابان در بغل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۲ میآید از دشت جنون گردم بیابان در بغل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۳ تا چشم تو شد ساغر دوران تغافل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۴ زین باغ گذشتیم به احسان تغافل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۵ ای جوش بهارت چمنآرای تغافل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۶ خواندم خط هر نسخه به ایمای تغافل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ ای فرش خرامت همهجا چون سر ما گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۸ بسکه افتادهست باغ آبرو نایاب گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۹ گر کند طاووس حیرتخانهٔ اسباب گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۰ ای بهار جلوهات را شش جهت دربار گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۱ با چنین شوخی نشیند تا بهکی بیکار گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۲ در چمن گر جلوهات آرد به روی کار گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۳ میتوان در باغ دید از سینهٔ افگار گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۴ میکند درس رمی از رنگ و بو تکرار گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۵ نوبهار آرد به امداد من بیمارگل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۶ اگر آن نازنین رود به تماشای رنگگل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۷ دل آرمیده به خون مکش ز فسون رنگ وهوای گل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۸ تا بست ادب نامهٔ من در پر بسمل
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۹ وفور مال به تأکید خسّت است دلیل
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۰ بس که چون سایهام از روز ازل تیره رقم
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۱ به هر زمین که خبر گیری از سواد عدم
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۲ داغم از کیفت آگاهی و اوهام هم
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۳ رفت فرصت ز کف اما من حیرتزده هم
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۴ موج ما را شرم دریای کرم
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۵ بسکه دارد سوختن چون مجمرم در دل مقام
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۶ سنگ راهم میخورد حرصی که دارد احتشام
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۷ عمرها شد نقد دل بر چشم حیران است وام
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۸ گهی حجاب وگه آیینهٔ جمال توام
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۹ دست و پا گم کردهٔ شوق تماشای توام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۰ صورت خود ز تو نشناختهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۱ بیدست و پا به خاک ادب نقش بستهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۲ نیرنگ جلوهایکه به دل نقش بستهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۳ باز بر خود تهمت عیشی چو بلبل بستهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۴ با هیچکس حدیث نگفتن نگفتهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۵ در راه عشق توشهٔ امنی نبردهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۶ هستی نیاز دیده نمناک کردهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۷ شمعی از وحشت نگاهی انجمن گم کردهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۸ نورِ جان در ظلمتآبادِ بدن گم کردهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۹ زان بهار ناز حیرانم چه سامان کردهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۰ دیدهٔ مشتاقی از هر مو به بار آوردهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۱ به صد غبار درین دشت مبتلا شدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۲ پاکم از رنگ هوس تا به سجود آمدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۳ ازکتاب آرزو بابی دگر نگشودهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۴ بسکه بی روی تو لبریز ندامت بودهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۵ بی تو در هر جا جنون جوش ندامت بودهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۶ برق حسنی در نظر دارم به خود پیچیدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۷ چون تپش در دل نفس دزدیدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۸ حرف داغی لالهسان زبر زبان دزدیدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۹ عافیتها در مزاج پرفشان دزدیدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۰ سینه چاک یک جهان گرد هوس بالیدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۱ سر اگر بر آسمان یا بر زمین مالیدهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۲ بسکه نیرنگت قدح چیدهست در اندیشهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۳ بیخودی ننهفت اسرار دل غم پیشهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۴ از جراحتزار دل چیدهست دامان نالهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۵ در جنون گر نگسلد پیمان فرمان نالهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۶ دوش چون نی سطر دردی میچکید از خامهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۷ قصهٔ دیوانگان دارد سراسر نامهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۸ از خیالت وحشتاندوز دل بیکینهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۹ اشک شمعی بود یک عمر آبیار دانهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۰ برگ خودداری مجویید از دل دیوانهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۱ تا دچار نازکرد آن نرگس مستانهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۲ شور آفاق است جوشی از دل دیوانهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۳ عمریست چون نفس به تپیدن فسانهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ فهم حقیقت من و ما را بهانهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۵ میدهد زیب عمارت از خرابی خانهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ سر خط نازیست امشب زخمهای سینهام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۷ مردهام اما همان خجلت طراز هستیام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۸ یاد من کردی به سامانگشت ناز هستیام
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۹ با همه سرسبزی از سامان قدرت عاریام
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۰ رفتم ز خویش و یاد نگاهیست حالیام
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۱ تا کجا بوس کف پایت شود ارزانیام
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۲ تو کریم مطلق و من گدا چه کنی جز اینکه بخوانیام
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۳ آنی که بی تو من همه جا بی سخن نیام
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۴ نبری گمان فسردگی به غبار بیسروپاییام
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۵ بی حوصلگیکرد درین بزم کبابم
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۶ شب گردش چشمت قدحی داد به خوابم
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۷ ندارد آنقدر قطع از جهان غفلت اسبابم
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۸ از بسکه چون نگه زتحیر لبالبم
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۹ یک چشم حیرت است زسرتا به پا لبم
- غزل شمارهٔ ۲۰۱۰ تأخیر ندارد خط فرمان نجاتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۱۱ مشت عرق ز جبهه به هر باب ریختم
- غزل شمارهٔ ۲۰۱۲ خاکم به سر که بی تو به گلشن نسوختم
- غزل شمارهٔ ۲۰۱۳ به سعی ضعف گرفتم ز دام خویش نجستم
- غزل شمارهٔ ۲۰۱۴ چو گوهر آخر از تجرید نقش مدعا بستم
- غزل شمارهٔ ۲۰۱۵ جولان جنون آخر بر عجز رسا بستم
- غزل شمارهٔ ۲۰۱۶ حضور معنیام گم گشت تا دل بر صور بستم
- غزل شمارهٔ ۲۰۱۷ به عشقت گر همه یک داغ سامان بود در دستم
- غزل شمارهٔ ۲۰۱۸ شب از یاد خطت سر رشتهٔ جان بود در دستم
- غزل شمارهٔ ۲۰۱۹ بر یار اگر پیام دل تنگ میفرستم
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۰ شب جوش بهاری به دل تنگ شکستم
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۱ هرگه به برگ و ساز معیشت گریستم
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۲ از هوس چون شمعگر سر بر هوا برداشتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۳ کاش یک نم گردش چشم تری میداشتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۴ ز خود تهی شدم از عالم خرابگذشتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۵ به جستجوی خود از سعی بی دماغ گذشتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۶ شبی مشتاق رنگ آمیزی تصویر دل گشتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۷ به تحریک نقابش گر شود مایل سر انگشتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۸ به فقر آخر سر و برگ فنای خویشتن گشتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۹ کو جهد که چون بوی گل از هوش خود افتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۰ کی در قفس و دام هوا و هوس افتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۱ کو شور دماغی که به سودای تو افتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۲ شبکه عبرت را دلیل این شبستان یافتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۳ آرزو بیتاب شد ساز بیانی یافتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۴ چون آینه چندان به برش تنگ گرفتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۵ به دل گردی ز هستی یافتم از خویشتن رفتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۶ تحیر مطلعی سرزد چو صبح از خویشتن رفتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۷ دوش گستاخ به نظارهٔ جانان رفتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۸ تا به در یوزهٔ راحت طلبیدن رفتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۹ گر به پرواز و گر از سعی تپیدن رفتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۰ شب از رویت سخنهایی بهار اندوده میگفتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۱ چون شمع میروم ز خود و شعله قامتم
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۲ چنینکز گردش چشم تو میآید به جان انجم
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۳ ز خورشید جمالش تا عرق سازد عیان انجم
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۴ کند هر جا عرق ز آن ماه تابان گلفشان انجم
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۵ شب بزم خیالی به دل سوخته چیدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۶ نیست در میدان عبرت باکی از نیک و بدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۷ ازین حسرت قفس روزی دو مپسندید آزادم
