شمارهٔ ۸۹
عشق آمد و سینهٔ مرا پرخون کرد
هوش از سر و صبر از دلم بیرون کرد
معذورم اگر تو را بگویم لیلی
جانا چه کنم غرض مرا مجنون کرد
عشق آمد و سینهٔ مرا پرخون کرد
هوش از سر و صبر از دلم بیرون کرد
معذورم اگر تو را بگویم لیلی
جانا چه کنم غرض مرا مجنون کرد
ماخذ: گنجور · واقف لاہوری