رباعیات
- شمارهٔ ۱ گرچه فلک از پیش برانده ست مرا
- شمارهٔ ۲ بر کار به جز زبان نمانده ست مرا
- شمارهٔ ۳ گر بند کند رای بلند تو مرا
- شمارهٔ ۴ گر زر گردیم می نجویی ما را
- شمارهٔ ۵ تا دیده ام آن لب گهر بار تو را
- شمارهٔ ۶ روزی بر من همی نیایی صنما
- شمارهٔ ۷ افکند دلم زمانه در زاریها
- شمارهٔ ۸ ای مدحت تو فرض و دگر نافلهها
- شمارهٔ ۹ خویش از پی من همی گریزد ملکا
- شمارهٔ ۱۰ هر شیر که بود مرغزاری شاها
- شمارهٔ ۱۱ عشق تو بلند و صبر من پست چرا
- شمارهٔ ۱۲ در حبس مرنج با چنین آهنها
- شمارهٔ ۱۳ می دانستم چو روز روشن صنما
- شمارهٔ ۱۴ قبله ست به دوستی ندای تو مرا
- شمارهٔ ۱۵ از مهر نکرد سایه کوی تو مرا
- شمارهٔ ۱۶ چون بار فلک بست به افسون ما را
- شمارهٔ ۱۷ بر آب روان بخت روانت ملکا
- شمارهٔ ۱۸ کس نتواند ز بد رهانید مرا
- شمارهٔ ۱۹ ای دوست به امّید خیالت هر شب
- شمارهٔ ۲۰ دانی تو که با بند گرانم یارب
- شمارهٔ ۲۱ دل در هوس تو بسته بودم همه شب
- شمارهٔ ۲۲ تفت این دل گرم از دم سردم همه شب
- شمارهٔ ۲۳ مهمان من آمد آن بت و کرد طرب
- شمارهٔ ۲۴ دیبا به رخی بتا و زیبا به سلب
- شمارهٔ ۲۵ ای روی تو و زلف تو روز اندر شب
- شمارهٔ ۲۶ چون آتش و آب از بدی پاکم و ناب
- شمارهٔ ۲۷ تن در غم هجر داده بودم همه شب
- شمارهٔ ۲۸ من غرقه ز خون دیده بودم همه شب
- شمارهٔ ۲۹ تا روزه حرام کرد بر لب می ناب
- شمارهٔ ۳۰ صالح تر و خشک شد ز تو دیده و لب
- شمارهٔ ۳۱ ز آن سوزد چشم تو و زآن ریزد آب
- شمارهٔ ۳۲ بودم صنما چو رفته هوشان همه شب
- شمارهٔ ۳۳ ساقی که به دست من دهد جام شراب
- شمارهٔ ۳۴ چون همت تو به حال من مقرونست
- شمارهٔ ۳۵ اول ز پی وصال روح افزایت
- شمارهٔ ۳۶ اشکم که زمین از نم او آغشتست
- شمارهٔ ۳۷ مار دو سر چهار چشم است ای دوست
- شمارهٔ ۳۸ امروز به شهر هست همنام تو بیست
- شمارهٔ ۳۹ بر روی دو زلفین بتابم زد دوست
- شمارهٔ ۴۰ مسعود ملک ملک نگهبان چو تو نیست
- شمارهٔ ۴۱ از وصلت آنکه همچو سوسنش تنست
- شمارهٔ ۴۲ آن را که تو در دلی خرد در سر اوست
- شمارهٔ ۴۳ در نعمت و مال اگر زبر دستی نیست
- شمارهٔ ۴۴ چشم ابرست و اشک ازو ژاله شدست
- شمارهٔ ۴۵ دوشم همه شب چنگ چو شمشیر بخست
- شمارهٔ ۴۶ بر جان منت جان رهی فرمانست
- شمارهٔ ۴۷ ای آنکه مرا قبله وثاق تو بسست
- شمارهٔ ۴۸ وصلش شادیست وز پسش زود غم است
- شمارهٔ ۴۹ آویخته در هوای جان آویزت
- شمارهٔ ۵۰ رویم ز غمت گونه خال تو گرفت