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۸ چشمش افکنده طرح بیدادم
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۹ قیامت میکند حسرت مپرس از طبع نا شادم
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۰ ای دلت حسرت کمین انتخاب صبحدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۱ میرسد گویند باز آن آفتاب صبحدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۲ دلبر شد و من پا به دلِ سخت فشردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۳ ز دست عافیت داغم سپند یأس پروردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۴ نگه واری بس است از جیب عبرت سر برآوردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۵ زین باغْ همچو شبنم رنجِ خیال بُردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۶ شبی سیر خیال نقش پای دلربا کردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۷ نه دنیا دیدم و نی سوی عقبا چشم وا کردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۸ عبث خود را چو آتش تهمت آلود غضب کردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۹ نه عبادت، نه ریاضت کردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۰ هنرها عرضه دادم با صفای دل حسد کردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۱ من خاکسار گردن ز کجا بلند کردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۲ چون شمع روزگاری با شعله سازکردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۳ شب چشم امتیازی بر خویش باز کردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۴ ز علم و عمل نکتهها گوش کردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۵ چو شبنم تا نقاب اعتبار خویش شق کردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۶ ز تحقیق نقوش لوح امکان رفع شک کردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۷ مژه خواباندم و دل را به جمعیت علم کردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۸ وداع دورگرد عرضهٔ آرام رم کردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۹ گذشت عمر و شکست دل آشکار نکردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۰ خود را به عیش امکان پر متهم نکردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۱ گهی بر صبح پیچیدم گهی با گل جنون کردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۲ از هر طلبی پیش ندامتگلهکردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۳ گر چراغ ازنفس سوخته بر میکردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۴ تو میرفتی و من شور قیامت ساز میکردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۵ خوشا ذوقی که از دل عقدهای گر باز میکردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۶ دمی چون شمع گر جیب تغافل چاک میکردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۷ شب که در حسرت دیدار کمین میکردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۸ گر لبی را به هوس نالهکمین میکردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۹ کف خاکم چسان مقبول جستوجوی او گردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۰ چو شمع از انفعال آگهی بیتاب میگردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۱ نفسی چند جدا از نظرت میگردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۲ نه بر صحرا نظر دارم نه در گلزار میگردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۳ کف خاکستری میجوشم ازخود پاک میگردم
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۴ بیخودی کردم ز حسن بی حجارش سر زدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۵ چشم وا کردم به چندین رنگ و بو ساغر زدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۶ دوش کز سیر بهار سوختن سر بر زدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۷ رفتم از خویش و به بزم جلوهاش لنگر زدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۸ پر نفس میسوخت ما و من ز غیرت تن زدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۹ امشب ان مست ناز میرسدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۰ نه تعین نه ناز میرسدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۱ آرزویی در گره بستم دُری یکتا شدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۲ بالی از آزادی افشاندم قفس پیما شدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۳ چون حباب آن دم که سیر آهنگ این دریا شدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۴ زبن باغ تا ستمکش نشو و نما شدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۵ حیف سازت که منش پردهٔ آهنگ شدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۶ خاک بودم آب گشتم گِل شدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۷ کام از جهان گرفتم و ناکام هم شدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۸ در گلستانی که محو آن گل خودرو شدم
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۹ باغ هستی نیست جز رنگی که گرداند عدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۰ با صد حضور باز طلبکارت آمدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۱ دور از آن در چند در هر دشت و در گرداندم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۲ سحر ز شرم رخت مطلعی به تاب رساندم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۳ شباب رفت و من از یأس مبتلا ماندم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۴ ندارم رشتهٔ دیگر که آیین طلب بندم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۵ به یاد نرگس او هر طرف احرام میبندم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۶ چو بویگل به نظرها نقاب نگشودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۷ زان ناله که شب بی رخت افراخته بودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۸ به باغی که چون صبح خندیده بودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۹ شبی کز خیال تو گل چیده بودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۰ صد بیابان جنون آن طرف هوش خودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۱ نالهٔ عجز نوای لب خاموش خودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۲ تحیر آینهٔ عالم مثال خودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۳ گاه خرد جوهرم، گاه جنون خودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۴ گرنه شرابم چرا ساقی خون خودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۵ از قاصد دلبر خبر دل طلبیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۶ درین گلشن نه بویی دیدم و نی رنگ فهمیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۷ سر تمنای پایبوسی به هر در و دشت میکشیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۸ سحر کیفیت دیدار از ایینه پرسیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۹ به سودای هوس عمری درین بازارگردیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۰ به صد وحشت رفیق آه بی تاثیر گردیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۱ ز خودداری چو موج گوهر آخر سنگ گردیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۲ تا درتن باغگل افشان نموگردیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۳ شب که آیینهٔ آن آینهرو گردیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۴ هزار آینه با خود دچار کردم و دیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۵ خون خوردم و زین باغ به رنگی نرسیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۶ بسکه چون طاووس، پیچیدهست مستی در سرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۷ بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۸ سرمه شد آخر به خواب بیخودیها پیکرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۹ شعلهٔ بیطاقتی افسرده در خاکسترم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۰ گر از سایه یک نقش پا برترم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۱ محو دلم مپرس ز تحقیق عنصرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۲ همچو آیینه تحیر سفرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۳ همچو شمع از خویش بر اندازِ وحشت برترم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۴ هیهات تا که از نظرم رفت دلبرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۵ بر خموشی زدهام فکر خروشی دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۶ به زور شعلهٔ آواز حسرت گرم رفتارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۷ به هوس چون پر طاووس چمنها دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۸ بیکس شهیدم خون هم ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۹ جز سوختن به یادت مشقی دگر ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۰ حبابوارکه کرد اینقدرگرفتارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۱ دل با تو سفرکرد و تهی ماند کنارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۲ ز بس لبریز حسرت دارد امشب شوق دیدارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۳ زخمی به دل از دست نگارین تو دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۴ فسرده در غبار دهر چون آیینه زنگارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۵ ازین صحرای بیحاصل دگر با خود چه بردارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۶ خیال آن مژه عمریست در نظر دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۷ ز سور و ماتم این انجمنهاکی خبر دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۸ فغان گل میکند هرگه به وحشت گام بردارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۹ عروج همتی در کار دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۰ سرشک بیخودم عیش می ناب دگر دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۱ چو اشک امشب به ساغر بادهٔ نابی دگر دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۲ به دشت بیخودی آوازهٔ شوق جرس دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۳ پر افشانم چو صبح اما گرفتاری هوس دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۴ درین حیرتسرا عمریست افسون جرس دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۵ میپرست ایجادم نشئهٔ ازل دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۶ به حسرت غنچهام یعنی به دلتنگی وطن دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۷ مقیم وحدتم هر چند در کثرت وطن دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۸ به رنگ شمع ممکن نیست سوز دل نهان دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۹ در آن محفل کهام من تا بگویم این و آن دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۰ عمریست ز اسباب غنا هیچ ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۱ میام به ساغر اگر خشک شد خمار ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۲ عبرت انجمن جاییست مأمنی که من دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۳ مپرسید از معاش خنده عنوانی که من دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۴ ببین به ساز و مپرس از ترانهای که ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۵ چو سایه خاک به سر داغم از غمی که ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۶ به هستی از اثر اعتبار مایه ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۷ خاموشم و بیتابی فریاد تو دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۸ شبیکه بیتوجهان را به یاس تنگ برآرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۹ غبار یأسم به هر تپیدن هزار بیداد مینگارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۰ مسلمان گشتم و هیچ از میان نگسست زنارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۱ من درین بحر، نه کشتی نه کدو میآرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۲ بر آسمان رسانم و گر بر هوا برم
