شمارهٔ ۹۵
ای آنکه دلت گشته ز امساک تو خون
نبْوَد دهنت از تو به نانی ممنون
تا بستاند لقمه ز دستت از حرص
آید فم معده از دهانت بیرون
ای آنکه دلت گشته ز امساک تو خون
نبْوَد دهنت از تو به نانی ممنون
تا بستاند لقمه ز دستت از حرص
آید فم معده از دهانت بیرون
ماخذ: گنجور · جویای تبریزی