پیام مشرق

  1. بخش ۱ - پیشکش به حضور اعلیحضرت امیرامان الله خان فرمانروای دولت مستقلهٔ افغانستان خلد الله ملکه و اجلاله
  2. بخش ۲ - شهید ناز او بزم وجود است
  3. بخش ۳ - دل من روشن از سوز درون است
  4. بخش ۴ - به باغان باد فروردین دهد عشق
  5. بخش ۵ - عقابان را بهای کم نهد عشق
  6. بخش ۶ - ببرگ لاله رنگ آمیزی عشق
  7. بخش ۷ - نه هر کس از محبت مایه دار است
  8. بخش ۸ - درین گلشن پریشان مثل بویم
  9. بخش ۹ - جهان مشت گل و دل حاصل اوست
  10. بخش ۱۰ - سحر می گفت بلبل باغبان را
  11. بخش ۱۱ - جهان ما که نابود است بودش
  12. بخش ۱۲ - نوای عشق را ساز است آدم
  13. بخش ۱۳ - نه من انجام و نی آغاز جویم
  14. بخش ۱۴ - دلا نارائی پروانه تا کی
  15. بخش ۱۵ - تنی پیدا کن از مشت غباری
  16. بخش ۱۶ - ز آب و گل خدا خوش پیکری ساخت
  17. بخش ۱۷ - به یزدان روز محشر برهمن گفت
  18. بخش ۱۸ - گذشتی تیز گام ای اختر صبح
  19. بخش ۱۹ - تهی از های و هو میخانه بودی
  20. بخش ۲۰ - ترا ای تازه پرواز آفریدند
  21. بخش ۲۱ - چه لذت یارب اندر هست و بود است
  22. بخش ۲۲ - شنیدم در عدم پروانه میگفت
  23. بخش ۲۳ - مسلمانان مرا حرفی است در دل
  24. بخش ۲۴ - به کویش رهسپاری ای دل ای دل
  25. بخش ۲۵ - رهی در سینهٔ انجم گشائی
  26. بخش ۲۶ - سحر در شاخسار بوستانی
  27. بخش ۲۷ - ترا یک نکتهٔ سر بسته گویم
  28. بخش ۲۸ - بهل افسانهٔ آن پا چراغی
  29. بخش ۲۹ - ترا از خویشتن بیگانه سازد
  30. بخش ۳۰ - زیان بینی ز سیر بوستانم
  31. بخش ۳۱ - برون از ورطهٔ بود و عدم شو
  32. بخش ۳۲ - ز مرغان چمن نا آشنایم
  33. بخش ۳۳ - جهان یارب چه خوش هنگامه دارد
  34. بخش ۳۴ - سکندر با خضر خوش نکته ئی گفت
  35. بخش ۳۵ - سریر کیقباد ، اکلیل جم خاک
  36. بخش ۳۶ - اگر در مشت خاک تو نهادند
  37. بخش ۳۷ - دمادم نقش های تازه ریزد
  38. بخش ۳۸ - چو ذوق نغمه ام در جلوت آرد
  39. بخش ۳۹ - چه میپرسی میان سینه دل چیست
  40. بخش ۴۰ - خرد گفت او بچشم اندر نگنجد
  41. بخش ۴۱ - کنشت و مسجد و بتخانه و دیر
  42. بخش ۴۲ - نه پیوستم درین بستان سرا دل
  43. بخش ۴۳ - به خود باز آورد رند کهن را
  44. بخش ۴۴ - سفالم را می او جام جم کرد
  45. بخش ۴۵ - خرد زنجیری امروز و دوش است
  46. بخش ۴۶ - خرد اندر سر هر کس نهادند
  47. بخش ۴۷ - گدای جلوه رفتی بر سر طور
  48. بخش ۴۸ - بگو جبریل را از من پیامی
  49. بخش ۴۹ - همای علم تا افتد بدامت
  50. بخش ۵۰ - خرد بر چهرهٔ تو پرده ها بافت
  51. بخش ۵۱ - دلت می لرزد از اندیشهٔ مرگ
  52. بخش ۵۲ - ز پیوند تن و جانم چه پرسی
  53. بخش ۵۳ - مرا فرمود پیر نکته دانی
  54. بخش ۵۴ - ز رازی معنی قرآن چه پرسی؟
  55. بخش ۵۵ - من از بود و نبود خود خموشم
  56. بخش ۵۶ - ز من با شاعر رنگین بیان گوی