- شمارهٔ ۵۱ ای شاه ز بزم تو جهان را خبرست
- شمارهٔ ۵۲ گر نور فلک چو طبع ما گردد راست
- شمارهٔ ۵۳ طاهر که خطاب تو بر از نام تو نیست
- شمارهٔ ۵۴ با ما ثقت الملک هم آوازی نیست
- شمارهٔ ۵۵ چشم تو چو فتنه جهان سوزانست
- شمارهٔ ۵۶ شد صالح و از همه قیامت برخاست
- شمارهٔ ۵۷ اندر خور نعمت توام خدمت نیست
- شمارهٔ ۵۸ آن شیر که او به صید جز شیر نکشت
- شمارهٔ ۵۹ رنج دل رنج دیده جز دیده نجست
- شمارهٔ ۶۰ در ماه چه روشنی که در روی تو نیست
- شمارهٔ ۶۱ در فرقت آن کس که تن و جان تو اوست
- شمارهٔ ۶۲ از چرخ چو بر تو مهر فرزندی نیست
- شمارهٔ ۶۳ از حصن بلند دوزخ سرد مراست
- شمارهٔ ۶۴ خوی تو چو رخسار نکوی تو نکوست
- شمارهٔ ۶۵ آنی که زمان زمان مرا عشق تو بوست
- شمارهٔ ۶۶ تا من سر آن روی چو مه خواهم داشت
- شمارهٔ ۶۷ ای بازوی دولت آستینت ظفرست
- شمارهٔ ۶۸ آن بت که هوای او بداندیش منست
- شمارهٔ ۶۹ جویان وصال تو جدا از جانست
- شمارهٔ ۷۰ هر چند گنهکار است آخر علوی است
- شمارهٔ ۷۱ این طالع من یارب و این اختر چیست
- شمارهٔ ۷۲ تا تن به غم هجر تو نابود شده است
- شمارهٔ ۷۳ گر دورم از آن روی جهان آرایت
- شمارهٔ ۷۴ اشک من و رخسار تو همرنگ شده است
- شمارهٔ ۷۵ بادام دو چشم تو دلم زار بخست
- شمارهٔ ۷۶ گر شاه به من چو شیر دندان خایست
- شمارهٔ ۷۷ بر چرخ فتاده نور ایران ملکست
- شمارهٔ ۷۸ امروز جهان بهار از ایران ملکست
- شمارهٔ ۷۹ با من چو زمانه تیر در شست گرفت
- شمارهٔ ۸۰ آنی شاها که جز سخا کیش تو نیست
- شمارهٔ ۸۱ در بأس چو طاهر علی آهن نیست
- شمارهٔ ۸۲ تا بار غمت نهاده بر محمل ماست
- شمارهٔ ۸۳ هر جای که عشوه ایست پرورده توست
- شمارهٔ ۸۴ در شعر مرا نیک و بد چرخ یکی است
- شمارهٔ ۸۵ ای صدر جهان ناصر تو یزدان باد
- شمارهٔ ۸۶ آرام ز خویشتن جدا خواهم کرد
- شمارهٔ ۸۷ زین پس اگرم ضعیف تن خواهد بود
- شمارهٔ ۸۸ جان و دل و دین دست فراهم کردند
- شمارهٔ ۸۹ گیتی و فلک به کشتن من یارند
- شمارهٔ ۹۰ باز این تن مستمند زندانی شد
- شمارهٔ ۹۱ چون چرخ زهر چه بود درویشم کرد
- شمارهٔ ۹۲ در محنت شو خوش و مکن نعمت یاد
- شمارهٔ ۹۳ احسان خداوند به من بنده رسید
- شمارهٔ ۹۴ گر تو به سفر شدی نگارا شاید
- شمارهٔ ۹۵ از مال فلک برهنه چون شیرم کرد
- شمارهٔ ۹۶ چون بند تو بنده را همی پند بود
- شمارهٔ ۹۷ گر صبر کنم عمر همی باد شود
- شمارهٔ ۹۸ گر باد هوای کوی سرایت سپرد
- شمارهٔ ۹۹ تا این دل من تو را خریدار آمد
- شمارهٔ ۱۰۰ تا دل به هوای تو گرفتار آمد
