شمارهٔ ۱۹۱

از مستی خویشتن بسی شرمنده

دل خورده دماغ سوخته جان کنده

گه گریه به حال خود کند گه خنده

محنت‌کش روزگار یعنی بنده

ماخذ: گنجور · واقف لاہوری