شمارهٔ ۲۹۸
به حکم ناز گهی غمزه را چو تیر بزن
بگو که تیغ نخستین برین اسیر بزن
شنیدهام که پر از تیر ترکشی داری
بیا و این همه را بر دل فقیر بزن
چنان مکن که کشد حسرت جفای توام
به تیغ اگر ننوازی مرا به تیر بزن
به حکم ناز گهی غمزه را چو تیر بزن
بگو که تیغ نخستین برین اسیر بزن
شنیدهام که پر از تیر ترکشی داری
بیا و این همه را بر دل فقیر بزن
چنان مکن که کشد حسرت جفای توام
به تیغ اگر ننوازی مرا به تیر بزن
ماخذ: گنجور · واقف لاہوری