- شمارهٔ ۱۰۱ سودای تو آتش دلم افزون کرد
- شمارهٔ ۱۰۲ کارم همه جز مهر تو دلجوی نبود
- شمارهٔ ۱۰۳ امّید وصال چون مرا بفریبد
- شمارهٔ ۱۰۴ هر مرد که لاف زد شدش مردی باد
- شمارهٔ ۱۰۵ ای دیده کشد همی ز بی خوابی درد
- شمارهٔ ۱۰۶ مونس همه شب خیال دلجوی تو بود
- شمارهٔ ۱۰۷ از باغ طرب گشت گل وصل پدید
- شمارهٔ ۱۰۸ با من در مهر گرم چون آتش بود
- شمارهٔ ۱۰۹ چون باره فتح تو به میدان تازد
- شمارهٔ ۱۱۰ بر عارض نو مشک همی افزاید
- شمارهٔ ۱۱۱ آنی که ز کبر ما نپسندی مهد
- شمارهٔ ۱۱۲ در بند تو ای شاه ملکشه باید
- شمارهٔ ۱۱۳ دل بیش کشد رنج چو دلبر دو شود
- شمارهٔ ۱۱۴ دوشم چو شب از بنفشه رویی ننمود
- شمارهٔ ۱۱۵ چون غنچه رهی راز تو در دل دارد
- شمارهٔ ۱۱۶ گوشم ز تو نشنود بتا جز همه سرد
- شمارهٔ ۱۱۷ تیری که بزد چرخ مرا پنهان زد
- شمارهٔ ۱۱۸ ای شاه جهان جهان شد از داد تو شاد
- شمارهٔ ۱۱۹ ای شاه شبانگاه تو شبگیر شود
- شمارهٔ ۱۲۰ تا چرخ مرا به چنگ عشق تو سپرد
- شمارهٔ ۱۲۱ هنگام گل ار به باغ بلبل نبود
- شمارهٔ ۱۲۲ هر گه که فلک دل مرا ریش کند
- شمارهٔ ۱۲۳ گردون همه در بند گرانم دارد
- شمارهٔ ۱۲۴ شاها ملکا همه ثناگوی تواند
- شمارهٔ ۱۲۵ گردون شرف و جاه در انگشت تو دید
- شمارهٔ ۱۲۶ شاها ملکا جهان به فرمان تو باد
- شمارهٔ ۱۲۷ آنی که جهانی ز تو سامان گیرد
- شمارهٔ ۱۲۸ بورشد رشید کز فلک ماه آورد
- شمارهٔ ۱۲۹ آن کوه گذار آهوی دشت نورد
- شمارهٔ ۱۳۰ چون موج سیاه روی هامون گیرد
- شمارهٔ ۱۳۱ خاک از رخم ار برو نهم زرد شود
- شمارهٔ ۱۳۲ تا دعوت دولت تو در گوشم شد
- شمارهٔ ۱۳۳ اول گردون ز رنج در تابم کرد
- شمارهٔ ۱۳۴ بر هم زده بود عشقت اسباب خرد
- شمارهٔ ۱۳۵ من شاهم و شاعران سواران منند
- شمارهٔ ۱۳۶ گر زر گردی جفا عیار تو بود
- شمارهٔ ۱۳۷ چون در چشمم ز حسن تو زیبی زد
- شمارهٔ ۱۳۸ رویی که چو او چرخ فلک ننگارد
- شمارهٔ ۱۳۹ چون روی هوا دوش به قیر اندودند
- شمارهٔ ۱۴۰ گر خون نشود قوت جانم که دهد
- شمارهٔ ۱۴۱ اندر ریشم همه خسک پاک برید
- شمارهٔ ۱۴۲ ترسم ما را ستارگان چشم کنند
- شمارهٔ ۱۴۳ چرخ فلک از قضا یکی پیکان زد
- شمارهٔ ۱۴۴ در هند کمال جود موجود آمد
- شمارهٔ ۱۴۵ چون بنشینند و مطربان بنشانند
- شمارهٔ ۱۴۶ آن را که ز بخت دستیاری باشد
- شمارهٔ ۱۴۷ در عشق تو جانم انده ناب خورد
- شمارهٔ ۱۴۸ آنان که سر نشاط عالم دارند
- شمارهٔ ۱۴۹ خون در تن من که اصل نیروست نماند
- شمارهٔ ۱۵۰ تا خط چو دود تو دل از من بربود