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۳ بر ندارد شوخی از طبع ادب تخمیر شرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۴ ز دشت بیخودی میآیم از وضع ادب دورم
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۵ شعورت خواه مستم وانماید خواه مخمورم
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۶ نی سر تعمیر دل دارم نه تن میپرورم
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۷ چه حاجتست به بند گران تدبیرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۸ چه نیرنگست یارب در تماشاگاه تسخیرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۹ ز بس ضعیف مزاج جهان تدبیرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۰ نمیباشد تهی یک پرده از آهنگ تسخیرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۱ چه دولت است که من نامت از ادب گیرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۲ ز سودای چشم تو تا کام گیرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۳ چو ماه نو به چندین حسرت از خود کام میگیرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۴ سراغ عیش ز عمر نمانده میگیرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۵ اگر ساقی ز موجِ باده بندد رشتهٔ سازم
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۶ حیرت دمد از شوخی گل کردن رازم
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۷ ز بال نارسا بر خویش پیچیده است پروازم
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۸ ز فیض ناتوانی مصرعی در خلق ممتازم
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۹ به حیرت خویش را بیگانهٔ ادراک میسازم
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۰ به ذوق جستجویت جیب هستی چاک میسازم
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۱ نفس را بعد ازین در سوختن افسانه میسازم
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۲ چو سرو از ناز بر جوی حیا بالیدنت نازم
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۳ زرنگ ناز چون گل بزم عشرت چیدنت نازم
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۴ قیامت کرد گل در پیرهن بالیدنت نازم
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۵ به لب حرف طلب دزدم به دل شور هوس سوزم
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۶ شرار سنگم و در فکر کار خویش میسوزم
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۷ آمد ز گلشن ناز آن جوهر تبسم
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۸ واکرد صبح آهی بر دل در تبسم
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۹ باز از جهان حسرت دیدار میرسم
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۰ از ضعف بسکه در همه جا دیر میرسم
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۱ تا نفس آب زندگیست هیچ به بو نمیرسم
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۲ چهسان با دوست درد و داغ چندین ساله بنویسم
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۳ ز چاک سینه آهی مینوبسم
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۴ جنون ذرهام در ساز وحشت سخت قلاشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۵ بی روی تو گر گریه به اندازه کند چشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۶ تا دفتر حیرت ز رخش تازه کند چشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۷ تا جلوهات پر افشاند از آشیانهٔ چشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۸ تا می ز جام همت بد مست میکشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۹ چون شمع زحمتی که به شبگیر میکشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۰ تیغ آهی بر صف اندوه امکان میکشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۱ به عرض جوهر طاقت درین محیط خموشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۲ جنون از بس قیامت ریخت بر آیینهٔ هوشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۳ چو دریا یک قلم موجست شوق بیخودی جوشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۴ ز بسکه حیرت دیدار برده است ز هوشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۵ ز بسکه شور جنونگشت برقکلبهٔ هوشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۶ ز فیض گریهٔ سرشار افسردن فراموشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۷ زبن سجدهٔ خود دار تفاخر چه فروشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۸ گهی در شعله میغلتم گهی با آب میجوشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۹ ندانم مژدهٔ وصل که شد برق افکن هوشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۰ نه مضمون نقش میبندم نه لفظ از پرده میجوشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۱ در عالم حق شهرت باطل چه فروشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۲ ز حرف راحت اسباب دنیا پنبه درگوشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۳ ندانم مژده آواز پای کیست در گوشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۴ قفای زانوی پیری مقیم خلوت خویشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۵ چراغ خامشم حسرت نگاه محفل خویشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۶ چنین آفت نصیب از طبع راحت دشمن خویشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۷ غبار عجز پروازی مقیم دامن خویشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۸ نه گردون بلندی نی زمین پستی خویشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۹ در مکتب تأمل فارغ ز صوت و حرفم
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۰ به صدگردون تسلسل بست دور ساغر عشقم
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۱ از شوق تو ای شمع طرب بعد هلاکم
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۲ در حسرت آن شمع طرب بعد هلاکم
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۳ دو روزی گو به خون گل کرده باشد چشم نمناکم
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۴ زین گریه اگر باد برد حاصل خاکم
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۵ از کجا وهم دو رنگی به قدح ریخته بنگم
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۶ به اقبال حضورت صد گلستان عیش در چنگم
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۷ به رنگگلشن ازفیض حضورت عشرت آهنگم
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۸ چکیدنهای اشکم یا شکست شیشهٔ رنگم
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۹ چمن طراز شکوه جهان نیرنگم
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۰ ز بس گرد وحشت گرفته است تنگم
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۱ نمیدانم هجوم آباد سودای چه نیرنگم
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۲ مزرع تسلیم ادب حاصلم
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۳ ننمود غنچهات آنقدر ادب اقتضای تاملم
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۴ بی شبههٔ تحقیق نه شخصم نه مثالم
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۵ تحیر سوخت پروازم فسردن کرد پامالم
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۶ ز بس صرف ادب پیمایی عجز است احوالم
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۷ عمریست قیامتکدهٔ گردش حالم
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۸ بعد کشتن نیز پنهان نیست داغ بسملم
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۹ به این طاقت نمیدانم چه خواهد بود انجامم
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۰ چنین ز شرم که گردید سرنگون جامم
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۱ دوری بزمت در غم و شادی، گر کند این می قسمت جامم
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۲ نشد از سعی تمکین وحشتی آسودگی رامم
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۳ چندین مژه بنشست رگ خواب به چشمم
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۴ از عزت و خواری نه امید است نه بیمم
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۵ شکوه فقر ملک بینیازی کرد تسلیمم
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۶ تا کی ستم کند سر بیمغز بر تنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۷ در تجرد تهمتی دیگر ندوزی بر تنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۸ دیدهای داری چه میپرسی ز جیب و دامنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۹ شرار کاغذ فرصت کمینم
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۰ برون دل نتوان یافت گرد جولانم
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۱ به سودای بهار جلوهات عمریستگریانم
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۲ به نقش سخت روییهای مردم بسکه حیرانم
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۳ ز صد ابرام بیش است انفعال چشم حیرانم
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۴ نی قابل سودم نه سزاوار زیانم
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۵ هر چند درین مرحله بی تاب و توانم
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۶ باز دل مست نواییست که من میدانم
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۷ دلیل کاروان اشکم آه سرد رامانم
