شمارهٔ ۹۲
شب تا سحر از درد دلم مینالید
فریاد که هیچکس به دادم نرسید
در گریه کسی نشد شریک چشمم
جز ابر سیاه که روی او باید سپید
شب تا سحر از درد دلم مینالید
فریاد که هیچکس به دادم نرسید
در گریه کسی نشد شریک چشمم
جز ابر سیاه که روی او باید سپید
ماخذ: گنجور · واقف لاہوری