- شمارهٔ ۱۵۱ آن بت که دل مرا فرا چنگ آورد
- شمارهٔ ۱۵۲ با من فلک از خشم همی دندان زد
- شمارهٔ ۱۵۳ ای شاه فلک متابع کام تو باد
- شمارهٔ ۱۵۴ در باغ هنر تخم وفا کاشت خرد
- شمارهٔ ۱۵۵ صالح تن من ز عشق دامن بفشاند
- شمارهٔ ۱۵۶ در محنت شو خوش و مکن نعمت یاد
- شمارهٔ ۱۵۷ دیدار تو از نعمت دو جهان خوشتر
- شمارهٔ ۱۵۸ یک بوسه زدم بر لب و بر چشم دگر
- شمارهٔ ۱۵۹ ز اول به میان ما به هنگام کنار
- شمارهٔ ۱۶۰ هر ابر که بنگرم غباری شده گیر
- شمارهٔ ۱۶۱ خورشید رخ تو تافت بر سایه عمر
- شمارهٔ ۱۶۲ تعریف مرا عشق تو ای ساده شکر
- شمارهٔ ۱۶۳ سلطان ملک است در دل سلطان نور
- شمارهٔ ۱۶۴ چاه ز نخ تو ای دلارام پسر
- شمارهٔ ۱۶۵ یک چشم تو گر تباه گشت ای دلبر
- شمارهٔ ۱۶۶ ای روی تو آفتاب و من نیلوفر
- شمارهٔ ۱۶۷ آمد به وداعم آن نگار دلبر
- شمارهٔ ۱۶۸ ز اندیشه هجران و ز نادیدن یار
- شمارهٔ ۱۶۹ در عشق تو همچو ابر می گریم زار
- شمارهٔ ۱۷۰ ای پیل سوار خسرو شیر شکار
- شمارهٔ ۱۷۱ پیوست فلک با من پیکار دگر
- شمارهٔ ۱۷۲ این ابر چراست روز وشب چشم تو تر
- شمارهٔ ۱۷۳ اکنون که شدی به بتکده عاشق زار
- شمارهٔ ۱۷۴ مشکین کله تو گر شبست ای دلدار
- شمارهٔ ۱۷۵ نا رفته هنوز بوی شیرت ز شکر
- شمارهٔ ۱۷۶ تا دیده ام آن روی چو خورشید انور
- شمارهٔ ۱۷۷ اندیشه مکن به کارها در بسیار
- شمارهٔ ۱۷۸ ای مهر تو چون چهار طبع اندر خور
- شمارهٔ ۱۷۹ اندک اثر آبله بر دو رخ یار
- شمارهٔ ۱۸۰ در زندان تا کرد مرا گردون پیر
- شمارهٔ ۱۸۱ سلطان ملک ای عزیز فرزند پدر
- شمارهٔ ۱۸۲ چون پیرهنت گرفته ام تنگ به بر
- شمارهٔ ۱۸۳ از سنگم یا ز چیستم جان پدر
- شمارهٔ ۱۸۴ بر مرگ تو چون نمویم ای جان پدر
- شمارهٔ ۱۸۵ می گویمت ای سعادت ای نیک پسر
- شمارهٔ ۱۸۶ در غور فلک تعبیه ای ساخت چو ابر
- شمارهٔ ۱۸۷ گویی که هوا به زیر گردست امروز
- شمارهٔ ۱۸۸ عشقت کشتم که غم درودم شب و روز
- شمارهٔ ۱۸۹ ای فقر بخاست روز بازار تو خیز
- شمارهٔ ۱۹۰ ای شاه علاء دولت ملک افروز
- شمارهٔ ۱۹۱ چرخ از دم کون برنمی گردد باز
- شمارهٔ ۱۹۲ خورشید رخا وصل تو جویم همه روز
- شمارهٔ ۱۹۳ ای سود و زیان عمر فرسوده بترس
- شمارهٔ ۱۹۴ ای یار چو صبر هیچ یاری مشناس
- شمارهٔ ۱۹۵ از بخشش دست من ز سیم و زر پرس
- شمارهٔ ۱۹۶ مسعود که بود سعد سلمان پدرش
- شمارهٔ ۱۹۷ مسعود که بود سعد سلمان پدرش
- شمارهٔ ۱۹۸ تا از من می جهی چو دود از آتش
- شمارهٔ ۱۹۹ معشوقه دلم به آتش انباشت چو شمع