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۸ نه فکر غنچه نی اندیشهٔ گل میکند شبنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۹ اگردریا نگیرد خرده بر بیش و کم شبنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۰ دل را به یاد روی کسی یاد میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۱ آمدم طرح بهار تازهای انشا کنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۲ وحشتی کو تا وداع اینهمه غوغا کنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۳ چون سپند اظهار مطلب ازکجا پیداکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۴ کو فضایی که نفس را ز دل آزاد کنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۵ باده ندارم که به ساغرکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ بهکمین دعوی هستیام که چو شمعش از نظر افکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۷ بعد ازین از صحبت این دیو مردم رم کنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۸ زان پری چون شیشه تا کی شکوهای خالی کنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۹ ای طرب وجدی که باز آغوش گل وامیکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۰ بعد ازین در گوشهٔ دل چون نفس جا میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۱ گاهی به ناله گه به تپش گرد میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۲ شمعسان چشمی کز اشکِ آتشین تر میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۳ چیزی از خود هر قدم زیر قدم گم میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۴ چون شرار کاغذ امشب عیش خرمن میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۵ بس که در شغل ندامت روز و شب جان میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۶ زندگی را از قد خم عبرت آگه میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۷ دل را به مستی از من و ما ساده میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۸ دعوت تنزیه حسن بیمثالی میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۹ صفحهٔ هستی شرر تاراج آهی میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۰ باز بیتابانه ایجاد نوایی میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۱ عمرها شد از ادب موج گهر در دامنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۲ ادب سرشتهٔ عجزم مپرس از آیینم
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۳ بی دستگاهیی بود چون شمع در کمینم
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۴ ز نور عالم امکان گر انتخاب گزینم
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۵ تا چند ز غفلت طرب اندیش نشینم
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۶ کر شدم تا چند شور حق و باطل بشنوم
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۷ از انفعال عشرت موهوم آگهم
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۸ پرواز بی نشانی دارد دماغ جاهم
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۹ به هر طرف که هوای سفر شکست کلاهم
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۰ چون خامه از ضعیفی افلاک دستگاهم
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۱ صید کمند شوقیست از مهر تا به ما هم
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۲ کباب عافیتم بیدماغ افسر جاهم
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۳ وقت استکنیمگریه با هم
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۴ ز دل چون غنچه یک چاک گریبانگیر میخواهم
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۵ شب وصل است از بخت اندکی توقیر میخواهم
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۶ آه دود آختهای میخواهم
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۷ ای نرگست حیاکدهٔ صلح و جنگ هم
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۸ در جیب غنچه بوی بهار است و رنگ هم
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۹ خوشا عهدی که غم کوس تسلی میزد و دل هم
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۰ نه تنها ناامید وصل یارم دورم از دل هم
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۱ سر خوش آن نرگس مستانهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۲ منم آن نشئهٔ فطرت که خمستان قدیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۳ نه خط شناس امیدم نه درس محرم بیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۴ به رنگ خامه ز بس ناتوانی اجزایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۵ پروانه شوم یا پر طاووس گشایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۶ تا حسرت سر منزل او برد ز جایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۷ نه وحدت سرایم نهکثرت نوایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۸ با عشق نه نامیست نه ننگم که برآیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۹ رنگ پر ریختهٔ الفت گلزار توایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۰ چون سبحه یک دو روز که با هم نشستهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۱ بر سینه داغهای تمنا نوشتهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۲ سطری اگر ز وضع جهان وانوشتهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۳ چون قلم راه تجرد بسکه تنها رفتهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۴ گر در هوای او قدمی پیش رفتهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۵ چون غنچه در خیال تو هرگاه رفتهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۶ یکدم آسایش به صد ابرام پیدا کردهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۷ دیدهٔ انتظار را دام امید کردهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۸ با کف خاکستری سودای اخگر کردهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۹ دور هستی پیش از گامی تمامش کردهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۰ نشنیده حرف چند که ما گوش کردهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۱ در جگر صد رنگ توفان کردهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۲ نسخهٔ هیچیم، وهمی از عدم آوردهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۳ صبح است و ما دماغ تمنا رساندهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۴ از زندگی به جز غم فردا نماندهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۵ زین صفر کز عدم در هستی گشودهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۶ یاران نه در چمن نه بهباغی رسیدهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۷ پایمالیم و فارغ ازگلهایم
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۸ به ذوق سجدهٔ باز از عدم گلباز میآیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۹ عمریست در نظرها اشک عرق نقابیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۰ سایهوار از نارسایان جهان غربتیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۱ هیچ میدانی مآل خود چرا نشناختیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۲ حسرتی در دل نماند از بسکه ما واسوختیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۳ یاد آن فرصت که ما هم عذر لنگی داشتیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۴ یاد آن فرصت که عیش رایگانی داشتیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۵ جبههٔ فکر ز خجلت عرق افشان کردیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۶ دیده را باز به دیدار که حیران کردیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۷ دوشکز دود جگر طرح شببشانکردیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۸ از چاک گریبان به دلی راه نکردیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۹ چشم پوشیدیم و برما و من استغنا زدیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۰ بیتکلف گرگدا گشتیم و گر سلطان شدیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۱ قابل بار امانتها مگو آسان شدیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۲ عشق هویی زد به صد مستی جنون باز آمدیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۳ فرصتکمین پرواز چون نالهٔ سپندیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۴ تا سایه صفت آینه از زنگ زدودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۵ جز حیرت ازین مزرعه خرمن ننمودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۶ خاک نمیم امروز دی محو یاد بودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۷ درکارگاه تحقیق غیر از عدم نبودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۸ جغد ویرانهٔ خیال خودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۹ چون نگه عمریست داغ چشم حیران خودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۰ خلوتپرست گوشهٔ حیرانی خودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۱ عزت کلاه بی سر و سامانی خودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۲ سودیم سراپا و به پایی نرسیدیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۳ صد شکرکه جز عجز گیاهی ندمیدیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۴ برکاغذ آتش زده هر چند سواریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۵ عمرها شد عرق از هستی مبهم داریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۶ تا خامهوار خود را از سعی وا نداریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۷ تا چند به هر مرده و بیمار بگریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۸ وقتست کنم شور جنون عام و بگریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۹ فریاد کز توهم نامحرم حضوریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۰ خیز کز درس دویی سر خط عاری گیریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۱ پیمانهٔ غناکدهٔ بیمثالیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۲ از کمال سرکشی عاجزترین عالمیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۳ بی شبهه نیست هستی از بسکه ناتوانیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۴ در رهت نا رفته از خود هر طرف سر میزنیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۵ صبح تمنا دمید، دل چمنستان کنیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۶ به هرجا رفتهام از خویشتن راه تو میپویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۷ فسردن نیست ممکن دست بردارد ز پهلویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۸ نه لفظ از پرده میجوشد نه معنی میدهد رویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۹ بهکنج نیستی عمریست جای خویش میجویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۰ شررواری ز فرصت رو نمای خویش میجویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۱ حرفم همه از مغز است از پوست نمیگویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۲ شکوهٔ اسباب چند، دل به رمیدن دهیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۳ اسمیم بیمسمی دیگر چه وانماییم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۴ بیگانه وضعیم یا آشناییم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۵ چون کاغذ آتشزده مهمان بقاییم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۶ دل حیرت آفرین است هر سو نظرگشاییم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۷ عمریست بهصحرای طلب عجز دراییم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۸ گر ما گوییم، ماکجاییم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۹ شکست رنگ که بود آبیار این گلشن
