شمارهٔ ۶۸

آن بت که هوای او بداندیش منست

مجروحم و غمزگان او نیش منست

آن مه که همیشه عشق او کیش منست

اینک چو مهی نشسته در پیش منست

ماخذ: گنجور · مسعود سعد سلمان