  57. بخش ۵۷ - ز خوب و زشت تو ناآشنایم
  58. بخش ۵۸ - تو ای شیخ حرم شاید ندانی
  59. بخش ۵۹ - چو تاب از خود بگیرد قطرهٔ آب
  60. بخش ۶۰ - من ای دانشوران در پیچ و تابم
  61. بخش ۶۱ - میارا بزم بر ساحل که آنجا
  62. بخش ۶۲ - سراپا معنی سر بسته ام من
  63. بخش ۶۳ - مگو از مدعای زندگانی
  64. بخش ۶۴ - اگر کردی نگه بر پارهٔ سنگ
  65. بخش ۶۵ - وفا ناآشنا بیگانه خو بود
  66. بخش ۶۶ - مپرس از عشق و از نیرنگی عشق
  67. بخش ۶۷ - مشو ای غنچهٔ نورسته دلگیر
  68. بخش ۶۸ - مرا روزی گل افسرده ئی گفت
  69. بخش ۶۹ - جهان ما که پایانی ندارد
  70. بخش ۷۰ - به مرغان چمن همداستانم
  71. بخش ۷۱ - نماید آنچه هست این وادی گل
  72. بخش ۷۲ - تو خورشیدی و من سیارهٔ تو
  73. بخش ۷۳ - خیال او درون دیده خوشتر
  74. بخش ۷۴ - دماغم کافر زنار دار است
  75. بخش ۷۵ - صنوبر بندهٔ آزادهٔ او
  76. بخش ۷۶ - ز انجم تا به انجم صد جهان بود
  77. بخش ۷۷ - بپای خود مزن زنجیر تقدیر
  78. بخش ۷۸ - دل من در طلسم خود اسیر است
  79. بخش ۷۹ - نوا در ساز جان از زخمهٔ تو
  80. بخش ۸۰ - نفس آشفته موجی از یم اوست
  81. بخش ۸۱ - ترا درد یکی در سینه پیچید
  82. بخش ۸۲ - کرا جوئی چرا در پیچ و تابی
  83. بخش ۸۳ - تو ای کودک منش خود را ادب کن
  84. بخش ۸۴ - نه افغانیم و نی ترک و تتاریم
  85. بخش ۸۵ - نهان در سینهٔ ما عالمی هست
  86. بخش ۸۶ - دل من ای دل من ایدل من
  87. بخش ۸۷ - چه گویم نکتهٔ زشت و نکو چیست
  88. بخش ۸۸ - کسی کو درد پنهانی ندارد
  89. بخش ۸۹ - چه پرسی از کجایم چیستم من ؟
  90. بخش ۹۰ - به چندین جلوه در زیر نقابی
  91. بخش ۹۱ - دل از منزل تهی کن پا بره دار
  92. بخش ۹۲ - بیا ای عشق ای رمز دل ما
  93. بخش ۹۳ - سخن درد و غم آرد ، درد و غم به
  94. بخش ۹۴ - نه من بر مرکب ختلی سوارم
  95. بخش ۹۵ - کمال زندگی خواهی بیاموز
  96. بخش ۹۶ - تو میگوئی که آدم خاکزاد است
  97. بخش ۹۷ - دل بیباک را ضرغام رنگ است
  98. بخش ۹۸ - ندانم باده ام یا ساغرم من
  99. بخش ۹۹ - تو گوئی طایر ما زیر دام است
  100. بخش ۱۰۰ - چسان زاید تمنا در دل ما
  101. بخش ۱۰۱ - چو در جنت خرامیدم پس از مرگ
  102. بخش ۱۰۲ - جهان ما که جز انگاره ئی نیست
  103. بخش ۱۰۳ - چسان ای آفتاب آسمان گرد
  104. بخش ۱۰۴ - تراش از تیشهٔ خود جادهٔ خویش
  105. بخش ۱۰۵ - بمنزل رهرو دل در نسازد
  106. بخش ۱۰۶ - بیا با شاهد فطرت نظر باز
  107. بخش ۱۰۷ - میان آب و گل خلوت گزیدم
  108. بخش ۱۰۸ - ز آغاز خودی کس را خبر نیست
  109. بخش ۱۰۹ - دلا رمز حیات از غنچه دریاب
  110. بخش ۱۱۰ - فروغ او به بزم باغ و راغ است
  111. بخش ۱۱۱ - ز خاک نرگسستان غنچه ئی رست
  112. بخش ۱۱۲ - جهان کز خود ندارد دستگاهی