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۰ صفای دل به چراغ بقا دهد روغن
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۱ عمرها در پرده بود اسرار وهم ما و من
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۲ آخر از بار تعلقهای اسباب جهان
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۳ بر آن سرم کز جنون نمایم بلند و پست خیال یکسان
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۴ بستهام چشم امید از الفت اهل جهان
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۵ بعد مردن از غبارم کیست تا یابد نشان
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۶ تا بگذرم به صد سر و گردن ز آسمان
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۷ در شکوه صافدل ندهد رخصت زبان
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۸ زهی به شوخی بهار نازت شکسته رنگ غرور امکان
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۹ سخت جانی هرکجا آید به عرض امتحان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۰ صورت اظهار معنی نیست محتاج بیان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۱ گشاد چشمی نشد نصیبم به سیر نیرنگ این دبستان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۲ وارستگی ز حسن دگر میدهد نشان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۳ گرچه جز ذکرت نمیگنجد حدیثی در زبان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۴ کرد حرف بینشانم عالمی را تر زبان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۵ ای التفات نام تو گیرایی زبان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۶ تا کی غرور انجمن آرایی زبان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۷ از سعی ما نیامد جز زور درگریبان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۸ خداست حاصل خدمت گزین درویشان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۹ ازتب شوق که دارد اینقدر تاب استخوان
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۰ عرقها دارد آن شمع حیا لیک از نظر پنهان
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۱ غرور خودنمایی تا کنیم از یکدگر پنهان
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۲ ای حاجتت دلیل به ادبار زیستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۳ سجدهٔ خواریست آب رو پی نان ریختن
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۴ سر به زیر تیغ و پا بر خار باید تاختن
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۵ میروم هر جا به ذوق عافیت اندوختن
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۶ ما و نگاه شرمگین از تک و تاز دوختن
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۷ تا تب عشق آتشم را داد سر در سوختن
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۸ کس چو شمع من نبودهست آشنای سوختن
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۹ زان تغافلگر چرا ناشاد باید زیستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۰ گر به این ساز است دور از وصل جانان زیستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۱ آینهٔ وصل چیست، حیرتی آراستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۲ به وادیی که فروشد غبار ما ننشستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۳ صفا گل کردهای تا کی غبار رنگ نشکستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۴ خوش عشرت است دمبدم از غمگریستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۵ داغم ز ابر دیده به شبنم گریستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۶ هر چند نیست بیسبب از غمگریستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۷ آگهی تا کی کند روشن چراغ خویشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۸ آفت است اینجا مباش ایمن ز سر برداشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۹ تا به کی چون شمع باید تاج زر برداشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۰ کار آسانی مدان تاج کمر برداشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۱ پیرگشتم چند رنج آب وگل برداشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۲ منفعل خلق را ناز صنم داشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۳ پُر ملاف از جوهر باریک بینی داشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۴ به خود داری فسردن گرم کردی جای بگذشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۵ چو موجگوهر ازین بحر بیتعب نگذشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۶ از جوان حسن سلوک پیر نتوان یافتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۷ عجز ما جولانگر تدبیر نتوان یافتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۸ بر خط ترک طلب گر راه خواهی یافتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۹ از نالهٔ دل ما تا کی رمیده رفتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۰ یاد ابروی کجی زد به دل ما ناخن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۱ اشکم ز بیقراری زد بر دَرِ چکیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۲ روانی نیست محو جلوه را بیآبگردیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۳ آه ناکام چه مقدار توان خون خوردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۴ به خود پیچیدهام نالیدنم نتوان گمان بردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۵ جایی که بود پیش بری پیش نبردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۶ در این محفل ندارد یمن راحت چشم واکردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۷ ندارد موج جز طومار رمز بحر وا کردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۸ خوشا ذوق فنا و وحشت ساز شرر کردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۹ دل روشن چه لازم تیره از عرض هنر کردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۰ بی سیر عبرتی نیست ترک حیا نکردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۱ اگر مشت غبار خود پریشان میتوانکردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۲ به دل گر یک شرر شوق تو پنهان میتوان کردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۳ چقدر بهار دارد سوی دل نگاه کردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۴ دمی ز عبرت اگر خم کند حیا گردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۵ گر به خون مشتاقان تیغ او کشد گردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۶ از خود سری مچینید ادبار تا بهگردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۷ با ما نساخت آخر ذوق شراب خوردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۸ چه دارد این گیر و دار هستی گداز صد نام و ننگ خوردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۹ چه بود سر و کار غلط سبقان در علم و عمل به فسانه زدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۰ نسزد زجوهرفطرتت به جنون شبهه وشک زدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۱ گر حنا بر خاک پایت جبهه ساخواهد شدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۲ موج خونم هر قدر توفان نما خواهد شدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۳ گر به این واماندگی مطلق عنان خواهم شدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۴ همعنان آهم، آشوبِ جهان خواهم شدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۵ رساند عمر به جایی دل از وفا کندن
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۶ تا چند به عیب من وما چشمگشودن
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۷ خلقیست غافل اینجا از کشتن و درودن
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۸ غنیمت گیر چون آیینه محو شان خود بودن
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۹ دل را به باد دادیم آه از نظر گشودن
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۰ ظلم است به تشویشِ دل اقبال نمودن
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۱ آن عجز شهیدم که به صد رنگ تپیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۲ به مطلب میرساند وحشت از آفاق ورزبدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۳ چون ربشه در این باغ به افسون دمیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۴ درس کمال خود گیر از ناله سر کشیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۵ دل چیست که بی روی تو از درد تپیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۶ ما را ز بار هستی تاکی غم خمیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۷ مجو از نالهام تاب نفس در سینه دزدیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۸ ندارد ساز صحبتها بساط عافیت چیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۹ پریشان کرد چون خاموشیام آواز گردیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۰ سراغ دل نخواهی از من دیوانه پرسیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۱ رسانده است به آن انجمن ز ما نرسیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۲ آسان مکن تصور بار مغان کشیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۳ از چرخ بار منت تا کی توان کشیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۴ صبح است ازین مرحلهٔ یاس به در زن
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۵ بر شیشه خانهٔ دل افسرده سنگ زن
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۶ بر حیرت اوضاع جهان یک مژه خم زن
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۷ بیا ایگرد راهت خرمن حسن
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۸ اگر حسرت پرستی خدمت ترک تمنا کن
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۹ به سعی بینشانی آنسوی امکان رهی واکن
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۰ هوس ها میدمد زین باغ جوش گل تماشا کن
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۱ دل گر نه داغ عشق فروزد کباب کن
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۲ از دیده سراغ دل دیوانه طلب کن
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۳ حیا را دستگاه خودپسندیهای طاقت کن