- شمارهٔ ۲۰۰ آتش به سرم همی فرو ریزد عشق
- شمارهٔ ۲۰۱ ای چرخ مدور خسیس بی باک
- شمارهٔ ۲۰۲ گردون نکشد کمال مسعود ملک
- شمارهٔ ۲۰۳ من همت باز دارم و کبر پلنگ
- شمارهٔ ۲۰۴ من چون دل لاله ام تو چون رنگ به رنگ
- شمارهٔ ۲۰۵ ای بدر شده من از غمان تو هلال
- شمارهٔ ۲۰۶ ای کلک ملک وصف تو گویم همه سال
- شمارهٔ ۲۰۷ عیبم که ز من زمانی ای مشکین خال
- شمارهٔ ۲۰۸ دل می ندهد که از تو بردارم دل
- شمارهٔ ۲۰۹ آن دل که نخواستت چه نامست آن دل
- شمارهٔ ۲۱۰ سرما چون شد ز دست صحرا شد گل
- شمارهٔ ۲۱۱ رویت بر من چنان که گل بر بلبل
- شمارهٔ ۲۱۲ نامد به کف آن زلف سمن مال به مال
- شمارهٔ ۲۱۳ بنگر که ز شاخ می چه گوید صلصل
- شمارهٔ ۲۱۴ چون روی بتان گشت به باغ اندر گل
- شمارهٔ ۲۱۵ خامش نشود همی ز غلغل بلبل
- شمارهٔ ۲۱۶ من ادهمم از خون دل ابرش گردم
- شمارهٔ ۲۱۷ در دولت شاه چون قوی شد رایم
- شمارهٔ ۲۱۸ غمهای تو از راندن خونها کارم
- شمارهٔ ۲۱۹ هر چند که این بند ز پای افکندم
- شمارهٔ ۲۲۰ من در عدم از جود تو موجود شدم
- شمارهٔ ۲۲۱ ای طبع بده ور ندهی بستانم
- شمارهٔ ۲۲۲ ای غمزه تو کآشفته بنیاد دلم
- شمارهٔ ۲۲۳ ای طبع چو آتش از تو بس خوشنودم
- شمارهٔ ۲۲۴ گر من برم از مردم بد سازم برم
- شمارهٔ ۲۲۵ جان و دل و دین به وصلت ای مهر صنم
- شمارهٔ ۲۲۶ ای زرین نام لعبت سیم اندام
- شمارهٔ ۲۲۷ تن کوبم و سرپیچم و بر روی زنم
- شمارهٔ ۲۲۸ جان هر ساعت ز کار زاری دهدم
- شمارهٔ ۲۲۹ من دوش که از هجر تو در تاب شدم
- شمارهٔ ۲۳۰ تا کی غم یار و درد فرزند کشم
- شمارهٔ ۲۳۱ هر روز همی فلک به تیری زندم
- شمارهٔ ۲۳۲ گفتم که تو بی وفایی ای نامردم
- شمارهٔ ۲۳۳ ای فاخته دل چو من به رویت نگرم
- شمارهٔ ۲۳۴ بر بسته شد از بستن ماتم دستم
- شمارهٔ ۲۳۵ سروی خواهم ز چرخ داری زندم
- شمارهٔ ۲۳۶ همچون قلمم ز بیخ کندی به ستم
- شمارهٔ ۲۳۷ چون پیش دل از هجر تو هنگامه نهم
- شمارهٔ ۲۳۸ ای سرو سپاه خسرو ای ماه حشم
- شمارهٔ ۲۳۹ ای کرده مرا به عشق گمراه تمام
- شمارهٔ ۲۴۰ جستم از توبه بی زبانی جستم
- شمارهٔ ۲۴۱ شب زار به جای بستر آتش ریزم
- شمارهٔ ۲۴۲ گفتم کایندل به داغ نام تو کنم
- شمارهٔ ۲۴۳ ای چرخ ز هر گزند رنج تو کشم
- شمارهٔ ۲۴۴ وصف لب رنگین تو از دل جویم
- شمارهٔ ۲۴۵ چون از گل روی تو بهاری رسدم
- شمارهٔ ۲۴۶ تا چنگ به مهر آن دلارام زدم
- شمارهٔ ۲۴۷ بر آتش اگر بی تو نخفتم خفتم
- شمارهٔ ۲۴۸ کوهی که بر او بلا ببارند منم
