شمارهٔ ۸۶

رفتم بر یار شب شکایت‌آلود

گفتم که ز درد تو تن و جان فرسود

گفتا موجود هست بوسی گفتم

موجود شفاست لطف باید فرمود

ماخذ: گنجور · واقف لاہوری