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۴ قد خم گشته را تا میتوانی وقف طاعت کن
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۵ به تماشای این چمن در مژگان فراز کن
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۶ از خاک یک دو پایه فروتر نزول کن
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۷ غم تلاش مخور عجز را مقدمکن
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۸ از خودآرایی بهجنس جاودان لنگر مکن
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۹ ای به عشرت متهم سامان درد سر مکن
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۰ ترشح مایهای ناز دلی را محو احسانکن
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۱ ز پابوسش بهار عشرت جاوید سامانکن
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۲ دل پیش نظر گیر سر و برگ نمو کن
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۳ سرمایهٔ اظهار بقا هیچکسی کن
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۴ صف حرص و هوا در هم شکستی کجکلاهی کن
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۵ رهت سنگی ندارد ای شرر وجد رهایی کن
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۶ در جنون جوش سویدا تنگ دارد جای من
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۷ آزادی آخر بد باخت با من
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۸ چون صبح نخندد ز قبایم غم دامن
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۹ نشاند عجزم بر آستانی که محوم از جیب تا به دامن
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۰ عرق دارد عنان احتیاج بینقاب من
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۱ محیط جلوهٔ او موج خیز است از سراب من
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۲ به وهم این و آن خون شد دل غفلتپرست من
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۳ ز شوخی تا قدح میگیرد آن بیدار مست من
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۴ گلفزوش از پرتو شمع من است این انجمن
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۵ جانکنیها چیده هستی تا عدم بنیاد من
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۶ تمثال فنایم چه نشان؟ کو اثر من
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۷ خار خار کیست در طبع الم تخمیر من
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۸ زین شکر که تا کوی تو شد راهبر من
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۹ درین وادی که مییابد سراغ اعتبار من
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۰ ز بس محو است نقش آرزوها در کنار من
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۱ سوخته لالهزار من رفته گل از کنار من
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۲ نیامد کوشش بیحاصل گردون به کار من
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۳ به این حیرت اگر باشد خروشی ناگزیر من
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۴ به پهلو ناوک درد که دارد گوشهگیر من
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۵ هویی کشید کلک قیامت صریر من
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۶ تب و تاب اشک چکیدهامکه رسد به معنی راز من
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۷ چون شمع تا چکیدن اشکست ساز من
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۸ حیرت آهنگم که میفهمد زبان راز من
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۹ گل نشو و نما چندان شکست یأس چید از من
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۰ بینشان حسنیکه درس جلوه میخواند ز من
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۱ خم قامت نبرد ابرام طبع سختکوش من
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۲ بههر جا پرتو حسنت برافروزد چراغ من
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۳ ز خودداری نفس میزد تب و تاب چراغ من
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۴ بسکه ناموس وفا داردکمین حال من
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۵ همچو بوی گل ز بس بیپرده است احوال من
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۶ آه! با مقصد تسلیم نپیوستم من
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۷ چنین کشتهٔ حسرت کیستم من؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۸ بگذشت ز خاکم بت گل پیرهن من
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۹ تا فلک بر باد ناکامی دهد تسکین من
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۰ گلی که کس نشد آیینهاش مقابل او من
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۱ ز رهِ هوس، به تو کی رسم؟ نفسی ز خود نرمیده من
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۲ بعد مردن گر همین داغست وحشتزای من
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۳ چونگهر هر چند بر دریا تند غوغای من
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۴ در خور گل کردن فقرست استغنای من
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۵ دهر، توفان دارد از طبع جنون پیمای من
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۶ شمع صفت دیدنیست عجز جنون زای من
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۷ گرد وحشت بسکه بر هم چیده است اجزای من
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۸ دوری مقصد دمید از سرکشیدنهای من
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۹ سوخت چون موج گهر بال تپیدنهای من
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۰ فلک نبست ره صبح لاابالی من
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۱ انفعال باطن خاموش دارد بوی خون
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۲ ببینم تاکیام آرَد جنون زین دامگه بیرون
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۳ جنون ما بیابانهاست از آوارگی بیرون
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۴ ز پرده آیی اگر از قبای تنگ برون
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۵ گر ز بزم، آن بت ساقی لقب آید بیرون
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۶ ای اثرهای خرامت چشم حیران درکمین
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۷ بهکنج ابروی دلدار خال فتنه کمین
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۸ بیسراغی نیست گرد هستی وحشت کمین
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۹ شکست حادثه بر ما نیافت دست کمین
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۰ نیست ممکن واژگونیهای طالع بیش ازین
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۱ نفس عمارت دل دارد و شکستنش است این
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۲ فلک چه نقشکشد صرف بند و بست جبین
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۳ چون هلالم بیخم تسلیم آن اختر جبین
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۴ ز سجده بیخبری تا کی انفعال جبین
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۵ دست جرأت دیدم آخر مغتنم در آستین
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۶ گرگدا دست طمع دزدد ز هم در آستین
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۷ سر طرهای به هوا فشان ختنی ز مشکتر آفرین
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۸ خواه غفلتپیشگی کن خواه آگاهی گزین
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۹ تا به کی باشی قفسفرسودهٔ شان نگین
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۰ گر قناعت را توانی داد سامان نگین
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۱ پر نارساست سعی تحیرکمند او
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۲ به این موهومیام یا رب که کرد آیینهدار او؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۳ لباس کعبه پوشید از خط مشکین عذار او
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۴ گر از موج گهر نشنیدهای رمز خروش او
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۵ من سنگدل چه اثر برم زحضور ذکر دوام او
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۶ نقاش تاکشد اثر ناتوان او
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۷ کو عبرت آگهی که به تحقیق راه او
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۸ هر چند دورم از چمن جلوهگاه او
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۹ منفعلم برکه برم حاجت خویش از برتو
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۰ ای ز عنایت آشکار شخص تو و مثال تو
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۱ باز چو صبح کردهام تحفهٔ بارگاه تو
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۲ نمیگویم به عشرتگاه مجنون جهد پیمارو
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۳ به پیری هم نیام غافل ز عشق آنکمان ابرو
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۴ مه نو مینماید امشبم از آسمان ابرو
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۵ بس رشک قامت او سوخت سر تا پای سرو
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۶ بس که یادِ قامتت بر باد داد اجزای سرو
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۷ ای بسمل طلب پی خون چکیده رو
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۸ ای بیخبر به درد دل ما رسیده رو
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۹ همچون نفس به آینهٔ دل رسیده رو
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۰ نامنفعلی گریه کن و چون مژه تر شو
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۱ ای پرفشان گرد نفس چندی شرار سنگ شو
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۲ نمیگویم قیامت جوش زن یا شور توفان شو
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۳ کجایی ای جنون، ویرانهات کو
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۴ ما غربت آشیانیم ای بلبلان وطن کو
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۵ ای فکر نازکت را شبهت کمینی از مو
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۶ این قلمرو اندوه کارگاه راحت نیست
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۷ از بسکه ضعف طاقت بوسید روی زانو
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۸ بر شعله تا چند نازیدنکاه
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۹ بسکه میجوشد ازین دریای حسرت حب جاه
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۰ در شکنج عزتند ارباب جاه
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۱ عالم و این تردماغیهای جاه
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۲ گر نفس چیند به این فرصت بساط دستگاه