  113. بخش ۱۱۳ - دل من رازدان جسم و جان است
  114. بخش ۱۱۴ - گل رعنا چو من در مشکلی هست
  115. بخش ۱۱۵ - مزاج لالهٔ خود رو شناسم
  116. بخش ۱۱۶ - جهان یک نغمه زار آرزوئی
  117. بخش ۱۱۷ - دل من بی قرار آرزوئی
  118. بخش ۱۱۸ - دوام ما ز سوز ناتمام است
  119. بخش ۱۱۹ - مرنج از برهمن ای واعظ شهر
  120. بخش ۱۲۰ - حکیمان گرچه صد پیکر شکستند
  121. بخش ۱۲۱ - جهانها روید از مشت گل من
  122. بخش ۱۲۲ - هزاران سال با فطرت نشستم
  123. بخش ۱۲۳ - به پهنای ازل پر می گشودم
  124. بخش ۱۲۴ - درونم جلوهٔ افکار این چیست؟
  125. بخش ۱۲۵ - بخود نازم گدای بی نیازم
  126. بخش ۱۲۶ - اگر آگاهی از کیف و کم خویش
  127. بخش ۱۲۷ - چه غم داری ، حیات دل ز دم نیست
  128. بخش ۱۲۸ - تو ای دل تا نشینی در کنارم
  129. بخش ۱۲۹ - ز من گو صوفیان با صفا را
  130. بخش ۱۳۰ - چو نرگس این چمن نادیده مگذر
  131. بخش ۱۳۱ - تراشیدم صنم بر صورت خویش
  132. بخش ۱۳۲ - به شبنم غنچهٔ نورسته می گفت
  133. بخش ۱۳۳ - زمین را رازدان آسمان گیر
  134. بخش ۱۳۴ - ضمیر کن فکان غیر از تو کس نیست
  135. بخش ۱۳۵ - زمین خاک در میخانهٔ ما
  136. بخش ۱۳۶ - سکندر رفت و شمشیر و علم رفت
  137. بخش ۱۳۷ - ربودی دل ز چاک سینهٔ من
  138. بخش ۱۳۸ - ز پیش من جهان رنگ و بو رفت
  139. بخش ۱۳۹ - مرا از پردهٔ ساز آگهی نیست
  140. بخش ۱۴۰ - نوا مستانه در محفل زدم من
  141. بخش ۱۴۱ - عجم از نغمه های من جوان شد
  142. بخش ۱۴۲ - عجم از نغمه ام آتش بجان است
  143. بخش ۱۴۳ - ز جان بیقرار آتش گشادم
  144. بخش ۱۴۴ - مرا مثل نسیم آواره کردند
  145. بخش ۱۴۵ - خرد کرپاس را زرینه سازد
  146. بخش ۱۴۶ - ز شاخ آرزو بر خورده ام من
  147. بخش ۱۴۷ - خیالم کو گل از فردوس چیند
  148. بخش ۱۴۸ - عجم بحریست ناپیدا کناری
  149. بخش ۱۴۹ - مگو کار جهان نااستوار است
  150. بخش ۱۵۰ - رمیدی از خداوندان افرنگ
  151. بخش ۱۵۱ - قبای زندگانی چاک تا کی
  152. بخش ۱۵۲ - میان لاله و گل آشیان گیر
  153. بخش ۱۵۳ - بجان من که جان نقش تن انگیخت
  154. بخش ۱۵۴ - به گوشم آمد از خاک مزاری
  155. بخش ۱۵۵ - مشو نومید ازین مشت غباری
  156. بخش ۱۵۶ - جهان رنگ و بو فهمیدنی هست
  157. بخش ۱۵۷ - تو می گوئی که من هستم خدا نیست
  158. بخش ۱۵۸ - بساطم خالی از مرغ کباب است
  159. بخش ۱۵۹ - رگ مسلم ز سوز من تپید است
  160. بخش ۱۶۰ - بحرف اندر نگیری لامکانرا
  161. بخش ۱۶۱ - بهر دل عشق رنگ تازه بر کرد
  162. بخش ۱۶۲ - هنوز از بند آب و گل نرستی
  163. بخش ۱۶۳ - مرا ذوق سخن خون در جگر کرد
  164. بخش ۱۶۴ - گریز آخر ز عقل ذوفنون کرد
  165. بخش ۱۶۵ - گل نخستین
  166. بخش ۱۶۶ - دعا
  167. بخش ۱۶۷ - هلال عید
  168. بخش ۱۶۸ - تسخیر فطرت
  169. بخش ۱۶۹ - بوی گل
  170. بخش ۱۷۰ - نوای وقت
