شمارهٔ ۱۹۲
دل از وحشت سرای عالم غدّار می گیرد
که مست آسوده حال و محسب هشیار می گیرد
دماغ افسرد از آن گلشن،که بر روی هوسناکان
قضا در می گشاید، رخنهٔ دیوار می گیرد
دل از وحشت سرای عالم غدّار می گیرد
که مست آسوده حال و محسب هشیار می گیرد
دماغ افسرد از آن گلشن،که بر روی هوسناکان
قضا در می گشاید، رخنهٔ دیوار می گیرد
ماخذ: گنجور · حزین لاہیجی