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۳ ننگ دنیا برندارد همت معنی نگاه
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۴ بسکه ما را بر آن لقاست نگاه
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۵ تار پیراهن حیاست نگاه
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۶ تا به شوخی نکشد زمزمهٔ ساز نگاه
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۷ گر دهد رنگ تماشای تو پرواز نگاه
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۸ در محیطیکز فلک طرح حباب انداخته
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۹ ای به اوج قدس فرش آستان انداخته
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۰ چیست گردون کاینقدر در خلق غوغا ریخته
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۱ به دست تیغ تو تا خون من حنا بسته
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۲ به تو نقش صحبت ما، چقدر بجا نشسته
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۳ به غبار این بیابان نه نشان پا نشسته
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۴ غبار خط زلعل او به رنگی سر برآورده
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۵ نپنداری همین روز و شب از هم سر برآورده
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۶ غبارم برنمیخیزد ازین صحرای خوابیده
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۷ ندیدم در غبار و دود این صحرای خوابیده
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۸ به رشتهات اثر وهم مدعاست گره
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۹ هزار نغمه بهساز شکست ماستگره
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۰ زین چمن درکف ندارد غنچهٔ دل جز گره
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۱ نیست خاموشی به کار شمع محفل جزگره
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۲ وهم شهرت بهانهایم همه
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۳ برآرد گَرَم آتش دل زبانه
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۴ پری می فشان ای تعلق بهانه
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۵ پرتوت هر جا بپردازدکنار آینه
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۶ بوی وصلی هست در رنگ بهار آینه
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۷ زد عرق پیمانه حسنی ساغر اندر آینه
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۸ نیست محروم تماشا جوهر اندر آینه
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۹ ای تماشایت چمنپرور به چشم آینه
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۰ حیرت حسن که زد نشتر به چشم آینه
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۱ امروزکیست مست تماشای آینه
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۲ خلقیست محو خود به تماشای آینه
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۳ نه با صحرا سری دارم نه باگلزار سودایی
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۴ ای نفس مایه درین عرصه چه پرداختهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۵ این چه طاووسی نازست که اندوختهای؟
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۶ به غبار عالم جستجو ز چه یاس خسته نشستهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۷ چون صبح دارم از چمنی رنگ جستهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۸ یک تار موگر از سر دنیا گذشتهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۹ کیسه پرداز خیال شادی و غم رفتهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۰ گر بهگردون میکشی گردن و گر در سجدهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۱ گر همه رفتی چو ماه از چرخ برتر سجدهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۲ ای امل آواره فرصت را چه رسوا کردهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۳ افسانهٔ وفایی اگر گوش کردهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۴ خشم را آیینه پرداز ترحم کردهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۵ به وحشت نگاهی چه خو کردهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۶ دور از بساط وصل تو ماییم و دیدهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۷ شده عمرها که نشاندهام به کمین اشک چکیدهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۸ ماییم و گرد هستی حرمان دمیدهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۹ کجا خلوت و انجمن دیدهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۰ بر اوج بینیازی اگر وارسیدهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۱ داد عجز ما ندهد سعی هیچ مشغلهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۲ بیتو دل در سینهام دارد جنون افسانهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۳ ای لعبت تحیر! نور چه آفتابی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۴ عرق ربز خجالت میگدازد سعی بیتابی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۵ آه که با دلم نبست عهد وفاق الفتی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۶ رفتی چو می از ساغر و دیگر ننشستی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۷ در پردهٔ هر رنگ کمین کرده شکستی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۸ عبث ای دشمن تحقیق دل از وسوسه خستی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۹ مژهواری ز خواب ناز جستی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۰ مژهواری ز خواب ناز جستی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۱ نه اینجا سبحه ره دارد نه زنار
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۲ چه میشدگر نمیزد اینقدر رنج نفس هستی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۳ یاد باد آن کز تبسم فیض عامی داشتی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۴ به ذوق عافیت ای ناله تا کی در جگر پیچی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۵ گر ازگوهر کمر سازی وگر دستار زر پیچی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۶ جهدکن تا نروی بر اثر نیک و بدی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۷ کیستم من نفس سوختهٔ منجمدی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۸ چه دارم در نفس جز شور عمر رفته از یادی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۹ کهام من شخص نومیدی سرشتی عبرت ایجادی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۰ گر درین قحط سرایت نکند نان مددی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۱ نه نفس تربیتم کرد و نه دامان مددی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۲ خوش آن ساعت که چون تمثال از آیینهٔ فردی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۳ غبارم میکشد محمل به دوش نالهٔ دردی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۴ نیاز جلوه دارم حیرت آیینه پروردی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۵ عبث چون چشم قربانی وبال مرد و زن بردی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۶ اگر با پای سروی سعی آهم رهبری کردی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۷ خیالت هر کجا تمهید راحتپروری کردی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۸ برخود مشکن تا همه تن رنگ نگردی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۹ که کشید دامن فطرتت که به سیر ما و من آمدی
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۰ توبا این پنجهٔ نازک چه لازم رنگها بندی
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۱ درین محفلکه پیدا نیست رنگ حسن مقصودی
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۲ مکش رنج تأمل گر زیان خواهی و گر سودی
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۳ نفس در طلب سوختی دل ندیدی
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۴ به مکتب هوس از کیف و کم چه فهمیدی
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۵ آفت ایجاد است طبع از دستگاه خود سری
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۶ بی خبر از خود مگذر، جانب دل هم نظری
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۷ تا کجا آن جلوه در دلها کشد میدان سری
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۸ دوستان این خاکدان چون من ندارد دیگری
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۹ عالمی بر باد رفت از سعی بیپا و سری
- غزل شمارهٔ ۲۶۹۰ مزد تلاشم به رهت دیده ندارد گهری
- غزل شمارهٔ ۲۶۹۱ ای سعی نگون، زین دشت، در سر چه هوا داری
- غزل شمارهٔ ۲۶۹۲ به جلوهٔ تو نگه را ز حیرت اظهاری
- غزل شمارهٔ ۲۶۹۳ به یأس هم نپسندید ننگ بیکاری
- غزل شمارهٔ ۲۶۹۴ خطاپرست مباش ای ز راستی عاری
- غزل شمارهٔ ۲۶۹۵ دمی که عجز شود دستگاه بیکاری
- غزل شمارهٔ ۲۶۹۶ به این تمکین خرامت فتنه در خوابست پنداری
- غزل شمارهٔ ۲۶۹۷ قدح از شوق لعلت چشم بیخوابست پنداری
- غزل شمارهٔ ۲۶۹۸ ای گشاد و بست مژگانت معمای پری
- غزل شمارهٔ ۲۶۹۹ آسوده است شوق ز دل پیش نگذری
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۰ دلدار قدح برکف، ما مرده ز مخموری
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۱ سرشکم صد سحر خندید و پیدا نیست تاثیری
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۲ فریبم میدهد آسودگی ای شوق تدبیری
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۳ بیحاصلیام بست به گردن خم پیری
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۴ مژه بهم نزنی آینه به زنگ نگیری
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۵ به یمن سبقت جهد از هزار قافله گیری
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۶ حریف مشرب قمری نهای طاووسی نازی
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۷ غبار هوش توفان دارد ای مستی جنون تازی
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۸ نمیباشد دل مایوس بیکیفیت نازی
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۹ به گلزاری که آن شوخ پریپیکر کند بازی
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۰ تبسم از لبت چون موج در گوهر کند بازی
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۱ درین مکتب که باز آن طفل بازیگر کند بازی
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۲ گرفتم شوخیت با شورصد محشرکند بازی
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۳ من و دیوانهخو طفلی که هر جا سر کند بازی
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۴ نگه از مستی چشم تو با ساغر کند بازی
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۵ الهی سخت بیبرگم به ساز طاعتاندوزی
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۶ چه دولت است نشاط تجدد اندوزی
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۷ مشکل از هرزه دوی جز به تب و تاب رسی