- شمارهٔ ۲۴۹ امروز ز هر دوست گزندی دارم
- شمارهٔ ۲۵۰ از عشق تو در چشم خرد میل زدم
- شمارهٔ ۲۵۱ بونصر من ار عاشق ایام توام
- شمارهٔ ۲۵۲ گفتم شکرت به خلق کیهان گویم
- شمارهٔ ۲۵۳ جز در غم عشق تو سفر می نکنم
- شمارهٔ ۲۵۴ من به الم ای صنم گرفتار نیم
- شمارهٔ ۲۵۵ گر تیز به روی خوب تو درنگرم
- شمارهٔ ۲۵۶ هر یک چندی به قلعه ای آرندم
- شمارهٔ ۲۵۷ صالح دل اگر به جای جامه بدرم
- شمارهٔ ۲۵۸ بر روی تو مهربان و دلسوز منم
- شمارهٔ ۲۵۹ گنجی که ز پیش آن بجستند منم
- شمارهٔ ۲۶۰ نه از همه خلق حق گزاری دارم
- شمارهٔ ۲۶۱ گر حور بود بدان که نازش نکشم
- شمارهٔ ۲۶۲ از آتش دل همیشه اندر تابم
- شمارهٔ ۲۶۳ ای دشمن و دوست مر تو را یک عالم
- شمارهٔ ۲۶۴ هرگه که به پیراهن تو درنگرم
- شمارهٔ ۲۶۵ دلخسته چشم ناوک انداز توام
- شمارهٔ ۲۶۶ در خواب گه از دل به شب آتش بیزم
- شمارهٔ ۲۶۷ شب ز انده تو همی نیاید خوابم
- شمارهٔ ۲۶۸ دانم که ز چرخ بخش بیرون نکنم
- شمارهٔ ۲۶۹ من دوش که از هجر تو در تاب شدم
- شمارهٔ ۲۷۰ از بند رحم ببند مهد افتادم
- شمارهٔ ۲۷۱ شه پندارد که ما خردمندانیم
- شمارهٔ ۲۷۲ در آرزوی بوی گل نوروزم
- شمارهٔ ۲۷۳ لرزان ز بلا چو برگ داند یارم
- شمارهٔ ۲۷۴ تا روز همه شب از هوس بیدارم
- شمارهٔ ۲۷۵ بر دیده خیال دوست بنگاشتهام
- شمارهٔ ۲۷۶ امروز در این حبس من آن ممتحنم
- شمارهٔ ۲۷۷ از دل بدم آتشی برانگیختهام
- شمارهٔ ۲۷۸ عمری بدو کف دو رخ نگارا خستم
- شمارهٔ ۲۷۹ گفتی خبرت کنم کسی بفرستم
- شمارهٔ ۲۸۰ آن مرد که در سخن جهانیست منم
- شمارهٔ ۲۸۱ هر جای که آتش نبردیست منم
- شمارهٔ ۲۸۲ هر جا که ز فضل پیشگاهی است منم
- شمارهٔ ۲۸۳ با ناله همی چو ابر بهمن گریم
- شمارهٔ ۲۸۴ از بلبل نالنده تر و زارترم
- شمارهٔ ۲۸۵ روزان و شبان در آن غم و تیمارم
- شمارهٔ ۲۸۶ ای جان جهان تا خبرت یافته ام
- شمارهٔ ۲۸۷ از خود به تو من بتا گمانها دارم
- شمارهٔ ۲۸۸ سیراب گلابی تو بر آتش خارم
- شمارهٔ ۲۸۹ از هر چه بگفته اند پندی دارم
- شمارهٔ ۲۹۰ من بستر برف و بالش یخ دارم
- شمارهٔ ۲۹۱ در تاریکی ز بس که می بنشینم
- شمارهٔ ۲۹۲ آنم که اگر به خلد جایی سازم
- شمارهٔ ۲۹۳ هر گه که تو را به رهگذاری بینم
- شمارهٔ ۲۹۴ دیده همه شب ز خواب خوش بردوزم
- شمارهٔ ۲۹۵ با خود گفتم که من عیال تو شدم
- شمارهٔ ۲۹۶ آنکو گوید هست قضا تیشه من
- شمارهٔ ۲۹۷ تا خسته دل مرا بریده ست ز تن
- شمارهٔ ۲۹۸ در سمجی چون توانم آرامیدن
- شمارهٔ ۲۹۹ هر شب که تو را نبینم ای شاخ سمن