  171. بخش ۱۷۱ - فصل بهار
  172. بخش ۱۷۲ - حیات جاوید
  173. بخش ۱۷۳ - افکار انجم
  174. بخش ۱۷۴ - زندگی
  175. بخش ۱۷۵ - محاورهٔ علم و عشق
  176. بخش ۱۷۶ - سرود انجم
  177. بخش ۱۷۷ - نسیم صبح
  178. بخش ۱۷۸ - پند باز با بچهٔ خویش
  179. بخش ۱۷۹ - کرم کتابی
  180. بخش ۱۸۰ - کبر و ناز
  181. بخش ۱۸۱ - لاله
  182. بخش ۱۸۲ - حکمت و شعر
  183. بخش ۱۸۳ - کرمک شبتاب
  184. بخش ۱۸۴ - حقیقت
  185. بخش ۱۸۵ - حدی
  186. بخش ۱۸۶ - قطرهٔ آب
  187. بخش ۱۸۷ - محاورهٔ ما بین خدا و انسان
  188. بخش ۱۸۸ - ساقی نامه در نشاط باغ کشمیر نوشته شد
  189. بخش ۱۸۹ - شاهین و ماهی
  190. بخش ۱۹۰ - کرمک شبتاب
  191. بخش ۱۹۱ - تنهائی
  192. بخش ۱۹۲ - شبنم
  193. بخش ۱۹۳ - عشق
  194. بخش ۱۹۴ - اگر خواهی حیات اندر خطر زی
  195. بخش ۱۹۵ - جهان عمل
  196. بخش ۱۹۶ - زندگی
  197. بخش ۱۹۷ - حکمت فرنگ
  198. بخش ۱۹۸ - حور و شاعر در جواب نظم گوته موسوم به حور و شاعر
  199. بخش ۱۹۹ - زندگی و عمل در جواب هاینه موسوم به «سؤالات»
  200. بخش ۲۰۰ - الملک ﷲ
  201. بخش ۲۰۱ - جوی آب
  202. بخش ۲۰۲ - نامهٔ عالمگیر (به یکی از فرزندانش که دعای مرگ پدر میکرد)
  203. بخش ۲۰۳ - بهشت
  204. بخش ۲۰۴ - کشمیر
  205. بخش ۲۰۵ - عشق
  206. بخش ۲۰۶ - بندگی
  207. بخش ۲۰۷ - غلامی
  208. بخش ۲۰۸ - چیستان شمشیر
  209. بخش ۲۰۹ - جمهوریت
  210. بخش ۲۱۰ - به مبلغ اسلام در فرنگستان
  211. بخش ۲۱۱ - غنی کشمیری
  212. بخش ۲۱۲ - خطاب به مصطفی کمال پاشا ایده الله
  213. بخش ۲۱۳ - طیاره
  214. بخش ۲۱۴ - عشق
  215. بخش ۲۱۵ - تهذیب
  216. بخش ۲۱۶ - بهار تا به گلستان کشید بزم سرود
  217. بخش ۲۱۷ - حلقه بستند سر تربت من نوحه کران
  218. بخش ۲۱۸ - می تراشد فکر ما هر دم خداوندی دگر
  219. بخش ۲۱۹ - مرا ز دیدهٔ بینا شکایت دگر است
  220. بخش ۲۲۰ - به این بهانه درین بزم محرمی جویم
  221. بخش ۲۲۱ - خیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز را
  222. بخش ۲۲۲ - به ملازمان سلطان خبری دهم ز رازی
  223. بخش ۲۲۳ - بیا که ساقی گلچهره دست بر چنگ است
  224. بخش ۲۲۴ - صورت نپرستم من بتخانه شکستم من
  225. بخش ۲۲۵ - هوای فرودین در گلستان میخانه می‌سازد
  226. بخش ۲۲۶ - از ما بگو سلامی آن ترک تند خو را
  227. بخش ۲۲۷ - آشنا هر خار را از قصهٔ ما ساختی
  228. بخش ۲۲۸ - خوش آنکه رخت خرد را به شعله‌ای می سوخت
  229. بخش ۲۲۹ - بیار باده که گردون بکام ما گردید
  230. بخش ۲۳۰ - تیر و سنان و خنجر و شمشیرم آرزوست
  231. بخش ۲۳۱ - دانهٔ سبحه به زنار کشیدن آموز
  232. بخش ۲۳۲ - ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست
  233. بخش ۲۳۳ - موج را از سینهٔ دریا گسستن می‌توان