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۸ چه غافلی که ز من نام دوست میپرسی
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۹ پیرو تسلیم باش آخر به جایی میرسی
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۰ خوشست از دور نذر محفل همصحبتان بوسی
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۱ کهام من از نصیب عالم اظهار مأیوسی
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۲ که دم زند ز من و مادمی که ما تو نباشی
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۳ چو قارون ته خاک اگر رفته باشی
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۴ ز چه ناز بال دعوی به فلک گشاده باشی
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۵ گریک مژه چون چشم فراهم شده باشی
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۶ ز نفس اگر دو روزی به بقا رسیده باشی
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۷ نبری گمان که یعنی به خدا رسیده باشی
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۸ تا چند ناز غازه و رنج حنا کشی
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۹ چه شد آستان حضور دل که تو رنج دیر و حرم کشی
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۰ می جام قناعت اگر بچشی المی ز جنون هوس نکشی
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۱ ازین نه منظر نیرنگ تا برتر زنم جوشی
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۲ تا چند کشد دل الم بیهده کوشی
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۳ خیالش بر نمیتابد شعور، ای بیخودی جوشی
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۴ به گرد سرمه خفتن تا کی از بیداد خاموشی
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۵ پوچست قماش تو به اظهار تلافی
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۶ ای شیخ به تدبیر امل بیهده حرفی
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۷ جهانکورانه دارد سعی نخجیری به تاریکی
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۸ چند پیچد بر من بیدست وپا افتادگی
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۹ بسکه گردید آبیار ما ز پا افتادگی
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۰ سجده بنیادی بساز ای جبهه با افتادگی
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۱ کرد شبنم را به خورشید آشنا افتادگی
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۲ عمر گذشت و همچنان داغ وفاست زندگی
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۳ بسکه بی روی تو خجلت کرد خرمن زندگی
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۴ جز عافیتم نیست به سودای تو ننگی
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۵ چو بویگل ز چه افسردگی مقید رنگی
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۶ دارد به من دلشده امشب سرجنگی
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۷ ز نیرنگ خیال طفل شوخ شعله در چنگی
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۸ ندارد ساز این محفل مخالف پرده آهنگی
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۹ باز آمد در چمن یاد از صفیر بلبلی
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۰ به ما و من غلو دارد دنی تا فطرت عالی
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۱ رمی، بیتابیی، تغییر رنگی، گردش حالی
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۲ ای هوش! سخت داغیست، یادِ بهارِ طفلی
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۳ چو من به دامگه عبرت او فتاده کمی
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۴ دیدهای داریم محو انتظار مقدمی
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۵ به وضع غربتم منظور بیتابیست آرامی
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۶ خطابم میکند امشب چمن در بار پیغامی
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۷ گر نیست در این میکدهها دور تمامی
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۸ شب چشم نیم مستش وا شد ز خواب نیمی
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۹ ز غرور شمع و رعونتش همهجاست آفت روشنی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۰ افتادهام به راهت چون اشک بیروانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۱ به دل دارم چو شمع از شعلههای آه سامانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۲ برداشتن دل ز جهان کرد گرانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۳ به عزم بسملم تیغ که دارد میل عریانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۴ تبسم قابل چاکی نشد ناموس عریانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۵ تنش را پیرهن چونگل دمید افسون عریانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۶ در آن محفل که الفت قابل زانوست پیشانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۷ درین حدیقه نهای قدردان حیرانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۸ ز بسکهکرد قصور نگاه مژگانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۹ ز پیراهن برون آ، بی شکوهی نیست عریانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۰ ز دستگاه مبر زحمت گرانجانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۱ ز عریانی جنون ما نشد مغرور سامانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۲ شهیدان وفا را درس دیداری ست پنهانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۳ عمریست همچو مژگان از درد ناتوانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۴ قدح پیمای زخمم در هوای آب پیکانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۵ مباش سایه صفت مردهٔ تن آسانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۶ نشد حجاب خیالم غبار جسمانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۷ نمیباشد چو من در کسوت تجرید عریانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۸ نمیدانم ز گلزارش چه گل چیدهست حیرانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۹ نمیگنجم به عالم بسکه از خود گشتهام فانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۰ ز استغنا نگشتی مایل فریاد قربانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۱ زین گلستان نیستم محتاج دامن چیدنی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۲ شرر کاغذی، آرایش دکان نکنی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۳ در دلی اما به قصد اشکم افسون میکنی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۴ به خاک ناامیدی نیست چون من خفته در خونی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۵ معراج ماست پستی، اقبال ما زبونی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۶ بازم به جنون زد هوس طرح زمینی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۷ به هستی از گداز انفعالم نیست تسکینی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۸ صد رنگ نقش بستیم در یاد گلجبینی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۹ اگر سیر زمین داری وگر افلاک میبینی
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۰ عمر سبک عنان کجاست از نظرم تو میروی
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۱ ای نم اشک هوس مایل مژگان نشوی
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۲ تا محرم طبیعت بلبل نمیشوی
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۳ به طبع مقبلان یاربکدورت را مده راهی
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۴ به شهرت زد اقبال خلق از تباهی
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۵ در دل زد خیال پرتو مهرت سحرگاهی
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۶ ما را نه غروریست نه فرّی نه کلاهی
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۷ اگر جانی وگر جسمی سراب مطلب مایی
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۸ چشم من بیتو طلسمی است بهم بسته ز عالم
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۹ برون تازست حسن بیمثال از گرد پیدایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۰ بهار است ای ادب مگذار از شوق تماشایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۱ به نمو سری ندارد گل باغ کبریایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۲ چو چینی شدم محو نازک ادایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۳ چه معنی بیانی چه لفظ آشنایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۴ حیرت قفسمکو اثر عجز و رسایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۵ در زندگی نگشتیم منظور آشنایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۶ در گرفتهست زمین تا به فلک بیسروپایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۷ درین ویرانه بیسعی قناعت وانشد جایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۸ ز خویش رفتهام اما نرفتهام جایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۹ شور گمگشتگیام زد به در رسوایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۰ عنانم گر نگیرد خاطر آیینه سیمایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۱ ماییم و دلی سرورق بی سر و پایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۲ نشد آیینه کیفیت ما ظاهر آرایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۳ نقش ما شد وبال یکتایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۴ چه لازم است درین عرصه عجز کیش برآیی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۵ دلت فسرد جنونی کز آشیانه برآیی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۶ سبکساریست هرگه در نظرها بیدرنگ آیی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۷ گه به رو میدوی و گاه به سر میآیی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۸ حبابت ساغر و با بحر توفان پیش میآیی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۹ ای که در دیر و حرم مست کرم میآیی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۰ بر هرگلی دمیدهست افسون آرزویی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۱ به ناقوسی دل امشب از جنون خوردهست پهلویی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۲ به وحشت برنمیآیم ز فکر چشم جادویی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۳ بهار آن دل که خون گردد به سودای گل رویی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۴ تمثال خیالیم چه زشتی چه نکویی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۵ محو بودم هر چه دیدم دوش دانستم تویی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۶ به عجز کوش ز نشو و نما چه میجویی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۷ چو محو عشق شدی رهنما چه میجویی