شمارهٔ ۸۲مرزا غالبمحفوظ کریںتا کی رمدم شفق تراشد از چشمهر دم مژه خون به روی پاشد از چشمقطع نظر از چشم دلی نیزم هستبینید که خسته تر نباشد از چشم