- شمارهٔ ۳۰۰ چون گل ز غمت دریده ام پیراهن
- شمارهٔ ۳۰۱ سر کردمت ای نگار چون تو سر من
- شمارهٔ ۳۰۲ چنگم به چهار شاخ زد پیراهن
- شمارهٔ ۳۰۳ چون دانش بود مهربان دایه من
- شمارهٔ ۳۰۴ چشم و دهن آن صنم لاله رخان
- شمارهٔ ۳۰۵ با کس غم تو بیش نخواهم گفتم
- شمارهٔ ۳۰۶ این دیبه دو روی به کلک دو زبان
- شمارهٔ ۳۰۷ تا نسبت کرد اخوت شعر به من
- شمارهٔ ۳۰۸ آنکو دارد چو سیم و شر لب و تن
- شمارهٔ ۳۰۹ از چشم من ار سرشک بتوان رفتن
- شمارهٔ ۳۱۰ از کفر کشد زریر شیبانی کین
- شمارهٔ ۳۱۱ ای برتر من کرده هزاران احسان
- شمارهٔ ۳۱۲ در خدمت طاهر علی بارم جان
- شمارهٔ ۳۱۳ ایزد که همی کرد مرکب تن و جان
- شمارهٔ ۳۱۴ ای پای برنجن من ای بند گران
- شمارهٔ ۳۱۵ چون قمری زار زار می نالم من
- شمارهٔ ۳۱۶ ای شاه به بیشه عزم ناگاهان کن
- شمارهٔ ۳۱۷ زنده به تو مانده ام من ای جان جهان
- شمارهٔ ۳۱۸ انده چه خورم چراست اندر خوردن
- شمارهٔ ۳۱۹ صد بار به نیکی هنرم کرد ضمان
- شمارهٔ ۳۲۰ گر خسته شوم ز تیر پیکار تو من
- شمارهٔ ۳۲۱ نه روزم هیزم است و نه شب روغن
- شمارهٔ ۳۲۲ ای روز مرا جز شب دیجور مدان
- شمارهٔ ۳۲۳ کس را چو بنفشه سر فرو نارم من
- شمارهٔ ۳۲۴ از چنگ قضا همی چو نتوان جستن
- شمارهٔ ۳۲۵ گردنده چو روز نوبهاری با من
- شمارهٔ ۳۲۶ ای چون گل نوشکفته بر طرف چمن
- شمارهٔ ۳۲۷ چرخم چو بخواست کشت بی هیچ گمان
- شمارهٔ ۳۲۸ امروز منم تفته دل و رفته روان
- شمارهٔ ۳۲۹ بگشای چو گل به وعده راست دهن
- شمارهٔ ۳۳۰ مشک از سر زلفین تو بویم پس ازین
- شمارهٔ ۳۳۱ زاری و دعا کن به سحرگاه ای تن
- شمارهٔ ۳۳۲ دیدی که غلام داشتم چندان من
- شمارهٔ ۳۳۳ روزم تیره ست از آن رخ مهوش تو
- شمارهٔ ۳۳۴ دل بست شود چو سرفرازد با تو
- شمارهٔ ۳۳۵ آنی که بری دست نیازد با تو
- شمارهٔ ۳۳۶ هر جان که بود برتر از آن باشی تو
- شمارهٔ ۳۳۷ نورست ای ماه حسن سرمایه تو
- شمارهٔ ۳۳۸ ای نای تو را نقل و می روشن کو
- شمارهٔ ۳۳۹ ای شاه بترس از آنکه پرسند از تو
- شمارهٔ ۳۴۰ سلطان ملک اقبال عنان داد به تو
- شمارهٔ ۳۴۱ صالح پس ازین طرب نباید بی تو
- شمارهٔ ۳۴۲ ای شمع شدم به عشق پروانه تو
- شمارهٔ ۳۴۳ ای نای ندیده ام دلی شاد از تو
- شمارهٔ ۳۴۴ مادر که مرا بزاد زاد از پی تو
- شمارهٔ ۳۴۵ هرگز نرسد به لطف در مهر چو تو
- شمارهٔ ۳۴۶ خوردم همه زهر عشق تو شکر کو
- شمارهٔ ۳۴۷ روی و بر من تا بشدم از بر تو
- شمارهٔ ۳۴۸ از کوفتن پای تو و گشتن تو
