شمارهٔ ۳۱
دارم چشمی که قلزم وارونست
خون گشته دلی که منبع جیحونست
این مردمک چشم جهان بین که مراست
تمثال سویدای دل پرخونست
دارم چشمی که قلزم وارونست
خون گشته دلی که منبع جیحونست
این مردمک چشم جهان بین که مراست
تمثال سویدای دل پرخونست
ماخذ: گنجور · نظیری نیشابوری