  234. بخش ۲۳۴ - صد نالهٔ شبگیری صد صبح بلا خیزی
  235. بخش ۲۳۵ - باز به سرمه تاب ده چشم کرشمه زای را
  236. بخش ۲۳۶ - فریب کشمکش عقل دیدنی دارد
  237. بخش ۲۳۷ - حسرت جلوهٔ آن ماه تمامی دارم
  238. بخش ۲۳۸ - به شاخ زندگی ما نمی ز تشنه لبی است
  239. بخش ۲۳۹ - فرقی ننهد عاشق در کعبه و بتخانه
  240. بخش ۲۴۰ - بی تو از خواب عدم دیده گشودن نتوان
  241. بخش ۲۴۱ - این گنبد مینایی این پستی و بالایی
  242. بخش ۲۴۲ - به یکی از صوفیه نوشته شد
  243. بخش ۲۴۳ - دلیل منزل شوقم به دامنم آویز
  244. بخش ۲۴۴ - در جهان دل ما دور قمر پیدا نیست
  245. بخش ۲۴۵ - گریهٔ ما بی اثر ناله ما نارساست
  246. بخش ۲۴۶ - سوز سخن ز نالهٔ مستانهٔ دل است
  247. بخش ۲۴۷ - سطوت از کوه ستانند و بکاهی بخشند
  248. بخش ۲۴۸ - نه تو اندر حرم گنجی نه در بتخانه می‌آیی
  249. بخش ۲۴۹ - تب و تاب بتکدهٔ عجم نرسد به سوز و گداز من
  250. بخش ۲۵۰ - مثل آئینه مشو محو جمال دگران
  251. بخش ۲۵۱ - جهان عشق نه میری نه سروری داند
  252. بخش ۲۵۲ - خواجه ئی نیست که چون بنده پرستارش نیست
  253. بخش ۲۵۳ - بیا که بلبل شوریده نغمه پرداز است
  254. بخش ۲۵۴ - خاکیم و تند سیر مثال ستاره‌ایم
  255. بخش ۲۵۵ - عرب از سرشک خونم همه لاله‌زار بادا
  256. بخش ۲۵۶ - نظر تو همه تقصیر و خرد کوتاهی
  257. بخش ۲۵۷ - سر خوش از بادهٔ تو خم شکنی نیست که نیست
  258. بخش ۲۵۸ - اگرچه زیب سرش افسر و کلاهی نیست
  259. بخش ۲۵۹ - شعله در آغوش دارد عشق بی پروای من
  260. بخش ۲۶۰ - بتان تازه تراشیده‌ای دریغ از تو
  261. بخش ۲۶۱ - پیام
  262. بخش ۲۶۲ - جمعیت الاقوام
  263. بخش ۲۶۳ - شوپنهاور و نیچه
  264. بخش ۲۶۴ - فلسفه و سیاست
  265. بخش ۲۶۵ - صحبت رفتگان (در عالم بالا)
  266. بخش ۲۶۶ - نیچه
  267. بخش ۲۶۷ - حکیم اینشتین
  268. بخش ۲۶۸ - بایرن
  269. بخش ۲۶۹ - نیچه
  270. بخش ۲۷۰ - جلال و هگل
  271. بخش ۲۷۱ - پتوفی
  272. بخش ۲۷۲ - محاوره ما بین حکیم فرانسوی اوگوست کنت و مرد مزدور
  273. بخش ۲۷۳ - هگل
  274. بخش ۲۷۴ - جلال و گوته
  275. بخش ۲۷۵ - پیغام برگسن
  276. بخش ۲۷۶ - میخانهٔ فرنگ
  277. بخش ۲۷۷ - موسیولینن و قیصر ولیم
  278. بخش ۲۷۸ - حکما
  279. بخش ۲۷۹ - شعرا
  280. بخش ۲۸۰ - خرابات فرنگ
  281. بخش ۲۸۱ - خطاب به انگلستان
  282. بخش ۲۸۲ - قسمت‌نامهٔ سرمایه‌دار و مزدور
  283. بخش ۲۸۳ - نوای مزدور
  284. بخش ۲۸۴ - آزادی بحر
  285. بخش ۲۸۵ - )
  286. بخش ۲۸۶ - )
  287. بخش ۲۸۷ - )
  288. بخش ۲۸۸ - )
  289. بخش ۲۸۹ - )
  290. بخش ۲۹۰ - )
  291. بخش ۲۹۱ - )
  292. بخش ۲۹۲ - )
  293. بخش ۲۹۳ - )
  294. بخش ۲۹۴ - )
  295. بخش ۲۹۵ - )
  296. بخش ۲۹۶ - )
  297. بخش ۲۹۷ - )
  298. بخش ۲۹۸ - )
  299. بخش ۲۹۹ - )
  300. بخش ۳۰۰ - )