- شمارهٔ ۳۴۹ با من به میان رسول باید با تو
- شمارهٔ ۳۵۰ ای ملک به دولت تو دارا گشته
- شمارهٔ ۳۵۱ آنی که ز فالها همه فال تو به
- شمارهٔ ۳۵۲ از هر جنسم چو شاه بگشادی راه
- شمارهٔ ۳۵۳ چندان داری ز حسن و خوبی مایه
- شمارهٔ ۳۵۴ هر چند که بر کوهم در شب ز اندوه
- شمارهٔ ۳۵۵ آمد بر من به چشمکان خواب زده
- شمارهٔ ۳۵۶ چون دولت تو جهان جوانست ای شاه
- شمارهٔ ۳۵۷ این خوشرویان که ایستادند همه
- شمارهٔ ۳۵۸ امروز منم چو ماری اندر سله ای
- شمارهٔ ۳۵۹ دانم که وفا ز دل برانداخته ای
- شمارهٔ ۳۶۰ ای ابر ز بحر تا هوایی شده ای
- شمارهٔ ۳۶۱ بر شعر مرا دلیست ای بار خدای
- شمارهٔ ۳۶۲ ای غم سختی تو ای دل از غم نرمی
- شمارهٔ ۳۶۳ روزی که چو باد پیش من برگذری
- شمارهٔ ۳۶۴ مفروق دو دیده ای و مقرون دلی
- شمارهٔ ۳۶۵ مرهم گفتم تو با دل ریش همی
- شمارهٔ ۳۶۶ دولت ز علاء دولت عالی رای
- شمارهٔ ۳۶۷ از شیرینی چون به سخن بنشینی
- شمارهٔ ۳۶۸ با هر تاری ساخته چون پود شوی
- شمارهٔ ۳۶۹ ای گل نه ز گل ز دل همی بر رویی
- شمارهٔ ۳۷۰ آخر نگذاردم فلک چون زاری
- شمارهٔ ۳۷۱ ای دولت هند را جمالی دادی
- شمارهٔ ۳۷۲ شوخی صنمی خوشی کشی خندانی
- شمارهٔ ۳۷۳ عشق آتشی افروخت که از بسیاری
- شمارهٔ ۳۷۴ ای بخت مرا سوخته خرمن کردی
- شمارهٔ ۳۷۵ در پیش گل وصال ما را بویی
- شمارهٔ ۳۷۶ گرچه کندت مساعدت روز بهی
- شمارهٔ ۳۷۷ فر ابدی و نعمت جاویدی
- شمارهٔ ۳۷۸ ای حورا زاده لعبت نوشادی
- شمارهٔ ۳۷۹ بنمودی مقنعی مهی ناگاهی
- شمارهٔ ۳۸۰ ای نای هوا بریدم از نای دمی
- شمارهٔ ۳۸۱ عشوه دهیم همی سرابی گویی
- شمارهٔ ۳۸۲ ای راوه اگر بهشت پیداست تویی
- شمارهٔ ۳۸۳ ای شاه عدو بندی و هم قلعه گشای
- شمارهٔ ۳۸۴ چون بلبل داریم برای رازی
- شمارهٔ ۳۸۵ امید به زندگانیم نیست بسی
- شمارهٔ ۳۸۶ مسعود چو دربند گرفتار شدی
- شمارهٔ ۳۸۷ نالنده تر از نایم در قلعه نای
- شمارهٔ ۳۸۸ ای شاه جهان ز ملک باقی شادی
- شمارهٔ ۳۸۹ بر شاهان جمله پادشاهی داری
- شمارهٔ ۳۹۰ آمد بر من خیال زیبا یاری
- شمارهٔ ۳۹۱ ای چرخ همه کار به پرگار زدی
- شمارهٔ ۳۹۲ از غنچه ناشکفته مستورتری
- شمارهٔ ۳۹۳ از بلبل بر سرو طربناک تری
- شمارهٔ ۳۹۴ ای قلعه نای مادر ملک تویی
- شمارهٔ ۳۹۵ ای تن تو به طبع بار بیمار کشی
- شمارهٔ ۳۹۶ چون موی شدم رنج هر بیدادی
- شمارهٔ ۳۹۷ ای تن چه تنی که تا شدی فرهنگی
- شمارهٔ ۳۹۸ چون دید که بر عزم سفر دارم رای
- شمارهٔ ۳۹۹ این چرخ بسی بدل کند نوها را